ریسمــان
Ir al canal en Telegram
422
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
422
دورهی آزمایشی لینک ناشناس هم به پایان رسید. به علت دریافت پیامهای نامربوط و هرز:( . به پیشنهاد ادمینی محترم بات شناس را امتحان میکنم.
@rismanash_bot
422
اولین حادثه، دوست داشتنت بود؛
اولین و مستحکمترین پاسخ به دلیلِ هستیام.
هر حادثهی دیگر، هر پرسش و پاسخ دیگر،
در تب و تابِ همان حادثه و پاسخِ اولین است.
اکهارت : «هیچ چیزی خود را نزد روح فاش نمیگرداند، مگر آنچه ازقبل در روح وجود دارد.»
چون نفخت فیه من روحی توراست روح پاکی فوق نفخ صور باش#حافظ @rismanash
422
این واقعیّتیست که در بخش اعظم زندگی انسان، هنوز، غریزه میگوید«آری»، اراده فریاد میکشد «نه»، و انسان، غالباً، «آریِ» غریزه را همچون فرمانی تردیدناپذیر میشنود و میپذیرد و خود را از شرّ مشقّاتِ انتخابِ آگاهانهی ارادی خلاص میکند؛ حال آنکه تباهیِ روح، در آستینِ بسیاری از همین «آری»هاست و آرامشِ حقیقی، زادهی ارادهی مُتمرّد. انسان، روزی که با غرائز خود نیز آگاهانه و مسلّط برخورد کند، بیشک، نهاییترین گام را در رسیدن به آنچه خودْ خوشبختیاش مینامد برداشته است.#نادرابراهیمی #ابوالمشاغل
زندگی مواجههی ابدی آدمهاست با این انتخابها. با هر رفتار ساده و خوب، انسان یک گام پیچیده و ورزیده میشه. کسی که در انجام خوبها ورزیده بشه کمکم حتی وزن خوبها رو هم حس میکنه؛ یعنی از بین چند تا خوب میتونه بهترین رو تشخیص بده...کسی که خوبها رو انجام میده به تدریج به یکی از کانونهای هستی تبدیل میشه. منظورم از کانون اینه که در هر نقطه که ایستاده میتونه هستی رو در سیطره و فرمان خودش داشته باشه...چنین اقتداری البته مایه فخر نیست چون این کوچکترین کاریه که از چنین کسانی برمیاد... چنین کسانی میتونند بیماری رو در آن سوی دنیا شفا بدن. منطق این روابط اینه که چنین کسانی اصولاً به بینهایت دسترسی دارند که برای آن بینهایت انجام چنین کارهایی به شدت سادهس.#مصطفی_مستور *روی ماه خداوند را ببوس* ✨
سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است.شمس-۸ @rismanash
422
نامه به دوستِ او💌
من خودم را در رنجِ تو، مقصر میدانم و عیبها و نقصها، حسرتها و پشیمانیهایم را به خاطر میآورم، هر چه بیشتر فکر میکنم، خطاهای بیشتریام را مییابم. کمترین تقصیرم میتواند مانند همان اثر پروانهای باشد که «بالزدن پروانهای در برزیل، باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود».
از او خواستهام و میخواهم، دل و ذهنم، دانشِ هر چه سبب آرامِ جانت هست را بیابد و شیرینیِ عمل به آن در دلم بنشیند.
@rismanash
422
بهتر است با وجود تمامِ همدلیها و همیاریها، بگوییم: ″تو″ میتوانی...
این عادلانهترین و حقیقیترین همراهیست. شاید روزی بیاید که دیگر برای کمک و مراقبت نباشیم. امّا او خودش را دارد و به قدرتش باور دارد. هیچ فقدانی به اندازهی از دست دادن امید و باور به خودمان، دردناک و شکننده نیست. وقتی عزیزی، موقعیتی و یا داشتهای را از دست میدهیم بزرگترین درد، احساسِ بیلیاقتی و ناتوانی در حفظ او و ادامهی بدون اوست. در صورتی که جریان زندگی مدام با همین بازپسگرفتنها به ما یادآوری میکند که وجودِ تو وابسته به هیچکس و هیچچیز نیست. دوست داشتن یعنی توانایی تقویت و یادآوری این باور که: تو نقش و اثر منحصر بفرد خودت را داری و باید خودت را پیدا کنی. در تو کسی هست که تو را بیشتر از همه دوست دارد و همیشه کنارت بوده، هست و خواهد بود.
