هَلالوش
Ir al canal en Telegram
669
Suscriptores
-124 horas
+37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
669
علیرضا یاد بگیر!
اولِ هر کار سلام...
همینطوری هر روز میای پی ویم سلام نمیکنی.
سلام حاجی. الحمدلله. شما خوبی؟
669
میگن از وقتی دوربین اختراع شده کسی معجزه ای دیگه ندیده...
حق دارن... آخه تا حالا حله نرفتن... تاحالا حرمِ یا به تعبیر برخی مطبِ حضرت شریفه بنت الحسن سلام الله علیهارو رو ندیدن..
این یکی دو روزه تو حله چه قیامتی به پاست...
شیعیان همگی اومدن بگن یا حسن جان... اگه زینبت فرصت عزاداری برا شریفه خاتون ونداشت ما جبران میکنیم... ما برا دخترت عزاداری میکنیم...
اگه پامون به سوریه نرسید... اگه حرم رقیه رو ندیدیم کنار مزار دخترعموجانش براش عزاداری میکنیم
🔹پ. ن: بنابر برخی روایات امروز، سالروز شهادت حضرت شریفه سلام الله علیهاست
669
بنا بر نقل ها مثل دیروزی کاروان اسرا از کوفه به شام حرکت میکنن...
ثم إن ابن زياد جهز علي بن الحسين ومن كان معه من الحرم ، ووجه بهم إلى يزيد بن معاوية مع زحر بن قيس ومحقن بن ثعلبة ، وشمر بن ذي الجوشن...
ابن زیاد، علی بن الحسین علیه السلام و زنان حرمش رو همراه با زحر بن قیی، محقن بن ثعلبه و شمربن ذی الجوشن به شام فرستاد...
_آقای راوی چه جوری اهل بیت پیامبر و به سمت شام میبردن؟
وأمر عبيد اللَّه بْن زياد بعلي بْن الْحُسَيْن فغل بغل إِلَى عنقه
به گردن امام زین العابدین غل و زنجیر انداختن..
وجهز نساءه وصبيانه...
و زنان و بچه هارو آماده کردن...
_برخی از کسایی که روایت کردن انگار شرم میکردن ماجرارو کامل نقل کنن...
چه جوری آماده کردن؟
القوم بحرم رسول الله صلّى الله عليه وسلّم من الكوفة إلى بلاد الشام على محامل بغير وطاء من بلد إلى بلد ومن منزل إلى منزل كما تساق أسارى الترك والديلم
اهل حرم حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله و سلم رو بر شتران بی جهاز و برهنه و بدون سایبان سوار کردن.. از شهری به شهر دیگه و ازمنزلی به کنزل دیگه حرکت دادن... درست مثل اسیران روم و دیلم..
ای که فراز نیزه تو را آشیان شده
بنگر مرا که ناقه ی عریان مکان شده
حرفی که نه! اشاره ای حتی نمیکنی
از آن زمان که هم سخنت خیزران شده
ازبس ک سنگ خورده ای ازدست کوفیان
خون لخته از کنار لبانت روان شده
سنگی که میخوردبه سرت میخوردبه من
پرتابشان ببین چه قدر با نشان شده
شهری که پایتخت علی بوده یک زمان
حالا دگر محله ی نامردمان شده
ای همسفر!تو روی نی ومن به زیر نی
ازروی نی سرت به سرم سایبان شده
669
حسین علیه السلام رمز ظهور...
شب دهم محرم میرسه...
شامگاهان شب دهم محرم بعد از نماز عشا نهضت مقدس حضرت از کنار بیت الله الحرام با صدور بیانیه ای برای اهل مکه شروع میشه..
صبح روز دهم هم حضرت با صدور بیانیه هایی به زبان های مختلف، مردم عالم را به خودشون دعوت میکنن...
#امام_زمان_ارواحنا_فداه
669
علامه کورانی (ره) با استناد به روایات میگن با این ندای آسمانی حضرت ارتباط مستقیمش با برخی یارانش و شروع میکنه..
تو کل جهان نام مهدی زهرا میپیچه..
دشمنان هم بیش از قبل به دنبال حضرت هستن... بین مردم شایع میشه که حضرت در مدینه هست...حکومت حجاز(یا دولتی خارجی) که تواون زمان درگیر جنگ های داخلی توی عربستان هست برای کنترل اوضاع و دستگیری و قتل حضرت از سوریه کمک میطلبه..
