es
Feedback
دفتر شعر🏴🏴

دفتر شعر🏴🏴

Ir al canal en Telegram

نشسته ام در ایوان تنهاییم سر در گریبانم، مگر چای قند پهلوی نگاهت، آرامم کند.... اینستاگرام https://www.instagram.com/dafttar_sher ارتباط با ادمین کانال:👇 @Ramiin_mh

Mostrar más
1 362
Suscriptores
+124 horas
-27 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
✨ تا زنده باشم چون کبوتر دانه می‌خواهم امروز محتاج توام؛ فردا نمی‌خواهم! آشفته‌ام...زیبایی‌ات باشد برای بعد من درد دارم، شانه‌ای مردانه می‌خواهم از گوشه‌ی محراب عمری دلبری جستم اکنون خدا را از دل میخانه می‌خواهم می‌خندم و آیینه می‌گرید به حال من دیوانه‌ام، هم‌صحبتی دیوانه می‌خواهم در را به رویم باز کن! اندوه آوردم امشب برای گریه کردن شانه می‌خواهم #علیرضا_بدیع ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨ تا زنده باشم چون کبوتر دانه می‌خواهم امروز محتاج توام؛ فردا نمی‌خواهم! آشفته‌ام...زیبایی‌ات باشد برای بعد من درد دارم، شانه‌ای مردانه می‌خواهم از گوشه‌ی محراب عمری دلبری جستم اکنون خدا را از دل میخانه می‌خواهم می‌خندم و آیینه می‌گرید به حال من دیوانه‌ام، هم‌صحبتی دیوانه می‌خواهم در را به رویم باز کن! اندوه آوردم امشب برای گریه کردن شانه می‌خواهم #علیرضا_بدیع ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ رخسارِ تو را آینه‌دارست دلِ ما هر سو نگری صورت یارست دل ما دیریست که دور از شرفِ صحبتِ ساقی‌ست عمریست که در خوابِ خمارست دل ما ما را به گلِ روی تو دیدن نگذارند در چشمِ حسودان تو ، خارست دل ما دل خون شده از رشک ، به دامان رقیبان منشین ، که همین دم به کنارست دل ما ای تازه‌گل آزردن عشاق شگون نیست در پای مینداز ، که خارست دل ما سرمایه‌ی صد خرمنِ آتش ، جگر ماست دوزخ‌کده‌ی عاشقِ زارست دل ما بی صبر و قراری نتوان یافت وصالش فریاد که بی‌صبر و قرارست دل ما شانی دل ما آینه‌ی طلعتِ یارست از دست میفکن ، که به کارست دل ما #شانی‌_تکلو ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ لَب فروشی میکنم در حول و حوش گردنت مانع کسب است جانم دکمه ی پیراهنت... ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher
✨️ لَب فروشی میکنم در حول و حوش گردنت مانع کسب است جانم دکمه ی پیراهنت... ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ به یاد ان کسى که چشم هایش برده جانم را تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را من آن آموزگارم که سوال از عشق میپرسم ولیکن خود نمیدانم جواب امتحانم را کمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد دریغا که خدایم هم نمى فهمد زبانم را به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم که شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را تو دریایى و من یک کشتى بى رونقِ کُهنه که هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را شبیه قاصدک هاى رها در دشت میدانم لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را دلم مى خواهد از یک راز کهنه پرده بردارم  امان از دست وجدانم که مى بندد دهانم را #سید_تقی_سیدی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ چشم‌هایم‌ اگر ‌نمی‌بیند، ولی از حالتان خبر دارد دیر‌ گفتی نگاه از نزدیک، روی بینایی‌ام اثر دارد مات تصویر مات خود هستم، این‌ چروکیده‌ من؟ نه!- شب‌نامه‌ست این خطوط شبیه من حتی، دیدن‌ و خواندنش خطر دارد انتخاب بدی‌ست- شاعر‌جان! شعر‌ هم جان‌پناه، گاهی نیست دملی تازه در ‌تو روییده‌ست، شعر در‌ نقش ‌نیشتر دارد - می‌شکافد دوباره زخمی را- که خودش تازه بخیه‌اش کرده‌‌ست اندکی‌بعد باز خواهد گفت: بس ‌کن‌! - این قرن گوش کر دارد من ولی فکر می‌کنم‌‌ "‌هستم"، خاصه وقتی که شعر می‌گویم درکم‌ این‌است- شاعری یعنی- یک نفر ذوق دردسر دارد من ‌که در روستای خود بودم، شعر با شهر آشنایم کرد خشک می‌خواست شاخه‌هایم را او ‌که در دست خود تبر دارد می‌تواند ‌که مشت پنهانم، باز دندان‌شکن شود ناگاه می‌توانم‌ که پاسخی باشم؛ که: از این‌ شیوه دست بردارد شعر- آن‌روز سرنوشتم شد که به ‌زنجیر فکر می‌کردم حلقه‌ای سهم برده‌ام- وایا... هر که این حلقه بیشتر‌ دارد #محمدعلی_بهمنی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ باران اضلاع فراغت را می‌شست. من با شن‌های مرطوب عزیمت بازی می‌کردم و خواب سفرهای منقش می‌دیدم. من قاتی آزادی شن‌ها بودم. من دلتنگ بودم. در باغ یک سفره مانوس پهن بود.. چیزی وسط سفره، شبیه ادراک منور: یک خوشه انگور روی همه شایبه را پوشید. تعمیر سکوت گیجم کرد. دیدم که درخت، هست. وقتی که درخت هست پیداست که باید بود، باید بود و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد. اما ای یاس ملون! #سهراب_سپهری کتاب : ما هیچ، ما نگاه ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

