es
Feedback
seraphim : ember vice

seraphim : ember vice

Ir al canal en Telegram

‌ ‌limerenced by 333 sinlesse.t.me﹐ ⎯ ‌ “ this place was established by the seraph to collect the symphonic lamentations of swans. “

Mostrar más
Buy Ad
1 678
Suscriptores
-424 horas
-187 días
-11230 días
Atraer Suscriptores
sep '26
septiembre '26
+30
en 1 canales
agosto '26
+364
en 28 canales
Get PRO
julio '26
+117
en 7 canales
Get PRO
junio '26
+51
en 4 canales
Get PRO
mayo '26
+8
en 1 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+20
en 3 canales
Get PRO
enero '26
+10
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+261
en 3 canales
Get PRO
noviembre '25
+674
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+494
en 15 canales
Get PRO
septiembre '25
+854
en 12 canales
Get PRO
agosto '25
+384
en 8 canales
Get PRO
julio '25
+481
en 43 canales
Get PRO
junio '25
+483
en 5 canales
Get PRO
mayo '25
+433
en 21 canales
Get PRO
abril '25
+335
en 34 canales
Get PRO
marzo '25
+187
en 43 canales
Get PRO
febrero '25
+142
en 16 canales
Get PRO
enero '25
+511
en 16 canales
Get PRO
diciembre '24
+260
en 24 canales
Get PRO
noviembre '24
+113
en 54 canales
Get PRO
octubre '24
+199
en 63 canales
Get PRO
septiembre '24
+207
en 13 canales
Get PRO
agosto '24
+323
en 34 canales
Get PRO
julio '24
+89
en 35 canales
Get PRO
junio '240
en 4 canales
Get PRO
mayo '240
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+52
en 1 canales
Get PRO
marzo '240
en 6 canales
Get PRO
febrero '24
+19
en 11 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
29 septiembre+1
28 septiembre0
27 septiembre+4
26 septiembre0
25 septiembre0
24 septiembre0
23 septiembre+4
22 septiembre+1
21 septiembre+2
20 septiembre+1
19 septiembre+6
18 septiembre0
17 septiembre0
16 septiembre+1
15 septiembre0
14 septiembre0
13 septiembre+4
12 septiembre+2
11 septiembre0
10 septiembre0
09 septiembre+1
08 septiembre0
07 septiembre+1
06 septiembre0
05 septiembre0
04 septiembre+1
03 septiembre0
02 septiembre0
01 septiembre+1
Publicaciones del Canal
و این شروعی بود که مدهوشم می‌کرد : اگر می‌گریستم و نمی‌آمدی، به آسمان چنگ می‌انداختم و جهان را پاره‌پاره می‌کردم. ستاره‌ها را ز شب می‌کندم و مشت‌مشت روی زمین می‌ریختم، ماه را دو نیم می‌شکافتم و خورشید را به زانو می‌انداختم تا برای اندوه من غروب کند. ابرها را کنار می‌زدم، به گلوی باد چنگ می‌شدم و تمام راه‌هایی را که به تو ختم نمی‌شدند گدازه باران می‌کردم. من تنها در پناه تو آرامم، اگر می‌گریستم و صدایی نمی‌رسید تمام این هستی بی‌وجود را به هم می‌ریختم. دریا را خشک می‌کردم به دانه اشکت قسم، کوه‌ را می‌شکستم و آن‌قدر نامت را میان ویرانه‌ها فریاد می‌زدم تا گوش زمین و زمان از شنیدن صدایم کر شود. نمی‌گذاشتم هیچ ساعتی جلو برود، چراغی روشن بماند، پرنده‌ای آواز بخواند. وقتی تو نبودی، چیزی در این جهان سزاوار ادامه دادن نبود. پس همگان را به مرگ می‌انداختم. اگر می‌شد و تو را می‌دادند به آغوشم تمام این را می‌گرداندم به جوی بالعکس، به آسمان می‌گفتم تو را پس بدهد، به زمین می‌گفتم جای قدم‌هایت را نشانم بدهد، به باد التماس نمی‌کردم، تهدیدش می‌کردم که اگر بوی تو را از جایی برایم نیاورد، تمام پنجره‌های جهان را می‌شکنم. حتی خدا را هم رها نمی‌کردم. یقه‌ پیچیده به دور گلوی سکوتش را می‌گرفتم و می‌پرسیدم چرا کسی را که تمام قلبم برای آمدنش تپش گرفته درون فاصله پنهان کرده است. و اگر هیچ‌کدام چاره‌ای بر من بی‌چاره نمی‌دادند، خودم راهی به سمتت حفر می‌کردم. با دستانی خون‌آلود و چشمانی سرخ، خیس، و درمانده، از شب رد می‌شدم و هرچه بین من و تو بود را کنار می‌زدم و دور می‌ریختم. من که اجازه نمی‌خواستم و نمی‌خواهم، همه‌شان را خرد می‌کردم. آخر گر می‌گریستم و نمی‌آمدی، دگر عاشقیِ آرام باقی نمی‌ماند. جنون می‌شد و مبدل به بلایی که از توالی قلب خدا می‌گذشت و شریان را می‌جَوید تا تو را بیابد. اگر نمی‌آمدی، تمام ساعات زندگانی‌ام را به دنبال ردّ تو می‌گشتم. روی بالش، میان چین‌های ساتن ملحفه، در تار و پود روحم که بوی تنت را حتی پس از چندین تناسخ حمل می‌کرد. تو که آمدی عزیز روحم، تو که چشم باز کردی به کدری سمج این جهان، در همان نیمه شب و بعد از تمام این آشوب‌ها، آوای سنگین و امن قدم‌هایت را می‌شنیدم و ناگهان همه‌چیز می‌ایستاد، از جمله زمان. موج آهسته می‌شد و آرام می‌گرفت، تپش به خواب می‌رفت و تنها تبی ابسم‌آلود به تنم می‌تاخت تا در آغوشت بگیرم و عطرت را آنقدر ببوسم و ببویم که بمیرم.

