oratorium
Ir al canal en Telegram
В жизни есть раны, которые медленно, в одиночестве пожирают и источают душу در زندگی زخمهایی وجود دارد که به آرامی، در تنهایی، روح را میخورند و فرسوده میکنند. @oratoriumsbot (سیبر)
Mostrar más1 144
Suscriptores
-524 horas
+17 días
-3530 días
Archivo de publicaciones
1 144
بینید مسئلهی انتقام نیست من کینهتوز نیستم اصلاً فرصت آن را ندارم اما حافظهام به شدتت قوی است شاید بتوانم هرچه را فراموش کنم ولی هر تحقیر و هر جراحتی را مثل یک گزارش پلیس در ذهن دارم بزرگواری من هم ظاهری است در واقع فقط توان برخورد کردن ندارم اما فراموش هم نمیکنم اصلاً هم برایم مهم نیست دیگر به این درک رسیدهام که جامعهی انسانی چیست و چه سازوکاری دارد چیزی که فقط میتواند اعصابم را خرد کند بیمعرفتی و ناسپاسی آدمهاست آن هم نه به خاطر خودم بلکه به خاطر حماقت محض آن رفتار
و اما وای به حال آن کسی که سالها در زیرزمینش زندگی کرده و ناگهان تصمیم میگیرد بیرون بیاید این آدم چون تمام این مدت طولانی در انزوا بوده عادت کرده که دائم خودش را سرزنش کند یا خود را قربانی اول و آخر همهچیز بداند مدام حرف میزند حرف میزند و سعی میکند خودش را توجیه کند به خیال اینکه دیگران او را درک میکنند اما روزی میرسد که میفهمد طرف مقابلش کیست میفهمد که با چه موجودات حقیر و مضخرفی سر و کار دارد و آنوقت است که با تمام وجود میفهمد همان تنهایی زیرزمین آن چهاردیواری تاریک چقدر منطقیتر و چقدر شیرینتر بود
برگرفته از جنایات مکافات/زوال بشری
1 144
پیوسته از این موضوع در شگفتم که چقدر خودمان را بیش از هر کس دیگری دوست میداریم و، با این همه، برای نظرات و عقاید دیگران بیش از ارزیابیِ خودمان از خویشتنِ خویش ارزش و اهمیت قائلایم... چهاندازه به نظرات دیگران دربارهٔ خودمان بها میدهیم و چهاندازه کم به نظرات خودمان.Marcus Aurelius
1 144
Repost from N/a
متنفرم از وقتهایی که درون خودم گم میشوم.
انگار به عمقی فرو میروم که هیچ انتهایی ندارد؛
خلأ کامل، هیچ نوری پیدا نمیشود، ولی میتوانم صداهایی بشنوم؛ فریادهایی که درون من مخفی شدهاند.
گاهی شدت صداها آنقدر زیاد میشود که دیگر نمیتوانم چیزی بشنوم!
این عمق من را میترساند...
میترسم برای همیشه درونش گم بشوم،
میترسم مرا ببلعد.
به این فکر میکنم که باید حرف بزنم، کمک بخواهم،
اما وقتی بیشتر فکر میکنم، «بیان کردن» برایم خندهدار میشود.
آخر چه بگویم؟
بگویم احساس میکنم چیزی درونم در حال بلعیدن من است؟
فکر میکنند دیوانهام، توهم زدهام، شاید باور نکنند، بخندند...
چه کسی جز من میتواند این عمقِ یخزده تاریکِ سرد را بفهمد؟
چه کسی میتواند بفهمد از دست چه چیزی در حال فرارم؟
هر روز در حال جنگیدن برای تبدیل نشدن به کسی مثل آنها؛
برای نجات خودم از دست خودم.
اگر این تاریکی من را ببلعد و من هم شبیه آنها بشوم چه؟!