✨
که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.تین-۴ @rismanash
422
میدانم که تو نیز این لحظات را داشتهای که پیروزیِ بزرگت؛ بلند شدن و چند قدم برداشتن باشد. این حقیقتاً پیروزی بزرگیست برای تو و من که میدانیم میان هزاران دلیل برای پذیرفتنِ شکست، چگونه دلیلی برای پیروزی یافتیم و چه دردی تحمّل کردیم. ما میدانیم نبرد و میدانِ نبرد برای هر کسی متفاوت است اما تمام تلاشمان را کرده و میکنیم که مُرده زندگی نکنیم و مُرده نمیریم و مُردهمان تنها باقیماندهمان نباشد. در ما یادِ زیباییها همیشه میدرخشد حتی به قدرِ باریکهی نوری در تاریکی و مِه. و میلِ به زیبایی را زنده نگه می داریم.
✨
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و کفران نعمت نکنید.بقره- ۱۵۲ یادگاری ز تو یادت را به یاد آورد زیادت باد این یاد که یادبودیست که یار آورد
بدان که دگرگونی، با باورِ دگر گونی آغاز میشود و فردا با پذیرفتن فردا... تو فردا را به نیکترین شکل باید ببینی تا فردا نیکترین شکل را به امروز بیاورد.
به گوشهایتان شنیدنِ تولد را بیاموزید. هر تولدی با گریستن همراه است. تولد بیمویه، مُرده یا خفه به دنیا آمدن است. صدای تولد بهار مثل صدای شکافتن سنگ است.#نادرابراهیمی #فردا_شکل_امروز_نیست
422
انگار اکثراً با نظردهی به صورت شناس راحت نیستند. از طرفی در گروه متّصل به کانال ناخواسته ربات عضو میشد و من هم در مدیریت نابلد هستم. لذا اینگونه ارتباط را امتحان میکنیم. 🙃
422
🌱
آمایا گفت:«ماه...رفته.» گرگ گفت: «آره.همینطوره. ماه صورتش رو توی نورِ روز پنهان میکنه.» آمایا پرسید: «پس ما چطوری به جستوجومون ادامه بدیم؟» گرگ گفت: «ما نمیتونیم به هیچ چیز تا ابد تکیه کنیم. همونطوری که گربه گفت همه چیز گذراست؛ چه خوب، چه بد.»