لشکری از سوریه(سفیانی) به مدینه میاد و قتل و جنایات فراوانی انجام میده..
تو روایات هست حضرت و برخی اطرافیانشون مثل حالتی که موسی و قومش داشتن(از بیم فرعون)، هراسان از مدینه به مکه میرن و به سلامت به مکه میرسن...
#امام_زمان_ارواحنا_فداه
669
سیف بن عمیره میگه خدمت منصور عباسی بودم(طولانی هست، کوتاهش میکنم)
این سیف بن عمیره به احتمال فراوان شیعه و از یاران چند امام معصوم هست...
یکی از دلایلی که برا اثبات حضرت رقیه سلام الله علیها هم میارن اشعاری هست که ایشون در حضور امام صادق علیه السلام خوندن..
میگه خدمت منصور بودم!
منصور بی مقدمه گفت سیف ! روزی از آسمون ندا خواهد اومد و نام مردی از فرزندان ابوطالب و بیان میکنه..
میگه گفتم امیرالمومنین! من چنین چیزی نشنیدم، ایمان دارید به این موضوع؟
گفت قسم به کسی جانم تو دستش هست خودم شنیدم...اگه این حرف رو از محمدبن علی (امام باقر علیه السلام) نشنیده بودم، اگر کل مردم زمین هم میگفتن باور نمیکردم...
#امام_زمان_ارواحنا_فداه
669
حدیث نیست.. حرفِ دله... تعبیره... ولی کاملا منطبق بر احادیثه...
چی؟
فرمود یاعلی ما فعلت حتی تصیر علیا؟
علی جان چه کردی علی شدی؟
قال امیرالمومنین (علیه السلام): انی کنت بوابا لقلبی.
من مراقب دروازه های قلبم بودم...
من هوای نفسم و کنترل کردم..
#نهج_البلاغه
669
نقل هست پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم از جنگ برمیگشتن... فرمودن مردم ما از جهاد اصغر برمیگردیم و به جهاد اکبر میریم...
این جنگ یه جهاد کوچیک بود... جهاد بزرگ پیش رو هست...
به نفر پرسید جهاد اکبر چی هست؟ فرمودن جهاد بانفس....
#نهج_البلاغه
669
آزاد بودن نفس همه جا برامون مشکل سازه...
طرف رژیم غذایی گرفته.. هزینه داده... هزینه داده موادی و خریده وقت گذاشته آشپزی کرده... وقت صرف کرده ورزش کرده...
ولی تا میرسه سر سفره قورمه سبزی رو میبینه نفسش و رها میکنه:)... دست و پاش شل میشه
چرا؟ چون ترسی نداره! میدونه رژیم غذاییش سالم تره، میدونه بهتره ولی از عدم رعایتش ترس نداره...
کسی بازخواستش نمیکنه چرا رژیمت و رعایت نکردی!
ولی آیا کسی که دوماه دیگه مسابقه بدنسازی داره خودش و سر سفره رها میکنه؟ نه!
تا قطرات آبی که باید بخوره رو محاسبه میکنه
چون ترس داره به وزن و حجم و تفکیک عضلانی نرسه!
چون نمیدونه جواب مربی و چی بده... به اسپانسر چی بگه...
به خانواده چی بگه...
من ترس ندارم از نگاه هام... من ترس ندارم از زبانم که رهاش کنم هرچی میخواد و بگه...
من ترس ندارم گوشم چی بشنوه..
بترسیم...
#نهج_البلاغه
669
این حرف ها برا دهان من خیلی بزرگه فقط دارم براتون بازگو میکنم..
کنترل نداشتنِ روی خواسته های نفسانی فقط برا زندگی دینی و معنوی ما ضرر نداره، برا زندگی مادی ماهم ضرر داره
این مشکلاتی که من و امثال من داریم، بی انگیزه ایم ، خودمونو گم کردیم، هدف درست نداریم، نمیدونیم از دنیا چی میخوایم و... همه از این میاد به نفس خودمون کنترل نداریم
اونی که نَفْسِش سرکشی داشته باشه، همش حیرونه... نمیتونه اهدافش و تشخیص بده... نمیتونه برنامه ریزی داشته باشه... چون اختیارش به دست خودش نیست... نفس براش تصمیم میگیره
#نهج_البلاغه
