سیاه و سفید
Ir al canal en Telegram
«تمام پولهایش را کتاب خرید. پدر پرسید: دنبال چی میگردی؟ گفت: دنبال خودم…»🎀💙
Mostrar más526
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
+2030 días
Archivo de publicaciones
523
گفت: خیلی میترسم.
گفتم: چرا؟
گفت: چون از ته دل خوشحالم.
این جور خوشحالی ترسناک است!
پرسیدم: آخه چرا؟!
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد، سرنوشت آماده است که چیزی را از آدم بگیرد!
بادبادک باز
خالد حسینی
523
Repost from لالههای سپید| پرنده آبی✨️🩷
ماندهام در کارِ آدمهایی که دل میشکنند،
خاطر میآزُرند، زخمی به جا میگذارند و بعد…
چنان به زندگیشان ادامه میدهند که انگار نه انگار کسی را رنجاندهاند.
میخندند، شادند، بیخیالاند؛
گویی دلِ آدمها شیشهای نیست که با یک کلمه ترک بردارد
و با یک رفتار، هزار تکه شود.
من اما اگر بدانم کسی از من دلگیر است،
آرامش از شبهایم میرود و آسودگی از روزهایم.
بارها و بارها حرفهایم را مرور میکنم،
رفتارم را به یاد میآورم
و با خودم میگویم:
کجای حرفم دلش را شکست؟
کجای رفتارم خاطرش را آزرد؟
شاید زیادی به دلِ آدمها فکر میکنم…
شاید هم هنوز برایم مهم است
که کسی با دلِ شکسته از کنارم نگذرد.
من از آن آدمها نیستم که دل بشکنند و فراموش کنند؛
اگر بدانم دلی را آزردهام،
تا وقتی مرهمی برای آن زخم پیدا نکنم،
خودم هم آرام نمیگیرم.
کاش همه میدانستند
آدمها گاهی فقط با یک جمله میشکنند؛
و گاهی تمام عمر،
صدای همان شکستگی را در دلشان حمل میکنند.
#پرنده_آبی 🫀🦋
523
چقدر زیباست آدمی را داشته باشی
که با تمام دوریاش باز هم حالِ دلت را خوب کند؛
کسی که چند کلمه از او کافی باشد تا روحت دوباره جان بگیرد؛
و من عاشق این لحظات هستم
که دوست دارم تمام جانم را فدایش کنم.
#محمد
523
در نامهای برای مادرش نوشت:
«مادر، سکوت مرا پای بیتوجهیام به خودت نگذار! اندوه من آنقدر عمیق است که نمیخواهم با گفتنش، تو را شکستهتر کنم.»
523
قلب انسان آنقدر احمق است که همیشه به آینده امیدوار است و از اشتباهات گذشته درس نمیگیرد و تصور میکند که فردا باید بهتر از امروز باشد.
#سینوهه، میکا والتاری
523
«ناامیدی»
دهکده خالیست،
درختان بوی خاکستر میدهند.
دریا
دیگر شرر ندارد،
خانهها خالیاند
و شعر
بوی ناامیدی میدهد.
سپیدارِ دامنهی کوه
خم شده است،
جلگهها
پر از خوناند.
جهان را دیدم،
که به اتمام رسیده است.
#میراجان امیری
523
اگر میشد كه دردم را برايت گريه میكردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه میكردم
جوانی را، وفا را، عشق را، ديوانگی هارا
بنام آرزو در يك لقايت گريه میكردم
اگر میشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو مینشستم از جفايت گريه میكردم
لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ میآمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه میكردم
اگر عيبی ترا نسبت نمیشد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه میكردم
-قهار عاصی
523
أنا لا أبکي
کل مافي الامر
أن غبار الحنین قد دخلت عیني.
نمیگریم
آنچه هست
غبارِ دلتنگی وارد چشمانم گشته.
#محمود درويش
523
مغزم را
در کفهای گذاشتم
و جهان را در کفهای دیگر
اندوهم سنگینتر بود
عقل شکست؛
#نساء_عاصی
523
مغزم را
در کفهای گذاشتم
و جهان را در کفهای دیگر،
اندوهم سنگینتر بود
عقل شکست.
#نساء_عاصی
523
تو را
در پنهانترین زخمِ قلبم
نگه داشتم
بوسهای در میانهی جنگ،
که هیچکس
جرأت سوردنش را
نداشت.
#نساء_عاصی
523
دیوانهوار میبوسم ترا
مثل دو پرندهی نشسته به نوک بام
مثل بوسههای پی در پی امواج
مثل انبار خاطرهها یکی روی هم
نمیکَنم از تو دل
چون عشق فصلها با سال
چون فاصلهی دُوری و وصال
سر در آغوشت مینهم امشب
میپیچم به دَورت چو شال
و عبور میکنم زیر پوستت
چون خون دوان دوان
#صدری
523
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
یک سؤال جدی از شما دارم؛ چرا در پستها ریکشن نمیگذارید؟ چرا بعضی از پستها را اینقدر بیتفاوت رد میکنید و نادیده میگیرید؟ وقتی برای هر پست وقت گذاشته میشود، نوشته میشود، و با امید به دست شما میرسد، طبیعی است که انتظار داشته باشیم حداقل یک واکنش کوچک از شما ببینیم. ریکشن شاید برای شما فقط یک کلیک ساده باشد، اما برای کسی که ساعتها برای نوشتن و آمادهکردن یک پست وقت گذاشته، نشانهی دیدهشدن و ارزشگذاری است. اگر نوشتهای را دوست ندارید، اجباری نیست؛ اما اینکه همهچیز را ببینید و بدون هیچ واکنشی رد شوید، واقعاً دلسردکننده است. قرار نیست برای هر پست کامنت بگذارید یا تعریف کنید؛ گاهی همان یک ریکشن ساده کافیست تا بدانیم نوشته به چشمتان آمده و زحمتی که برایش کشیده شده، کاملاً نادیده نمانده است. پس لطفاً اگر پستها را میبینید، کمی هم همراهی کنید. این کانال فقط با نوشتههای من زنده نمیماند؛ با حضور و همراهی شماست که معنا پیدا میکند!
#بـانـو
523
#استوری🍯😍✨
وقتی خدا میخواست تو را بسازد چه حال خوشی داشت! چه حوصلهای!
اين موها اين چشمها...
خودت میفهمی؟
من همه اينها را دوست دارم ...
عباس معروفی
523
Repost from لالههای سپید| پرنده آبی✨️🩷
و اما نشد، عزیزکم...
نه با موسیقی،
نه با خواندنِ کتاب،
نه با آشپزی،
نه با نقاشی،
نه با حرف زدن،
نه با نوشتن،
نه با فکر کردن،
نه حتی با خوابیدن...
هر کاری کردم،
یاد تو از خاطرم نرفت.
و گمان میکنم
تا آخرین نفس،
در من زنده خواهی ماند.
شاید مرگ،
تنها چیزی باشد
که بتواند تو را از من بگیرد.
#_پرنده_آبی