آمایا سرش را بالا آورد و به آسمان شب نگاه کرد؛ به ماه بزرگی که در تاریکی معلق بود. و متوجه شد که کل سفر برای چه بوده است. جستوجوی پدر و مادرش، تصمیم گرگ برای نجات او، ترک کردن امنیت غار و دنبال کردن ماه...همهی اینها به خاطر عشق بود. و اگرچه آمایا تنها بود، احساس نمیکرد او را ترک کردهاند.#کتاب #به_دنبال_ماه #جیمز_نوربری پ.ن: میخواهم مسیر یافتن نور را از زبانهای گوناگون بشنوم. گرچه در ابتدا به نظرم زبانش ساده و کلیشهای آمد اما بالعکس در عین سادگی، تسکین و همدلی عمیقی داشت. @rismanash
422
عمیقاً احساس درماندگی کردم وقتی فهمیدم دوستِ عزیزی رنجی را به ناحق متحمّل شده و من با قضاوت اشتباهم در حمایت از او کوتاهی کردهام، همچنین جانِ عزیزم در خطر بوده و نتوانستم از او محافظت کنم و زخمِ از دست دادن برایم تازه شد، و احساسِ درماندگی شدیدتر دارم وقتی جنایتهای هولناک شیطان صفتان را میبینم
طبق اعلام یونیسف، رژیم اسرائیل از ابتدای شروع نبرد ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا به امروز نزدیک به ۱۴۰۰۰ کودک فلسطینی را به شهادت رسانده است. یعنی ماهانه ۷۳۶ کودک، روزانه ۲۴ کودک و در هر ساعت ۱ کودک!که بر آنان نیز قضاوتهای ناحقی میشود و دستها را از حمایتشان کوتاه کرده؛ ✨
ای كسانیكه ایمان آوردهاید! اگر فاسقی برای شما خبری مهم آورد تحقیق كنید، مبادا (از روی زودباوری و شتابزدگی تصمیم بگیرید و) ناآگاهانه به گروهی آسیب رسانید، سپس از كردهی خود پشیمان شوید.حجرات- ۶ و خداوند اینگونه دل گمگشته را با کلماتی محکم یاری میرساند: ✨
به یاد آر هنگامی که خدا به شما وعده فتح بر یکی از دو طایفه را میداد (غلبه بر سپاه قریش یا کاروان تجاری شام) و شما مسلمین مایل بودید که آن طایفه که شوکت و سلاحی همراه ندارند نصیب شما شود، و خدا میخواست که حق را با سخنان خود (که وعده پیروزی حق را داده است) ثابت گرداند و از بیخ و بن ریشه کافران را برکند.انفال-۷ دریافتم باید افق دید را وسیعتر کرد و قدرتِ ایمان را بیشتر. دردها آمدهاند تا صدای هم را بشنویم، همصدا و قویتر شویم، یادها و فریادها غفلت را میزداید و در دلها آگاهی میکارد، باید کفر؛ هر پوشاننده و انکار کنندهی حقی رسوا و شناخته شود تا ریشهاش را از دلها و جهان برکنیم و به پیروزیِ بزرگترِ حق برسیم. @rismanash
422
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که در این پرده چهها میبینم#حافظ
من عاشقی از کمال تو آموزم بیت و غزل از جمال تو آموزم در پردهٔ دل، خیال تو رقص کند من رقصِ خوش از خیال تو آموزم#مولوی گردآوری اشعار (@chaame) @rismanash
422
دوستی تکهکلامش در کلافگی این بود: «اسیر شدیم» من هم: «اسیر شدیم...» نپرسید اسیرِ چه، که قفلها بسیار است و به قول #فاؤست(خطاب به کتابها و افزارها و در اندیشه به جایگاههایش): «شما میبایست برایم کلید باشید در حقیقت شما دندانههای بیشتری از یک کلید دارید ولی باز کلونها را به حرکت در نمیآورید» قرار بود آنها برای زندگی باشند ولی زندگی برای آنها شد. چطور میشود که علم، ثروت وعشق را برای خوشبختی میخواهیم ولی خوشبختی را قربانی میکنیم؟ چطور میشود که خواسته را برای تقرّب به خواهان میخواهیم اما ناگهان میبینیم خواهان را هم بر سر خواسته قمار کردیم و باختیم؟
غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست#حافظ
من باید کاری بکنم که خودم زیاد شوم و سرمایههایم رشد کنند. فکرم و دلم و عقلم و روحم بارور شود. فکرم آگاهیهایی عظیم بگیرد و دلم عشقهایی بزرگتر از خودم. عقلم این ترازوی از دست رفتهام ،دقیقتر شود و آزادتر شود و روحم این وسعتِ به تنگی نشسته با آن عشق و با آن شناخت، به راه گسترده خودش آشنا شود.
