221
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-430 días
Archivo de publicaciones
فرصتی برای با هم نوشتن و کتابی رو کنار هم ورق زدن:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
چگونه پیوند دو زمینه از ما آدم خلاقتری میسازد؟+شعرهایی از منصور اوجی
🎤 الهه نصیری
#وبینار_کپیرایتینگ
@elahebaseda
قراره باهم کمی شعر بخونیم
و آزادانه بنویسیم.
ساعت ١٩:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
جملههایی برای بیلبوردهای ذهن و زندگی من
• چگونه در نقش یک کپیرایتر میتوانیم به مسئلهها و نگرانیهای فعلیمان پاسخ بدهیم؟
🎤 الهه نصیری
#وبینار_کپیرایتینگ
@elahebaseda
بیایید باهم بنویسیم
و در نقش یک کپیرایتر
به نیازها و نگرانیهای فعلیمون بپردازیم.
امروز ساعت ١٩
در وبینار کپیرایتینگ:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
این زمان که
دروغهایت میگویند همگی راست
چیزی که بسیار، راست. برای نوشتن. منتشریدن. اما من کجا راستها را میگویم. پیشترها، اولهای اول نوشتن و منتشریدن، تا بود دروغ. خیال. رنگ وهم. وقتی کانالم را تازه راه انداخته بودم. حالا؟ راستهایم لختشان دروغهای آن زمانم. اما کو وهم؟ که بپیچم دورشان. مثل ورق جلبک دور تخممرغ و هویج و چیزمیزهای کیمباپ. که تصور بشوند دروغ.
حالا هر دروغی دارد میگوید راست.
سادهی ساده، لخت لخت.
میخاهی بگویی، نمیگویی نیستی انگار، فقط گفتن اما؟ برایت کافی نیست
اگر فقط نوشتن بود و رساندن حرف، چه آسان بود نوشتن.
ولی کجا میری تو؟ کیه هی میاد جات؟
میخاهی آن را ادامه بدهی. آن تصویر خوش ذهنت را. نویسندهیی که دوست داری باشی، یا نویسندهیی که خاندهیی و مخت را زده. وگرنه ادامه دادن «این» چه آسان است. نیست؟
ادامهی خود بودن | پارهنویس پارهی پورهی پوییده، بعدش؟
به بالاهاییها میگویم کسشعر. آنها هم به من. ولی چیز. داشتم میگفتم. ولی ادامهام. ادامهام. دمش کو؟ آها.
این شبها «لمس» کاتب را میخانم. قبل خاب. رسیدم به ١۵٠اینها. معمایی نیست ولی نمیدانم چطور شده که باهاش دارم مثل حل کردن یک بازی معمایی برخورد میکنم. خوشم میآید از اینکه مداد توی دستم است و گوشهموشههایش مینویسم. یک چیزیش را دوست دارم. اینکه حول یک سری چیزهای مشخص میگردد. لمس کردن، بود و نبود، قصه، تنهایی، منظره، گیر کردن، اینها. نویسنده یواشیوایش برایت رو میکند ماجرا را. یواش و منظم. نظمش را دوست دارم؛ من که عاشق آشفتگیام. این نظمه بهنظرم از اینجا میآید که نویسنده کلی چیز بیشتر از این که دارد به تو میگوید میداند از ماجرا.
بعد، چیز. عنوانهایش.
در ادامهی هماند. همانطور که فصلهایش. نهکه خطی باشد. شاید هم باشد. ولی خطیِ خطی نیست. نمیدانم. سردرنمیآورم. عنوانهایش اما. خوشم آمده ازشان. پر از خوشم آمدن شد اما این تیکهی آخر. الان است که بالاییها بگویند کسسسشعر. حالا بگذار عنوانها را بنویسم برایت:
لمس شدن میان تاریکیِ صبح سفر
لمس شدن میان تاریکیِ منظره و عطر چای
لمس شدن میان سکوت اصوات و کلمههای پیشرس
تا همینجا پیش رفتم فعلن.
آدمهای داستانش کارهایی میکنند و طوری هستند که من هی با خودم میگویم: چه عجیب. چه مسسسسخره. (چه کسشعر را نمیگویم ولی.)
شبیه به من نیستند. برخی داستانها یا فیلمها هستند که جان میدهند برای اینکه من شخصیتشان باشم. این از آنها نیست. مگر اینکه یک شخصیت حاشيهیی کوچولوی کنارهیی باشم که آنقدر در حاشیه است که تو ذهن نویسنده و بیرون داستان مانده.
اما مفهومی که داستان دارد میگردد حولش؛ به من نزدیک است. بگذار چند جمله نقل کنم تا ملموس شود برایت که چه:
«چرا باید من دنیا را یکجوری ببینم که حتی جرأت نکنم ازش حرف بزنم؟»
«دور و برمان چیزهایی هستند که اگر دلیلی برای بودنشان جور نکنیم، برای همیشه گم میشوند.»
«میدانم از دور قضیه یک خرده احمقانه به نظر میآید، برای همین است که میگویم گفتنی نیست. دنیا لب تا لب پُر شده از چیزهایی که اصلاً وجود ندارند و هیچوقت هم به وجود نمیآیند، اما باز روی زندگیمان تأثیر خودشان را دارند. بدبختی اینجاست که هیچجوری نمیشود فهمید و ریشه و در چه احتمالی داشتند که اینطور از چیزهای واقعی هم واقعیتر شدند.»
دور
احساس میکنم دفتر داستانیام که تهام درآمده و کاغذهایم توی بیابان شده پخش و پلا: هی جابهجایی، جابهجایی، جابهجایی.
