es
Feedback
Let's talk with team

Let's talk with team

Ir al canal en Telegram

نیازمند بوس بوسی کردنتونیم

Mostrar más
529
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
-2430 días
Archivo de publicaciones
.......

منم ۵سالم بود خواهرم همین سن بود تاره یاد گرفته بود با کمک دیوار راه بره، گذاشتمش قسمت بالای پُشتی دستشو تکیه دادم اُپن آشپزخونه ولش کردم افتاد پاش شکست به هیچکس هم نگفتم که من بودن😈

کف دستام رو باتیغ تخ خطی کردم بچه بودم نمی‌فهمیدم چه خبره به مامانم گفتم چرا کف دستام اینطوری شده.....

پرچام

چه خاطره مثبت انگیزشی‌ای🥺🥺🥺

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اولین خاطره من که یادم میاد جوری که مامانم میگه اون موقع یک سال و ۶، ۷ ماهم بوده از راه پله خونه افتادم و دستم از بازو شکست و استخونش زد بیرون و من عر میزدم ، دیگه خاطره ایی ندارم تاااا اول دبستان😂

چیزای باحالی ازش در میاد اگر پایه باشن و بفرستن

ابلفضضضض من یادم نمیاد دیروز نهار چی خوردم😂😂😂😂🤦‍♀

چالش: اولین و دورترین خاطره ای که تو ذهنتونه چیه؟واسه کیه؟ خودم ۴سالم بود فک کنم دست و پای همه عروسکامو جدا کرده بودم همراه بدنشون به ردیف قطاری گذاشته بودم هیچ کس هم خونه نبود تو فکرم اینجوری بود که الان کشتمشون😈

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/KoreanprogramDaillyteam/408 “چشم یعقوب از فراق یوسفش روشن شود گرچه دوری سخت است، عشق او پاینده است”

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/KoreanprogramDaillyteam/414 دوتا بگو

بوگو

میتونم یه چالش بگم؟

انقدر حق نگو زنیکه

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من اگه چالش داشتم که به شما نمیگفتم 🦒🦒🦒

خوب تو بگو، چیکار کنیم؟ بیا برنامه پیدا کنیم فردا انجامش بدیم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ چالشی پیدا نکردین ؟!

گم کردم اینحارو😂😂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/KoreanprogramDaillyteam/406 میگه که توی قرآن خوانده‌ام، یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است