آیا دلم و دلِ خلق و جلوههایِ دنیا از من بزرگترند که شب و روز مرا میچرخانند؟
چه کسی بزرگتر از من جز حاکم بر من؟ من باید با کسی معامله میکردم که چیزی داشته باشد، چه کسی داراتر از مالک من؟#رشد #علی_صفایی_حائری @rismanash
422
برای شنیده شدن تقلا میکنیم اما وقتی شنیده میشویم اولین کسی که میشنود خودمان هستیم. نمیدانم تا حالا با خود حرف زدهاید یا نه؟ به صدا، لحن و احساس خودتان نسبت به خود توجه کردهاید یا نه؟ به صدای ضبط شدهی خود چطور؟ برای هیچکس این صدا عجیب و غریبتر از خودمان نیست. در گفتن به دنبال تصویری از خود میگردیم و این یک حقیقت و واقعیت است که همچون تعریفهای دیگر، چگونگیِ تعریف از خود و دیگران نیز در اولین روزهای زندگیمان برایمان شکل گرفته است. اینکه از همان گریهی اول به مهر پاسخ داده شده یا قهر بسیار مؤثر است در اینکه بر موجودیت خود مهر بورزیم و بازخوردها را با مهر در موجودیتمان به کار بریم یا هم بر خود قهر داشته باشیم و هم پاسخها را قهرآمیز بیابیم. به هر حال امروز نوزاد نیستیم زخم خود و دیگران را میبینیم. اگر توانستیم مرهم میگذاریم، اگر نه حداقل از زخمهایمان مراقبت میکنیم. همانقدر که در آسیبها متأثر از هم هستیم، در ترمیم نیز نقش داریم؛ من، تو، او: ما
آن لحظه که ماریا متوجه نقش و نگاه خود شد را تجربه کرده و اثرش را دیدهام.
#فیلم «دوستداشتنی»
@rismanash
422
چرا ساز امیدواری میزنی وقتی همیشه غم هست؟
طبیعت را میبینم، سوسوی ستارگانی در تاریکی شب که خیلی سال قبل مردهاند ولی هنوز سفیر روشنیبخشند، شاخ و برگ سبز و استوار درخت که ریشههایش در دل تاریک خاک است...
دنیا قشنگتر میشود وقتی از غصه قفس نسازیم.
آن بهاران مضْمَر است اندر خزان در بهار است آن خزان مگْریز از آن@rismanash
مگر آن نِی که روح شما را تسکین میدهد، همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشیدهاند؟ هرگاه شادی میکنید، به ژرفای دل خود بنگرید تا ببینید که سرچشمهٔ شادی به جز سرچشمهٔ اندوه نیست.پیامبر و دیوانه #جبران_خلیل_جبران (@chaame)
422
گفت: «چرا روزهای قبل از تعطیلی از خودِ تعطیلی بهتر است؟ چرا آخر اسفند از عید بهتر است؟ چرا انقلاب بهتر از بعد از انقلاب است؟ چرا حتی گفتهاند: وصال، پایانِ عشق است؟...»
شاید به این خاطر باشد که فاصلهی تصوّر با عینیّت را درک نکردهایم، در رسیدنها منزلی آخر میبینیم، قدر لحظهها را نمیدانیم، بارِ مسئولیتِ لحظهها را بر دوش نمیگیریم.
