es
Feedback
189
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-12130 días
Archivo de publicaciones
اشکال نداشت حالا اینش اینور خانوما بودن🤣

از یه طرف صحنه ای که نشستم رو پای یارو میومد جلو چشمام از یه طرف حرف این عقب مونده😂

یه‌مشت‌میزد‌میوفتادیم‌روپای یکی.دیگه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

هرچندثانیه‌ام‌یه‌تک‌خنده ریز‌میکردی🤣🤣🤣

همون منم میترسیدم چیزی بگم نزدیکمون بود😂

بابااون‌بعدشش‌بود🤣🤣🤣🤣🤣

عین اسکلا زل زده بودم به پنجره😂

خیلی‌توحلقم‌بودنمیتونستم‌فش‌بدم😭🤣🤣🤣

سارینا داشتی با چشمات میخوردیش یارو رو😂

مایی‌که‌نگاه‌نمیکردیم‌چون‌ممکن‌بودبخندیم‌باز🤣🤣🤣

بابامن‌نگاه‌نکردم🤣🤣🤣🤣🤣

نعشه ای چیز میزی زدیی🤣

چون از لحظه ای که اومد داشتیم میخندیدیم بعد تو بد نگاهش میکردی فک کرد داریم به اون میخندیم😂

نمیتونستم‌روپام‌وایسم‌انقد‌خندیدم🤣🤣🤣

نکن اینکارو اینستامو باز میکنم به اندازه کافی میبینم اینارو😂

هنوزم‌نفهمیدم‌چرافش‌خوردیم🤣

یاروووییی‌که‌بهمون‌فش‌میداد🤣🤣🤣🤣🤣

sticker.webp0.11 KB

من؟حسودی کردن؟عمرا

خفه شو وای از خشتکم بکش بیرون فقط جایی که نشستم رو پای یارو🤣