es
Feedback
دپارتمان شاعران زجر کشیده

دپارتمان شاعران زجر کشیده

Ir al canal en Telegram

درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram دپارتمان شاعران زجر کشیده

El canal دپارتمان شاعران زجر کشیده (@ttpdella) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 15 085 suscriptores, ocupando la posición 2 444 en la categoría Libros y el puesto 21 507 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 15 085 suscriptores.

Según los últimos datos del 08 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 263, y en las últimas 24 horas de 8, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 7.60%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 11.32% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 145 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 706 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 36.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como چیز, نمایشنامه, نامه, کریسمسی, a2/b1.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 09 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

15 085
Suscriptores
+824 horas
+927 días
+26330 días
Archivo de publicaciones
عزیزترینم حالم خیلی بهتر است. نمایشنامه‌ی جدیدی خریدم و نمی‌توانم صبر کنم تا به دستم برسد. تمام ساعات بیداری‌ام را طراحی می‌کنم؛ اما همچنان از خودم چندان راضی نیستم. مشکلی نیست چون می‌دانم بالاخره یک روز می‌آید که به خودم و کارهایم افتخار کنم. دیروز برای هالووین کمی کوکی پختم. شرط می‌بندم اگر این‌جا بودی از آن‌ها خوشت می‌آمد. خلاصه‌اش اوضاع خوب پیش می‌رود. بهترین لحظات روزهایم وقت‌هاییست که با ماگرا می‌گذرانم. او شگفت‌انگیزترین گربه‌ی دنیاست و مرا دوست دارد. باورت می‌شود؟ یک گربه می‌تواند دیگران را دوست داشته باشد! اما تو نمی‌توانی منظورم این است که او پشمالو است و روی چهار دست و پا راه می‌رود، کف دست و پاهایش پاستیل دارد و زبانش تیغ تیغی است؛ اما عشق من را در قلبش دارد. صبح‌ها به اولین چیزی که فکر می‌کند من هستم. خدای من شگفت‌انگیز نیست؟ یعنی از پس همین کار هم بر نمی‌آمدی؟ به هرحال من هنوز هم عاشق وقت‌هایی هستم که صدای موسیقی‌های موردعلاقه‌ی تو در اتاقم پخش می‌شود. برایم مهم نیست که من را به یاد تو می‌اندازد، این یادگاری‌های کوچک و کم‌اهمیتی که از خودت در گوشه به گوشه‌ی ذهن من جا گذاشتی را دوست دارم. فکر می‌کنم بخواهم تاابد نگه‌شان دارم. پی‌نوشت: عزیزم من و تو به قدر کافی غمگین بودیم، چه نیازی بود که با یکدیگر این‌طور تا کنیم؟
A hundred thrown-out speeches I almost said to you - نامهٔ یازده

پاییز عزیزم، خواهش می‌کنم سرد شو.

Gray November I've been down since July @ttpdella

Repost from داش آکل
گریستم، به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم، پژمردند.. - جان اشتاین بک

هفته‌ی ششم پاییز؛ کوکی شکری🎃 ★ رسپی
+1
هفته‌ی ششم پاییز؛ کوکی شکری🎃 ★ رسپی

Repost from داش آکل
برای فرار از خیابان به خانه برمی‌گشت ولی به محض ورود به چهاردیواریش باز دوست داشت به خیابان برگردد. رنج می‌برد که چرا به هیچ جا تعلق ندارد‌. - امانوئل اشمیت

دلم می‌خواد ازش متنفر باشم، ولی نمی‌تونم.
- یکی برای خانواده‌ی مورفی، لیندا مالیلی هانت

خیلیاتون اینجا منو می‌شناسید و می‌دونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماری‌ای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سخت‌تر کرد تا الان که رسیدیم به نقطه‌ای که چاره‌ای جز درمان خارج از ایران نداریم. تو این چند وقت خیلی دنبال راه‌های تامین مالی و پیدا کردن گزینه‌هایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا. درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه. تو این نقطه، در انتهای همه راه‌های بسته‌ای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم. می‌دونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواسته‌ای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.

نمی‌دونم چرا همیشه می‌خوام اون کتابی رو بخونم که ندارمش.