کە هاتە گیانم خۆت لێ لامەیە (حالا که این عشق به جانم نشسته، خودت را از من پنهان نکن..) #Kurdish

کە هاتە گیانم خۆت لێ لامەیە (حالا که این عشق به جانم نشسته، خودت را از من پنهان نکن..) #Kurdish

✨️ دلم گرفته بیا بی‌بهانه گریه کنیم به یاد خاطره‌ای عاشقانه گریه کنیم میان جمع بخندیم از سر اجبار به حال غربت خود مخفیانه گریه کنیم زبان مشترک عاشقان اگر اشک است به جای شعر، به جای ترانه، گریه کنیم نه دست من به سر زلف او رسید نه تو بیا رقیب! بیا شانه‌شانه گریه کنیم نشسته‌ام به عزای خودم همان بهتر که بر مزار بدون نشانه گریه کنیم #مجید_ترکابادی ‌◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ چون نسیم است به هنگام نوازشگری‌اش مثل دریاست نمک ریختن دلبری‌اش مثل آغوش کویر است، پر از آرامش به شکوهندگی کوه، جگر آوری‌اش چون غروب لب بندر که پر از زیبایی است بی بدیل است و فریبا افق خاوری‌اش به عزاداری گل های چمن مشغول است رود جاری شده بر سوز دل مرمری‌اش مثل گیسوی درختان سرافراز، رهاست رشته ی موی نهان کرده پس روسری‌اش گفت: لا حول و لا قوه الا بالله آه برخاسته از سینه ی بی یاوری‌اش مثل آهنگ نوک فاخته ها شیرین است شور اندوخته در کلک زبان دری‌اش وطن است این که چنین دامن مهری دارد ای به قربان غم و درد دل مادری‌اش.. #سیده_تکتم_حسینی ‌◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ به جور، ترک محبّت خلاف عادت ماست وفا مصاحب دیرینهٔ محبّت ماست تو و خلاف مروّت خدا نگه دارد به ما جفای تو از بخت بی‌مروّت ماست بسا گدا به شهان نرد عشق باخته‌اند به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست به دیگری نگذاریم، مرده‌ایم مگر نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست تویی که عزّت ما می‌بری به کم محلی وگرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم کمانِ تو، نه به بازوی صبر و طاقت ماست هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست #وحشی_بافقی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ چون آفتاب خزانی، بی تو دل من گرفته است جانا! کجایی که بی تو، خورشید روشن گرفته است؟ این آسمان بی تو گویی، سنگی است بر خانه امروز سنگی که راه نفس را، بر چاه بیژن گرفته است از چشم می‌گیرم آبی تا پای تا سر نسوزم زین آتش سرکشی که در من به خرمن گرفته است ترسم نیایی و آید، خاکستر من به سویت آه از حریقی که بی تو در سینه دامن گرفته است از کشتنم دیگر انگار، پروا نمی‌داری ای یار! حالی که این دیر و دورت، خونم به گردن گرفته است چون خستگان زمین‌گیر، تن بسته دارم به زنجیر بال پریدن شکسته است، پای دویدن گرفته است آه ای سفر‌کرده! برگرد، ای طاقتم برده! برگرد برگرد کاین بی‌قراری، آرامش از من گرفته است... #حسین_منزوی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨ عمیقا دلم میخواد برگردم به دوران کودکی به روزهای پایانی سال همیشه اسفند رو بیشتر از خودِ عید دوست داشتم دقیقا در چنین روزها
✨ عمیقا دلم میخواد برگردم به دوران کودکی به روزهای پایانی سال همیشه اسفند رو بیشتر از خودِ عید دوست داشتم دقیقا در چنین روزهایی مادر مشغول خونه تکونی می‌شدو ما غرق در رویا و افکار کودکی چهارشنبه سوری و خریدهای عید و مهمونی و ماهی قرمز و... #منهای‌شعر ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ در چشم تو دیدم غم پنهان شده‌ات را پنهان نکن احساس نمایان شده‌ات را یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار یا جمع کن آن موی پریشان شده‌ات را جز شانه پرمهر تو کو شاخه امنی؟ گنجشکِ -کم و بیش- هراسان شده‌ات را گاهی به نگاهی شده یک پنجره وا کن این عاشق پابند خیابان شده‌ات را از هرچه به جز چشم تو کافر شده این مرد آغوش گشا تازه مسلمان شده‌ات را... #سجاد_رشیدی‌پور ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