/نامه های آلاء Ala's letter _
1 144
همه اسرار دل را با دوست بازگو مکن
که از گردش روزگار آگاه نیستی و شاید روزی دشمن گردد و به دشمن نیز هر گزندی مرسان که چه بسا روزی رشته دوستی میان شما پدید آید
سعدی شیرازی
بعد از تموم کردن مافیا اولد کانتری یاد این افتادم چقدر اتمسفریک این بازی جذاب و قشنگ بود ولی همچنان هیچوقت نمیتونن استوری لاینی بسازن که توش شخصیتش مثل تامی و ویتو توی ذهنت بمونن اگر بازی آنقدر کوتاه نبود و بیشتر روی شخصیت پردازی ها کار میکنن خیلی بهتر از این میشد در کل پیشنهاد میدم مافیا اولد کانتری رو بهتون
1 144
تصور کن سال ۱۸۸۹، میدان کارلو آلبرتو در تورینو مردی لاغر و ریشو با چشمانی که انگار تمام درد جهان را دیده جلوی اسبی میایستد که صاحبش با شلاق وحشیانه میزند اسب ناله میکند مرد به سمتش میدود گردنش را در آغوش میگیرد اشک میریزد و فریاد میزند من احمقم من احمقم به زمین می افتد وبعد از بیداری دچار فروپاشی کلی ذهنی میشود
به حق میتوان گفت که پر اقبالترین فیلسوف نزد ایرانیان نیچه است و این را از خیل عظیم ترجمههای متعدد و متنوع از کتب او به فارسی میتوان حدس زد اما فهم دقیق هیچ فیلسوفی بدون در نظر گرفتن بستر اجتماعیاش و احاطه به سیر تکامل اندیشهاش میسر نیست جولیان یانگ در کتاب فریدریش نیچه زندگینامهای فلسفی این امکان را برای علاقهمندان به نیچه فراهم کرده است که با زندگی او و سیر تکامل مفاهیم اصلی متبلور در ذهنش و همچنین تأثیر شگرف نیچه بر متفکران پس از خودش آشنا شوند نه یک آشنایی سرسری و کلی بلکه یک آشنایی دقیق و جامع این کتاب با کنکاش در دورۀ کودکی نیچه آغاز میشود متولد ۱۸۴۴ در روکن پسر یک کشیش لوتری پدرش وقتی او پنج ساله بود مرد و او را در محیطی پر از زنان مذهبی گذاشت این تضاد اولیه کل زندگیاش است پسری که از دل کلیسا بیرون آمد و در نهایت خودش را ضد مسیح نامید. اما ضدیت او نفرت بلکه به گفته خودش شناخت وی از مسحیت بود جایی که ایده
خدا مرده است شکل گرفت بیش از ۱۳۰ سال از زمانی که فردریش نیچه جملهٔ مشهور خدا مرده است را مطرح کرد میگذرد اما هنوز بسیاری از افراد معنای دقیق این عبارت را به درستی درک نکردهاند برخلاف برداشتهای رایج نیچه صرفاً از انکار وجود خدا سخن نمیگفت و این عبارت را نباید به معنای مرگ یک موجود فراطبیعی یا پیروزی بیقید و شرط بیدینی دانست منظور نیچه از مرگ خدا توصیف یک رخداد فرهنگی و تاریخی بود: فروپاشی تدریجی ایمان به خدا و از دست رفتن جایگاه دین مسیحی به عنوان بنیان اصلی حقیقت، اخلاق و معنای زندگی در تمدن غرب. به باور او، پیشرفت علم، گسترش عقلگرایی و نقدهای مدرن، اقتدار سنتی دین را تضعیف کرده بودند. در نتیجه، خدا دیگر نمیتوانست همان نقش پیشین را به عنوان مرجع نهایی ارزشها و اخلاق ایفا کند اما نکتهٔ مهم اینجاست که نیچه این وضعیت را صرفاً جشن نمیگرفت. او به خوبی میدانست که مرگ خدا پیامدهای عمیق و حتی هولناکی به همراه خواهد داشت. اگر خدا و دین دیگر سرچشمهٔ ارزشهای اخلاقی نباشند، چه چیزی جای آنها را خواهد گرفت؟ بر چه اساسی میتوان دربارهٔ خیر و شر، حقیقت و دروغ، یا معنای زندگی داوری کرد؟ یچه معتقد بود که با فروپاشی ایمان سنتی، انسان وارد دورهای از بحران معنایی میشود؛ بحرانی که آن را نیهیلیسم مینامید. نیهیلیسم وضعیتی است که در آن ارزشهای کهن اعتبار خود را از دست دادهاند، اما ارزشهای تازه هنوز آفریده نشدهاند. در چنین شرایطی، انسان با خلأیی عظیم روبهرو میشود و احساس سرگردانی، بیمعنایی و از خودبیگانگی گسترش مییابد مشهورترین بیان این اندیشه در بخش «دیوانه» از کتاب دانش طربناک آمده است. در آنجا دیوانه فریاد میزند: خدا مرده است. خدا مرده است. و ما او را کشتهایم این جمله نه اعلام پیروزی، بلکه هشداری تکاندهنده است. دیوانه میپرسد اکنون که خدا را از مرکز جهان خود کنار زدهایم، چگونه میخواهیم با پیامدهای این رویداد زندگی کنیم؟ چه ارزشهایی جایگزین ارزشهای پیشین خواهند شد؟ آیا انسان توانایی آن را دارد که خود آفرینندهٔ معنا و ارزش باشد؟ از همین رو، مرگ خدا در فلسفهٔ نیچه پایان یک عصر و آغاز عصری جدید است؛ عصری که در آن انسان دیگر نمیتواند بر بنیانهای سنتی تکیه کند و ناچار است مسئولیت خلق ارزشهای نو را بر عهده بگیرد. نیچه نه خواستار بازگشت ساده به ایمان سنتی بود و نه مدافع نیهیلیسم. او میکوشید راهی برای عبور از این بحران بیابد؛ راهی که به آفرینش ارزشهای تازه و ظهور انسانی توانمند، خلاق و مسئول بینجامد
#هایلایت
1 144
تصور کن سال ۱۸۸۹، میدان کارلو آلبرتو در تورینو مردی لاغر و ریشو با چشمانی که انگار تمام درد جهان را دیده جلوی اسبی میایستد که صاحبش با شلاق وحشیانه میزند اسب ناله میکند مرد به سمتش میدود گردنش را در آغوش میگیرد اشک میریزد و فریاد میزند من احمقم من احمقم به زمین می افتد وبعد از بیداری دچار فروپاشی کلی ذهنی میشود
به حق میتوان گفت که پر اقبالترین فیلسوف نزد ایرانیان نیچه است و این را از خیل عظیم ترجمههای متعدد و متنوع از کتب او به فارسی میتوان حدس زد اما فهم دقیق هیچ فیلسوفی بدون در نظر گرفتن بستر اجتماعیاش و احاطه به سیر تکامل اندیشهاش میسر نیست جولیان یانگ در کتاب فریدریش نیچه زندگینامهای فلسفی این امکان را برای علاقهمندان به نیچه فراهم کرده است که با زندگی او و سیر تکامل مفاهیم اصلی متبلور در ذهنش و همچنین تأثیر شگرف نیچه بر متفکران پس از خودش آشنا شوند نه یک آشنایی سرسری و کلی بلکه یک آشنایی دقیق و جامع این کتاب با کنکاش در دورۀ کودکی نیچه آغاز میشود متولد ۱۸۴۴ در روکن پسر یک کشیش لوتری پدرش وقتی او پنج ساله بود مرد و او را در محیطی پر از زنان مذهبی گذاشت این تضاد اولیه کل زندگیاش است پسری که از دل کلیسا بیرون آمد و در نهایت خودش را ضد مسیح نامید. اما ضدیت او نفرت بلکه به گفته خودش شناخت وی از مسحیت بود جایی که ایده