2
اند وات ایف بچه‌ها. جدی وات ایف.
96
3
: این یک قوله جوزف. من جگر خودم رو کباب می‌کنم و کلماتم رو دار می‌زنم اگر فقط یک بار دیگه بهت آسیب بزنن. // fallena
161
4
جوزف مرگ بود و فلیکس سایه. ظرافت مثال زدنی تیغه زبانش بود که جوزف رو به زانو در می‌آورد، حتی اگر، حتی اگر زبان معصومش به برندگی شیشه‌ای عصیان و خشم‌زده عمل می‌کرد. و فلیکس می‌جنگید، قول می‌داد و خون می‌ریخت تا تیغه جوزف رو به شکافتن دعوت نکنه. فلیکس روحش رو به تمام ناهمواری‌های وجودش گره می‌زد تا هیچ ناملایمتی عزیزترین‌ش رو آزار نده. فلیکس می‌مرد، تکه می‌شد و از بین می‌رفت، فقط به این علت که احساسات ته نشین شده در استخوانش، برای جوزف خروش می‌نوشیدن و فریاد می‌زدن “ اگر آزارش بدی، آزار رو به گلوت می‌بندیم و طناب دارت می‌شیم. “ اگر، فقط اگر فلیکس یک بار برای مرد می‌مرد، حق مطلب ادا می‌شد و پرستش چشم‌هاش به جا می‌اومدن؟ تیغ تیز زبانش رو قورت می‌داد، قانع می‌شد برای سکوت در مقابل تمام شکوهی که جوزف رو سازه می‌داد؟
159
5
and what if.
152
6
effect.mp4
156
7
vol.01.mp4
149
8
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
148
9
“ هدیه خاصی می‌شد، یک آغوش کوچک برای خاکستری که نتیجه کام گرفتن‌های منه.. شاید توی ابعاد دیگه این‌قدر خوش سلیقه باشی و این‌قدر خوش‌شانس باشم. “ // سـم هوانــگ، افــلــیـا.
1
10
“ هدیه خاصی می‌شد، یک آغوش کوچک برای خاکستری که نتیجه کام گرفتن‌های منه.. شاید توی ابعاد دیگه این‌قدر خوش سلیقه باشی و این‌قدر خوش‌شانس باشم. “ // سـم هوانــگ، افــلــیـا.
174
11
“ هدیه خاصی می‌شد، یک آغوش کوچک برای خاکستری که نتیجه کام گرفتن‌های منه.. شاید توی ابعاد دیگه این‌قدر خوش سلیقه باشی و این‌قدر خوش‌شانس باشم. “ : سـم هوانــگ، افــلــیـا.
1
12
Sin texto...
176
13
Sin texto...
1
14
sticker.webp
1
15
نزدیک بود به امروز نرسما
1
16