دل را چگونه منعِ محبّت کند کسی؟ گیرم که بشنود، چه نصیحت کند کسی؟ ✨️ مستی ز باده، خنده ز گُل، خرّمی ز باغ در زیرِ آسمان چه فراغت کند کسی؟ گشتم غبار و از سرِ کویش نمی‌روم دیگر چه خاک بر سرِ طاقت کند کسی؟ ما خود کمر به دشمنیِ خویش بسته‌ایم در حقِ ما دگر چه مروّت کند کسی؟ این زندگی کرایه‌ی مردن نمی‌کند بهرِ کدام عمر وصیّت کند کسی؟ گیرم که مهدِ امن و امان گشته روزگار کو گوشه‌ای که خوابِ فراغت کند کسی؟ با شکوه ساختم که مبادا نهان ز من شکرِ تو در لباسِ شکایت کند کسی غمگین مباش اسیر، که هرچند تیره است شامِ تو را چو صبحِ سعادت کند کسی #اسیر_شهرستانی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ گفتم این کیست که پیوسته مرا می‌خواند؟ خنده‌ زد از بُنَ جانم که: "منم" ايرانم🇮🇷 گفتم ای جان‌ و جهان چشم و"چراغِ دلِ من" "
✨️ گفتم این کیست که پیوسته مرا می‌خواند؟ خنده‌ زد از بُنَ جانم که: "منم" ايرانم🇮🇷 گفتم ای جان‌ و جهان چشم و"چراغِ دلِ من" "من همان" عاشق دیرینه‌ی "جان افشانم" #هوشنگ_ابتهاج ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ تمام حادثه‌ها غیر عشق تکراری‌ست هزار مشغله جز او فقط گرفتاری‌ست نه با چراغ یقین می‌رسد، نه سوسوی شک که عشق، تجربه‌ای بین خواب و بیداری‌ست به دوش، بار جهان داری و نمی‌دانی علاج دلهره‌ی آدمی، سبک‌باری‌ست به هوش باش اگر در تو شور و شوقی هست که عافیت‌طلبی در به خودوفاداری‌ست حضور عشق به میزان غیبت عقل است تواتر شب مستی به صبح هشیاری‌ست #پوریا_شیرانی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨ نیلوفر نمیدانست سهمش از دنیا مرداب است، اما بازهم گُل شد، امید داشتن بخشی از زندگیست.... #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Daftt
✨ نیلوفر نمیدانست سهمش از دنیا مرداب است، اما بازهم گُل شد، امید داشتن بخشی از زندگیست.... #منهای‌شعر ۰۰:۰۰ ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher

✨️ گر عشـق بـه تنهـایی مـا سنـگ نمی‌زد حرفی به تو این عـاشقِ دلتنگ نمی‌زد از گوشهٔ چشم تو اگراشک نمی‌ریخت غـم نیــز بـه سـازِ دلِ مـا چنـگ نمی‌زد قلبِ من اگر فکرِ جدایی به سرش بود با قـلبِ تـو ایـن قـدر همـاهنـگ نمی‌زد اینبار که چشم تو به چشمانِ من افتاد از صلح نمی‌گفت و دم از جنگ نمی‌زد گر اشـک هوایِ دلِ مغـرورِ مرا داشت دیوار فرو ریخته را ، رنگ نمی‌زد ...! #محمدحسن_جمشیدی ◇🎼 ▬═✌️ 👉@Dafttar_sher