استخوان های دوست داشتنی🦋
Canal cerrado
251
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Archivo de publicaciones
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبهی دنیایی
خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیباتر از آن رویایی
ای تو آن ناب ترین رایحهی شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی
عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
تو نفهمیدی، اما من سرانجام ریسمان را بریدم. ریسمان را بریدم و خودم را از قید هر معنا و مفهومی که برایم داشتی آزاد کردم.
انتقامی در کار نیست؛
چون تو روزی خانهٔ من بودی.
و من جایی را که روزی در آن آرام گرفتهام،
به آتش نمیکشم.
