es
Feedback
درویدوس

درویدوس

Ir al canal en Telegram

‏پشت درخت بلوط کهن، کسی زمزمه می‌کرد. برای ارسال عکس: @druidousbot

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram درویدوس

El canal درویدوس (@druidous) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 10 885 suscriptores, ocupando la posición 3 306 en la categoría Arte y diseño y el puesto 28 886 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 10 885 suscriptores.

Según los últimos datos del 05 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -269, y en las últimas 24 horas de -10, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 15.86%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.84% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 727 visualizaciones. En el primer día suele acumular 636 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 28.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como وقت, کس, روز, سقوط, گرگ.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
‏پشت درخت بلوط کهن، کسی زمزمه می‌کرد. برای ارسال عکس: @druidousbot

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 06 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.

10 885
Suscriptores
-1024 horas
-527 días
-26930 días
Archivo de publicaciones

آهنگ امشب رو سپهرداد فرستاده:

اگر تو آخرین مقصد نباشی، این سفر رو نمی‌خوام.

به پسرک نگاه می‌کنه. چشم‌هاش مشکی مثل تاریک‌ترین شب، خنده‌ش نیرومند مثل خورشید تابستون. گام‌هاش ظریف و حساب‌شده، مثل رقصی در باد. مراقب مثل یک شکارچی، آسیب‌پذیر مثل نهالی تنها.

@druidous زمستان. دو. شما فرستادین
+8
@druidous زمستان. دو. شما فرستادین

وضعیت خراب است و این را همه می‌دانند. او که با پرچمش در خیابان‌ها سرگردان است، می‌داند. او که در خانه به‌انتظار است، می‌داند. او که آن دو گروه را از دور تماشا می‌کند، می‌داند. و این خرابی طوری نیست که تعمیر بشود. حتی او که وانمود می‌کند تا بقبولاند که وضع خوب است یا دست‌کم بهتر خواهد شد، می‌داند چنین نیست. انگار کسی ماشین ما را از لبه‌ی درّه به پایین هل داده و خودش رفته. ما مانده‌ایم گرفتار، و ماشین با سرعت به سمت قعر می‌رود. دو چشم کینه‌توز، لبخندی سرد، و آغوشی باز و تاریک، آن پایین منتظر رسیدن ماست. نقطه‌ی شکست ناگزیر به ما نزدیک می‌شود، همچون سرنوشتی که بر لوحی کهن نوشته شده و هر گام، حتی در جهت مخالف، پوینده را به آن نزدیک‌تر می‌کند. روزهایی که می‌آیند، سرخ و تیره‌اند و دوام آوردن، همچون گذشته، تنها انتخاب ماست. و این تکاپو و التهاب و جان کندن، ثمره‌ای خواهد داشت: چه فرزندی تاریک، چه فرزندی روشن.

@druidous شما فرستادین
+8
@druidous شما فرستادین

یک عکس از آسمان شب استوری کرده. دور یک نقطه‌ی روشن کوچک خط کشیده و نوشته: "کهکشان آندرومدا از دور." و ناگزیر، باز، به این فکر می‌کنم که این نور مهیب و بازیگوش، سال‌ها قبل، از آن کهکشان دوردست ساطع شده و به سمت ما دویده تا در چنین شبی، ظاهرا رندوم، نگاه ما رو محو کنه. چطور ممکنه این اتفاق‌ها صرفا تصادف باشن؟ چطور به این فکر نکنم که بخشی از هدف وجودی اون درخشش همین بوده، که هزاران سال نوری بعد، کسی با نگاه بهش، به این تناقض پی ببره: اگر جهان چنین عظیم است، من هیچ نیستم. و اگر جهانی چنین عظیم برای من آفریده شده، من همه‌چیز هستم.

یک سوال برای امشب.

@druidous شما فرستادین
+8
@druidous شما فرستادین

آهنگ جواهری در قصر : )) و تازه فهمیدم چه متن قشنگی داره: اگر از او بخوام همراه من بیاد، واقعا با من میاد؟ اگر از او بخوام من رو رها کنه، واقعا من رو ترک می‌کنه؟ روزهای بی‌شمار گذشت، و ما هرگز با هم نخواهیم بود اگر نمی‌تونی پیش من بیای، پس من رو با خودت ببر پ. ن. آواهایی هم در آهنگ هست که معنایی در زبان کره‌ای نداره، مثلا: Eiya-diya eyanara niro کاربرد بامزه‌شون اینه که اندوه عمیق رو در میان آهنگ ابراز می‌کنن، مثل وقتی که از غم آه می‌کشیم.

@druidous پرندگان. پنج. شما فرستادین
+8
@druidous پرندگان. پنج. شما فرستادین

به یاد میاریم، نه فقط چون وظیفه‌ی نانوشته‌ی ماست، که چون به‌هرحال باید آماده بود. آه که چقدر منتظر اون روز هستم.

مهتاب نقره‌ای، زوزه‌ی گرگ‌های دوردست، رایحه‌ی جنگل انبوه، مسیرهای پیچیده در شب، آواز جغد مراقب، بی‌قراری رودخانه، اندوه درخت‌های کهن، بازیگوشی جیرجیرک‌های کوچک، بوی نرم چوب خیس، برق سرخ دو چشم در تاریکی غار، نغمه‌ی پرنده‌ای مرموز، کش‌وقوس علف‌ها، اضطراب سنجاب، وردهای پیرمرد سرگردان، زمزمه‌ی آخرین بادهای تابستان، تاریکی کش‌آمده‌ در افق، رقص سایه‌ها، پنجه‌ی نیرومند شب.

@druidous دریا. پنج. شما فرستادین
+8
@druidous دریا. پنج. شما فرستادین

فقط بعد از رسیدن پی می‌بریم که مقصد همون مقصود ما هست یا نه. چه بازی زیرکانه‌ای از روزگار! انسان در خیالش تصویری می‌سازه از درّه‌ای جادویی میان دو کوه. پس کوله‌ش رو برمیداره و پر می‌کنه از خرت‌و‌پرت‌ها. قدم در راه میذاره و هر روز خدا، به دوردست نگاه می‌کنه و پیش میره. گام‌های خسته‌ش رو نوازش می‌کنه که "باید بریم. باید برسیم." فداکاری می‌کنه. می‌گذره. جان می‌کنه، با اینکه زنده می‌مونه. روزهای گرم و شب‌های تار عبور می‌کنن تا بالاخره، در ساعت مقرر، بالاخره وارد درّه میشه. ناگزیر اشک‌هاش جاری میشن، چون رسیدن به‌هرحال ارزشمنده. و بعد فرصتی خواهد داشت تا با حقیقت مواجه بشه.