۳۳۳ // خاکستری که نتیجه کام گرفتن‌های عاشقانه‌ت از سیگارته رو، نحیف و داغ روی روشنای گلوگاهم بریز. زندگانی شکننده تنم رو تقدیم کبودی لب‌هات می‌کنم تا مهر شه جنازه کامت به نبضم؛ تا یک بار هم محض دل‌خوشی من دل‌شکسته، سرخی سیگارت رو بین استخوان‌های ترقوه‌م خم کنی و من خاکستر عشق‌بازی لب‌های تو یا فیلتر سیگارت رو روی پوستم داشته باشم. از نگاه شیدای من می‌شه مرد مابین لب‌هات، و حتی یک نخ سیگار هم نیستم که وجودم رو با به لب کشیدن نیست کنی؟ خونم رو بمکی و ضربانم رو از بین ببری؟ من رو هم طوری خیره شو که انگار نمی‌خوای ازم چیزی بمونه، به جهنم بکش خط مسیرم رو تا شده در اسارت شیاطینت باشم، اما کمی از من گره بخوره به کمی از تو. حتی اگر این کمی از من، فقط سایه‌ت رو داشته باشه هم، آرامش نفس می‌کشه و دنبال سرخی چشم‌های خسته‌ت می‌آد. من که به سعادت دست‌هات می‌رسم، اما تا سازه وجودم رو بهت ببخشم، این مهر کوچک بوسیدنی رو از من داشته باش تا گَرد شده‌ی سیگارت رو جمع کنه و برای شیشه عمر من بیاره. آه بله کمی بیمارتم، که انتهای کار خشم و لذت و عشق و بغضت، طول عمرم می‌شه و علت حضورم.
174
17
۳۳۳ : خاکستری که نتیجه کام گرفتن‌های عاشقانه‌ت از سیگارته رو، نحیف و داغ روی روشنای گلوگاهم بریز. زندگانی شکننده تنم رو تقدیم کبودی لب‌هات می‌کنم تا مهر شه جنازه کامت به نبضم؛ تا یک بار هم محض دل‌خوشی من دل‌شکسته، سرخی سیگارت رو بین استخوان‌های ترقوه‌م خم کنی و من خاکستر عشق‌بازی لب‌های تو یا فیلتر سیگارت رو روی پوستم داشته باشم. از نگاه شیدای من می‌شه مرد مابین لب‌هات، و حتی یک نخ سیگار هم نیستم که وجودم رو با به لب کشیدن نیست کنی؟ خونم رو بمکی و ضربانم رو از بین ببری؟ من رو هم طوری خیره شو که انگار نمی‌خوای ازم چیزی بمونه، به جهنم بکش خط مسیرم رو تا شده در اسارت شیاطینت باشم، اما کمی از من گره بخوره به کمی از تو. حتی اگر این کمی از من، فقط سایه‌ت رو داشته باشه هم، آرامش نفس می‌کشه و دنبال سرخی چشم‌های خسته‌ت می‌آد. من که به سعادت دست‌هات می‌رسم، اما تا سازه وجودم رو بهت ببخشم، این مهر کوچک بوسیدنی رو از من داشته باش تا گَرد شده‌ی سیگارت رو جمع کنه و برای شیشه عمر من بیاره. آه بله کمی بیمارتم، که انتهای کار خشم و لذت و عشق و بغضت، طول عمرم می‌شه و علت حضورم.
1
18
Sin texto...
64
19
می‌دونستید فیکشن‌ها اپ می‌شن همه؟
63
20
توی واتپدم حشره پر نمی‌زنه
63