آویختن به یک روز و بر محور یک روز گشتن و بر اعتبار یک روز چنان دمیدن که تمام ذهن ما را اشغال کند به تمام معنی گرفتار شدن در تار و پود توهم است و دورافتادن از واقعیتها. روز عروسی تو فقط روز عروسی توست نه چیزی بیشتر. در این روز، تو زندگی مشترک را نمیسازی، همهٔ آرزوهایت را برنمیآوری و فرزندان برومندی به جامعه تحویل نمیدهی. زندگی مشترک، در امتداد عصری که تو با همسرت خواهی بود ساخته میشود؛ در هر لحظهی آن؛ اما نه فقط در این یا آن لحظهاش. اگر برای روز عروسیات، اعتباری بیشتر از یک خاطرهی خوشِ وظیفهآفرین قائل شوی و آن را حادثهیی عظیم و دگرگونساز بپنداری، مسلماً بعدها به زانو درخواهی آمد؛ چرا که گمان میکنی این روز، خود به خود، میبایست زندگیات را زیر و رو کرده باشد (که البته نمیکند) زیرا زیر و رو کردنِ زندگی به ارادهی زمانسازِ پیمانْ بستگان و دوام این اراده احتیاج دارد نه روزِ پیمان بستن. روز پیمان، فقط صورت و نمودی از اعتقادیست که در تداوم و پیوستگیِ لحظههای بسیار، معنا خواهد یافت تو در برابر «عصر حرکت» مسئولی ای فاطمه نه در برابر «مبدءِ حرکت»؛ و عصر انقلاب تا زمانی عصر انقلاب است که تو انقلابی باقی بمانی، که پدرت، که برادرها و خواهرهایت، که محله و شهرت، که همهی هموطنان مبارزت، انقلابی سرسختِ راستین باقی بمانند، مفهوم و مقصود انقلاب را از یاد نبرند، خصلتهای انقلابی را از کف ندهند، رُشدِ دانش انقلابی خود را به پای احساس انقلابی خویش برسانند و در همه حال، دستهایشان به سلاحِ انقلاب دوخته باشد و چشمهایشان به آسمان وسیع انقلاب.#نادرابراهیمی #انقلاب_به_ما_چه_داد؟
الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها ... به می سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها#حافظ @rismanash
422
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ را به خاطر دارم، لذا رقیب یکدیگریم ولی یاریدهنده در خیر هم بوده و هستید. پس عیدتان مبارک. شیرینی طعامِ آسمانی این ماه باقی باشد و فزونی برایتان🌱✨
...وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ...و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودی خداست و آن به حقیقت فیروزی بزرگ است.توبه- ۷۲ @rismanash
422
✨
بگو: همانا نمازم و عبادتم و زندگیام و مرگم [تنها] برای خدا پروردگار جهانیان است.✨ انعام- ۱۶۲ @rismanash
422
بسیار ادعا کردهام در تحصیل، هنر، ورزش، اخلاق و... و هر ادعا، محک هم میخورد. برخی برحق و برخی باطل بودهاند. ادعا کردن و بیشتر خواستن، همیشه بد نیست، لازمهی پیشرفت است اما کافی نیست. اگر ادعا همراه با باور به انتخابِ مسیر، تأمّل و استقامت در برابر مشکلات و توکل به آن نیرویی که مرا به این راه خوانده، باشد، خواهم دید که ظرفیتم نیز در مسیر افزوده میشود. و اگر ظرفیتم کافی نبود، نهایت این است که آن یک قدم را به عقب برمیگردم ولی هنوز معتقدم مسیرم زیباست و فرصت خواهم داشت بارها برای جلوتر رفتن تلاش کنم.
✨
(مؤمنان صالح) كسانی هستند كه (در برابر مشكلات) صبر (و استقامت) كرده و بر پروردگارشان توكّل میكنند.
و چه بسا جنبندهای كه نمیتواند روزی خود را تأمین كند، خداست كه به او و به شما روزی میدهد و اوست شنوای دانا.عنکبوت- ۵۹، ۶۰ میدانم ادعاهایم در مسیر نور و صدق نیز محکی متناسب خواهد خورد، و در عمل بسیار دورم اما من نیز همچون جنبندهی کوچک طلبِ وسعتِ رزق دارم. پ.ن: نقاشی روی لباسم زیر نظر خواهر هنرمندم که مثل همیشه شجاعتِ ادعا در زیبایی را به من میدهد. @rismanash
422
+1
قهرمانهای جهاد، قدمهای ما آدمهای کوچک، آنها که اصلا نمیدانستند امروز چه روزیست، سنگ قبرهای کوچک، آرامگاه حکیم، من ایستاده در خیابان و جلوهگری قلههای زیبایِ برفی...تمام مسیر درگیر فاصلهها، قیاسها و حسرت بودم. یاد تفأل قرآن در آرامگاه حاج ملاهادی سبزواری افتادم. اندازه و قضاوت در پیشگاه خدا به گونهی دیگریست. خوب است نگاه به سربرافراشتگان آسمان و حسرتش نیز خوب است اما نه قضاوت و قیاسی که موجب یأس و تفرقه شود.
