es
Feedback
ּ ‌‌𝖲𝖨𝖬𝖡𝖠𝖫𝖨𝖮𝖴𝖲 والپیپر .ᐟ

ּ ‌‌𝖲𝖨𝖬𝖡𝖠𝖫𝖨𝖮𝖴𝖲 والپیپر .ᐟ

Ir al canal en Telegram
7 039
Suscriptores
-2524 horas
-1127 días
-8630 días
Archivo de publicaciones
صدای خنده‌هایش همچون بوی قهوه در فضا می‌پیچید، قلبم را تسخیر میکرد، آرامشی به وجودم اضافه میکرد و با نگاه‌ش، روح‌م را جست‌وجو میکرد. در هیاهو و میانِ مردم تنها چیزی که متوجه‌ش بودم، دستان‌ش بود، موهایم را نوازش میکرد. آغوشش بود که معتادش شده بودم، و لبخندش بود که خاکِ سرد را زنده میکرد. رهگذر‌ها بودند که تنه می‌زدند و رد می‌شدند. هرکسی، بدون توجه به دیگری راه‌ش را ادامه میداد. برخورد ها فاصله انداختند. بین سرمای من و گرمای او. به دنبال‌ش میگشتم. تنها، گیرافتاده در طوفانِ افکارم و سردیِ باغچه. انگشتانم سردتر از همیشه و تارتارِ موی‌م سرگردان به دنبال نوازشِ او.

Repost from N/a
Time out~ بعضی وقتا که دلیل مرگ و زندگیم باهم برابری میکنن... اگر مرگ رو انتخاب کنم خودخواه میشم و اگر زندگی رو انتخاب کنم هم
Time out~
بعضی وقتا که دلیل مرگ و زندگیم باهم برابری میکنن... اگر مرگ رو انتخاب کنم خودخواه میشم و اگر زندگی رو انتخاب کنم هم زندگی درکار نیست پس تو به من بگو چیکار کنم؟
Written by MeowMeow Are you ready for part two?

‌ 🎍 : piazza della signoria ‌ p‌rincipe di florence #seungmin ‌

Repost from iconic's club
ㅤ    ur Strawberry cake #Christmas            www. 🧣 winter

Repost from N/a
لَبخـند مـےزد، هرچـہ ڪـہ مـےشد تَبَـسمـے بر چـهرہ پَرستیـدنےاَش برق مـےزد؛ اما از درون تَقـلا مـےکرد. او زیبـا و پَرستیـدنـے
+1
لَبخـند مـےزد، هرچـہ ڪـہ مـےشد تَبَـسمـے بر چـهرہ پَرستیـدنےاَش برق مـےزد؛ اما از درون تَقـلا مـےکرد.
او زیبـا و پَرستیـدنـے بود.‌. اما فقـط تَحـمل مـےکرد‌. چـهـره‌اش بـےنَقص و لَبخـندش ستودنـے بود، اما از کابـوس زندگـے بیدار نمـےشد! زندگانـی پر از دَردش همانند آفتـے سفـت بـہ دورِ گـردنِ ظریفـش پیـچیده شده بود و دانـہ بـہ دانـہ نفـس هایش را مـےچید!! در میان غَـم، انَدوه و تَباهـے نـہ روے نیـکو او را التـیام داد نـہ خوے نیـکو.. هیـچ‌چیز و هیـچ‌کس! تمامـش گریـستن و طاقت آوردن است؛ فقط امیـد به نور بود ڪـہ اورا زنـده نگـہ داشت، آرزوے دیدن طـلو؏ بود که باعث شد غـروب را پشت سر بگذارد. چـَشم انتظار دیدن پَـرتو هاے آفتـاب بود که تاریکـے اَبر هارا گذراند و در میان اَنـدوه آسمانـے، ستـارگان بودند ڪـہ نجاتـش دادند. آسمـان اورا نجات داد.. در میان تاریـکی شَب و روشـنایی صبح، امید دیدن خورشـید، ماه و اختـران او را دوا کرد.
‌ ‌ ‌ ˚.🪵༘⋆ 𝟏𝟓دسآمـبر𝟐𝟎𝟎𝟖ྀི゛

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ash & grace ៸  🙏 ㅤ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌いれか ‌’s vault !

    ‌      ‌ แสง // 08’ s phuwin     ‌      ‌     ‌   record • 🧣 • ??    ‌      ‌

    ‌      ‌ แสง // 07’ s pond     ‌      ‌     ‌   record • 🌡 • ??    ‌      ‌