es
Feedback
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ flynn

‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ flynn

Ir al canal en Telegram

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ rd means ı luv u

Mostrar más
589
Suscriptores
Sin datos24 horas
-287 días
-15430 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
diciembre '24
diciembre '24
+3
en 0 canales
noviembre '24
+5
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+6
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+13
en 8 canales
Get PRO
agosto '24
+554
en 34 canales
Get PRO
julio '24
+700
en 14 canales
Get PRO
junio '240
en 6 canales
Get PRO
mayo '240
en 4 canales
Get PRO
abril '24
+375
en 10 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
12 diciembre+1
11 diciembre0
10 diciembre0
09 diciembre0
08 diciembre0
07 diciembre0
06 diciembre0
05 diciembre0
04 diciembre0
03 diciembre+1
02 diciembre0
01 diciembre+1
Publicaciones del Canal
اون نیاز داشت حسش کنه، با قلبش.

2
sticker.webp
144
3
اون نیاز داشت حسش کنه، با قلبش.
1
4
🔒 A whisper message to athris, Only he/she can open it
183
5
🔒 A whisper message to voce, Only he/she can open it
184
6
وای چقدر خوشحالم دوستشون دارین😭
5
7
https://t.me/rdcxm/6943 شما غلط کردی
6
8
اگه ایده ی قشنگ داشتم واقعا عالی میشد
9
9
https://t.me/rdcxm/6943 حس نکن
8
10
Sin texto...
107
11
بچه ها حس میکنم نوشته هام جدیدا زشت شدن
186
12
sticker.webp
182
13
وصیت نامه، آخرین روز از اکتبر 2024
186
14
وصیت نامه، آخرین روز از اکتبر 2024
1
15
کاشکی برای آخرین بار، توی بغل معشوقِ دوست داشتنیش می‌مرد.
168
16
ساعت ها به عکساش خیره مونده بود، دلیل این دوری رو نمیدونست، سعی میکرد با بوسیدن لباش از توی اون مانیتور کوچیک حواس خودشو پرت کنه و برای یک لحظه هم که شده حس کنه اون پیششه دوری، کلمه ای بی معنی در عین عمیق بودن. هیچکس معنی دوری رو درک نمیکنه، در یک لحظه اتفاق میفته، اون صمیمیت اون نزدیکی ای که تا یک لحظه ی پیش حس میشد تبدیل به یه دوری عمیق شده بود و هرکاری که میکرد به جوابی نمی‌رسید. “چرا؟” بار ها و بار ها این سوالو از خودش پرسیده بود ولی نمیدونست کی و کِی قراره جوابشو بده، از جوابش هم می‌ترسید، اگه واقعا نمیخواستش چی؟ با همین افکار بیهوده به خواب رفت و هیچوقت ازش دلیلشو نپرسید و هیچوقت ازش نخواست که دوباره مثل قبل دوستش داشته باشه چون میدونست اگه یه کلمه اشتباه بگه ممکنه همه چی از این خراب تر بشه پس فقط صبر کرد، صبر کرد و نوشت، نوشت و نوشت، تنها راه فرارش همین بود ولی انگار این هم دیگه کار نمیکرد، نوشتن بیشتر به گریه مینداختش.
171
17
قربونش بشم
12
18
دلم خواست فور کنم
9
19
‌ ㅤִ ‌‌‌ ‌ هیاهویے بسـ🦋ـیاࢪ بر سر هـیچ ㅤִ+4
‌      ㅤִ ‌‌‌ ‌ هیاهویے بسـ🦋ـیاࢪ بر سر هـیچ      ㅤִ
9
20
happy birthday ma little (🪿 ).
264