✨
...هیچکس را جز به اندازه توانش تکلیف نمیکنیم؛ و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد، و به پیمان خدا وفا کنید...
و این است راه راست من، از آن پیروی کنید و از راههای دیگر که موجب تفرقه شما از راه اوست متابعت نکنید. این است سفارش خدا به شما، شاید پرهیزکار شوید.انعام- ۱۵۲،۱۵۳ @rismanash
422
بر ستمگران یا با ستمگران. بیطرف، در خدمت کثیفترینهاست، در خدمت رذلترینها، نا انسانترینها، جنایتکارترینها...#نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود هستند کسانی که سنسورهای احساسِ خطرشان را همیشه دورتر از خودشان نصب کردهاند، همیشه بودهاند کسانی که نگرانشان باشند پس لازم نبوده است از خودشان مقاومتی نشان بدهند و چنان غرق در رویای موهومیِ دنیایِ متمدن شدهاند که «صلح بدون جنگ» را باور دارند. در هر حال این عوالم شخصی با حقیقت دنیا سازگار نیست اگر همزمان با گستراندن آغوش برای افزایش داشتهها، بازوان توانا و قدی برافراشته برای دفاع و حمله در برابر تجاوزات طمّاعان نباشد، عمر این داشتهها به زحمت در تاریخ حتی یک نسل باقی خواهد ماند چه برسد به نسلهای آینده. به اولین خانههایی که در فلسطین به اسرائیلیها فروخته شد بیاندیشیم، صلح با شیطان معنا ندارد. #العهد_یا_قدس @rismanash
422
تا شهریور ۱۴۰۱ صفحهی عمومی اینستاگرام داشتم. قرار و پاتوقی بود تا هر فکر سبز و حال خوشی را بیابم و بسازم و به اشتراک بگذارم. قضاوت میشدم: مرفهبیدرد، الکیخوش، خوشخیال و خام. گفتم: من حتی به دکتر هم به سختی شرححال دردم را میدهم و فایدهای در اشتراک و نشر غم و سختیهایم نمیبینم. در اختلاف عقیدهها تا جایی که توهین و خشونت نمیدیدم، گفتگو میکردم، حد و مرز روابطم مشخص بود و اگر گاهی گمان باطلی هم برای کسی پیش میآمد تا جای ممکن بااحترام خط قرمزم را بیان میکردم، در انتخاب واژه دقت دارم دوست برایم محارمی هستند که در اصول با آنها تفاهم داشته باشم و دوست مجازی، برخوردی دوستانه است در محدودهی همان اشتراکگذاریهای عمومی مجازیام. اما دوام نیاوردم، اغتشاشات، تمام شکافها را نمایان کرد، برخی از دوستانِ مجازی دیگر گفتگوی محترمانه نداشتند، و امید را توهین میدانستند. پس از دو سال تلاش کردم کنجِ دنجی را اینجا داشته باشم. هنوز همان اصول را دارم و البته محدودتر. به عادت اینستاگرام نظر مینویسم که فقط نظر است نه بیشتر، نه تقلایی برای ارتباط، لایک میکنم فقط فکر را نه شخص را، فکر میبینم و میخوانم نه شخص را. چون اینجا مجازیست با پیچیدگیها و محدودیتهایی بیشتر از حقیقی. امیدوارم اینجا دوام بیاورم چون به نوشتن و اشتراک افکار نیاز دارم.
پ.ن: امیدوارم آن دوستِ مجازیِ اینستاگرام که به اصرارم بیشتر از دوستِ مجازی شد ولی در تقابل واقعیتها، دوستیمان دوام نیاورد مرا ببخشد و دوستانی حقیقی ناب داشته باشد.
پ.ن: تخلّصم در کوه تبسّم است، نامی که مربی انتخاب کرد چون در سختی هم لبخند میزدم و شاید هنوز همانطور باشم.