الهه نصیری
@elahebaseda
Repost from علامتسؤال | مبینا ملائی
«اغراق در تبلیغات، اگر ریشه در واقعیت داشته باشد، نهتنها باورپذیر میشود، بلکه لذتبخش هم خواهد بود.»
-علیجاه شهربانویسی
این جلسه چند نمونهی خوب از تبلیغهای اغراقآمیز میبینیم و ازشون میاموزیم.
شروع جلسه کمتر از ۲۰ دقیقهی دیگه🪄
لینک ورود:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
پرسشهایی برای
نیازهایی که مدام باهاشان کلهبهکله میشویم
و
۴ فرمول پرکاربرد عنواننویسی
+جدولی برای ثبت عنوانها
در ادامهی:
٢ ویژگی عنوان خوب
عنواننویسی با کلیشهها
چگونه پرسش خوب میانجامد به تیتر خوب؟
«باید به کسی میگفتم که اینجا بودهام» یا «چند دانه مافینِ بلوبری»؟
🎤 الهه نصیری
#وبینار_کپیرایتینگ
@elahebaseda
یادآوری وبینار
امروز
ساعت ١٩
باهم مینویسم و
پروندهی عنواننویسی رو با ۴ فرمول پرکاربرد میبندیم.
یالا به امید دیدار شما:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
امروز؟ وبینار نداریم مفتسانه.
بهامید اینکه در عوض امشب، روزگفتار یا پارهمون مربوط به کپیرایتینگ باشه. ❤️✨
Repost from علامتسؤال | مبینا ملائی
یادآوری وبینار کپیرایتینگ
امروز ساعت ۱۹ ✨️
تمرینی یخشکن
در موقعیتهای دشوار نوشتن
لینک ورود به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
ناآ
دو صورت هم بسیار است
برای این دهانِ کوچک
در این کرهی تاریک
امواجِ دمو
بازدم
در مکثِ بین دو کوبه
قلبِ تو را سوراخ خواهد کرد
پس دهانت
گوشِ توست
که باز میماند رو به آوازِ پرندهای
رو به نفیرِ گلولهای در حلق
و صدای سوتِ کِتری
که جوشیدنِ آب برای شیشه شیر را هشدار میدهد.
«بیمعناست! مرده بهتر که بزاید مادر
این غولِ زیبا
که میفشردمان به سینه
از فردا.
او که طرحِ چهرهاش زندانِ زائقههاست.
بیمعناست!»
ناآ
نقاب را بردار:
تلافیِ تخمک و فَلسهای آن اسپرم
حکایتِ تکرار
در تنورِ سرد نیست
صحنههای سوختن در سپید
و انزالِ غنچههای خشخاش در تیغ هم.
«من دیدن میآموزم!»
و خیال را به زودی
و مرگ را آخَر سر در اندامهای حافظه و اسطورهی خواهش.
«من دیدن میآموزم!»
زیر میکروسکوپ ببین!
در سونوگرافیِ جفت و حفرههای زبان
در اتاقِ تشریح نطفه:
مادر متنستو
طراحِ پردههای جنینی
معمارِ زهدان است
نه قصهگو
که شنوندهست.
پدر فقط شهرزاد قبلیست که به
هزارویکمین شب نرسیده، باور کن!
«او تصویرِ لعنت است
آنچه بر جای میمانَد چون داغی مکتوب بر کف دست
نشانههای لعنت
ژنِ نهفته
علیه اکنون».
ژنها را خسته کن
در آمیزشِ شدید با فصلها
در پیوستن با زخم
ژنها را خسته کن
در بالاآوردنِ رازهای گرانبها
از معدههای تهی
ژنها را خسته کن!
مردِ زنپوش
مادرِ مذکرِ این وادی دروغ میگوید:
گوشِ تو
دهانِ تو نیست
تا این همه دندان هست.
گل شیپوری میدمد در این
بهارِ سرخ
میشنوی؟
و امواجِ دمو
بازدم
قلب تو را سوراخ نخواهد کرد
تا که فریاد میزنی
در فضا
با نایِ بُریده
در ستونِ مهرهها.
امین حدادی، دفتر شعر «گفتوگو با نطفه»، ص ٢۶
@elahebaseda
فهرست عنوان کتاب «باید به کسی میگفتم که اینجا بودهام» از علی معتمدی
@elahebaseda
«باید به کسی میگفتم که اینجا بودهام» یا «چند دانه مافینِ بلوبری»؟
• دربارهی عنوانهایی که در خودشان ابهام دارند
🎤 الهه نصیری
#وبینار_کپیرایتینگ
@elahebaseda
ابهام یا سرراستی؟
عنوان بیست جستار رو باهام میبینیم؛ امروز ساعت ١٩ در وبینار کپیرایتینگ.
لینک ورود به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
اطلاعات بیشتر:
https://t.me/elahebaseda/346
چگونه پرسش خوب میانجامد به تیتر خوب؟
فرمول عنوان: سوال+یک وعده
یک.
موضوع:
مخاطب:
وعده:
دو.
نوشتن سی عنوان پرسشی
🎤 الهه نصیری
#وبینار_کپیرایتینگ
@elahebaseda
«چگونه پرسش خوب میانجامد به تیتر خوب؟»:
اولین مورد از فهرست
فرمولهای آزمودهشدهی عنواننویسی
در وبینار کپیرایتینگ
امروز ساعت ١٩
لینک ورود به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
Repost from علامتسؤال | مبینا ملائی
+2
یادآوری وبینار امروز
از ساعت ۱۹ ✨️
عنوانهای پربازدید اینترنتی رو میخونیم
و مشغول بازنویسی و تمرین خلاقانه میشیم.
از طریق این لینک میتونید بهمون بپیوندید:
https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/copywriting
