Silence..
Ir al canal en Telegram
805
Suscriptores
-1024 horas
-257 días
+13530 días
Archivo de publicaciones
806
اگه یه روزی بودی دیدی من نبودم
بدون آخرین فکری که کردم تو بودی
آخرین خاطره ایی که مرور کردم با تو بوده
آخرین لمسی که حس کردم تو بودی 🫠
806
Repost from N/a
کاش میشد مرا در چمدان آبی رنگت جا بدهی و با خود از اینجا ببری؛ آدم های این شهر غریبه اند و هر کدام در پشت خود خنجری مخفی کرده اند، من هم، کوچکم و قلبم، قلب قناریست... .
806
Repost from مَهدیس.
📮‹ فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید ›🛵
پینترستی ترین و تمیز ترین دیلی تلگرام! اینجارو داشته باشید حتما...🫕✨
806
🐺 از شمال، برای تمام وستروس
❄️ تاریخ، خاندانها و جنگهای سرزمین یخ و آتش
⚔️ از استارکها تا تارگرینها
🐉 داستانهایی از تمام وستروس
«NORTH REMEMBERS...»
806
عزیزان کسی هست که عاشق سری داستان های گیم اف ترونز یا خاندان اژدها باشه ؟
اگه کسی هست بهم خبرشو بده
806
کاش روزی نرسه که آدما هم از خودشون خسته بشن ؛ هم باعث رنج و عذاب خودشون باشن .. چون شاید دیگه اون زمان طرف زندگی نمیکنه فقط میخواد بگذره و درد آسیب های دیگه بدتر از دردی نیست که خودش به خودش میزنه . :)))
806
مرا قولیست با جانان که جانان جانِ من باشد.
منظوری نیست ولی اسمت بود خواستم واست بفرستم 🤗
806
𝑾𝒉𝒂𝒕 𝒅𝒐 𝒚𝒐𝒖 𝒓𝒆𝒄𝒂𝒍𝒍?
Wind lost its warmth,
a flash
petals scatter.
All at once,
you find yourself
in that forgotten flower field
Still.
Standing alone.
Where
you keep trying to sink back
a hundred times.
Perhaps it's a dream
you could never have again.
Memory
deep as night
refuses to rewind.