When you cannot see the light I'll be by your side trying to hold you steady
@ttpdella

می‌تونید از این اپ برای باز کردن فایل‌های epub استفاده کنید ♡‌

فایلایی که میذاری با چی باز کنیم؟

عزیزترینم گاهی اوقات به قدری دلم برایت تنگ می‌شود که احساس می‌کنم ممکن است هر لحظه قلبم از تپش بایستد. در اتاق خالی با صدای بلند صحبت می‌کنم و تصور می‌کنم تو می‌شنوی. برایم اهمیتی ندارد چه چیزهایی بینمان پیش آمد و چه حرف‌هایی زدی، من تا آخر این دنیا به تو افتخار می‌کنم. برای اینکه من می‌دانم چطور برای رسیدن به تک‌تک چیزها تلاش می‌کردی. گاهی اوقات فکر می‌کنم ما دو روح گم شده بودیم و اشتباه بزرگی مرتکب شدیم که این را در زمان درست نفهمیدیم. من هنوز هم رنگ مورد علاقه‌ی تو را نمی‌دانم، اما وقتی موسیقی تازه‌ای می‌شنوم، می‌توانم بگویم که آیا تو دوستش خواهی داشت یا نه. نمی‌دانم غذای مورد علاقه‌ات چیست، اما می‌دانم اگر این‌جا بودی در این موقعیت چه می‌گفتی و به چه چیزهایی فکر می‌کردی. من خیلی چیزها را درباره‌ی تو نمی‌دانم؛ اما روح تو را خوب می‌شناسم. گاهی اوقات نیمه‌شب‌ها بی‌نهایت دلم برای شنیدن صدایت تنگ می‌شود. چون ما عادت داشتیم تا طلوع آفتاب به یکدیگر گوش بدهیم. من حرف‌هایم با تو هرگز تمام نمی‌شوند. می‌توانم تا ابدیت برایت صحبت کنم و تا ابدیت به کلمات تو گوش بدهم. می‌دانی من فقط از این سیاست و دو رویی انسان‌ها خسته‌ام. نمی‌خواهم تظاهر به اهمیت ندادن بکنم تا دوستم داشته باشند. تو تنها کسی بودی که می‌توانستم بدون داشتن بهانه‌ای به او تلفن کنم و بگویم که می‌خواهم صدایت را بشنوم. پی‌نوشت: عصبانی هستم. از تو، خودم و تمام دنیا.
A hundred thrown-out speeches I almost said to you - نامهٔ ده

ممنون که باهام صحبت کردید💕⭐️ بقیه‌ رو توی بات جواب می‌دم☝️

https://t.me/ttpdella/5739 من این پیامو دیدم و یه دقیقا توی این شرایط هستم خواستم به این آدم این حرفارو بزنم، که من هم دقیقا توی همین راهی که انتخاب کردی هستم و بنظرم بهترین کاره. من کلاس موسیقیم رو که پیش فعالیم رو درمان کرد و بهش وابسته ام، کلاط شنا رو که بهم حس تولد دوباره رو میداد، و حتی مهم ترین چیزی که همه باید برن کلاس زبانم رو ترک کردم. فقط بخاطر کنکوری بودن. منم خستم از درس و در عین حال ازش لذت میبرم. میخوام بهت بگم که تنها نیستی، خیلیا برای رسیدن به یه آینده شیرین از تمام شیرینی های لحظه شون میزنن. تا توی آینده سه برابر شو تجربه کنن. و اصلا هم کار اشتباهی نیست، اگه تمام انرژی تو تا آخرین لحظه بذاری روی تلاش کردنت، مدتی بعد میبینی که ارزش این ریسک کردن رو داشت. میدونی که اینایی که کنار گذاشتیم فرار نمیکنن، بعدا میتونیم برگردیم سراغ شون حتی شاید با یه مشغله کمتر ادامه شون بدیم ینی با تمرکز بیشتر. آدم نمیتونه با یه دست ده تا هندونه بلند کنه، باید همرو آروم آروم و یکی یکی بلند کنه:)

😭😭😭😭

من نامه‌های عاشقانه‌ای دارم که نمیدونم مخاطبش کیه