خدا مرده است شکل گرفت بیش از ۱۳۰ سال از زمانی که فردریش نیچه جملهٔ مشهور خدا مرده است را مطرح کرد میگذرد اما هنوز بسیاری از افراد معنای دقیق این عبارت را به درستی درک نکردهاند برخلاف برداشتهای رایج نیچه صرفاً از انکار وجود خدا سخن نمیگفت و این عبارت را نباید به معنای مرگ یک موجود فراطبیعی یا پیروزی بیقید و شرط بیدینی دانست منظور نیچه از مرگ خدا توصیف یک رخداد فرهنگی و تاریخی بود: فروپاشی تدریجی ایمان به خدا و از دست رفتن جایگاه دین مسیحی به عنوان بنیان اصلی حقیقت، اخلاق و معنای زندگی در تمدن غرب. به باور او، پیشرفت علم، گسترش عقلگرایی و نقدهای مدرن، اقتدار سنتی دین را تضعیف کرده بودند. در نتیجه، خدا دیگر نمیتوانست همان نقش پیشین را به عنوان مرجع نهایی ارزشها و اخلاق ایفا کند اما نکتهٔ مهم اینجاست که نیچه این وضعیت را صرفاً جشن نمیگرفت. او به خوبی میدانست که مرگ خدا پیامدهای عمیق و حتی هولناکی به همراه خواهد داشت. اگر خدا و دین دیگر سرچشمهٔ ارزشهای اخلاقی نباشند، چه چیزی جای آنها را خواهد گرفت؟ بر چه اساسی میتوان دربارهٔ خیر و شر، حقیقت و دروغ، یا معنای زندگی داوری کرد؟ یچه معتقد بود که با فروپاشی ایمان سنتی، انسان وارد دورهای از بحران معنایی میشود؛ بحرانی که آن را نیهیلیسم مینامید. نیهیلیسم وضعیتی است که در آن ارزشهای کهن اعتبار خود را از دست دادهاند، اما ارزشهای تازه هنوز آفریده نشدهاند. در چنین شرایطی، انسان با خلأیی عظیم روبهرو میشود و احساس سرگردانی، بیمعنایی و از خودبیگانگی گسترش مییابد مشهورترین بیان این اندیشه در بخش «دیوانه» از کتاب دانش طربناک آمده است. در آنجا دیوانه فریاد میزند: خدا مرده است. خدا مرده است. و ما او را کشتهایم این جمله نه اعلام پیروزی، بلکه هشداری تکاندهنده است. دیوانه میپرسد اکنون که خدا را از مرکز جهان خود کنار زدهایم، چگونه میخواهیم با پیامدهای این رویداد زندگی کنیم؟ چه ارزشهایی جایگزین ارزشهای پیشین خواهند شد؟ آیا انسان توانایی آن را دارد که خود آفرینندهٔ معنا و ارزش باشد؟ از همین رو، مرگ خدا در فلسفهٔ نیچه پایان یک عصر و آغاز عصری جدید است؛ عصری که در آن انسان دیگر نمیتواند بر بنیانهای سنتی تکیه کند و ناچار است مسئولیت خلق ارزشهای نو را بر عهده بگیرد. نیچه نه خواستار بازگشت ساده به ایمان سنتی بود و نه مدافع نیهیلیسم. او میکوشید راهی برای عبور از این بحران بیابد؛ راهی که به آفرینش ارزشهای تازه و ظهور انسانی توانمند، خلاق و مسئول بینجامد
#هایلایت
1 144
Repost from N/a
روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم
کف زدو گفتا که ایول پس شما هم شاعری
1 144
Décembre Noir
Melodic Death/Doom Metal/Atmospheric Doom Metal
یکی از بند های فوق قوی المانی است که در سال ۲۰۰۸ شکل گرفت
گروه با خلق تکنیک های صوتی و عمیق و مضامین فلفسی توانسته جایگاه ویژه ای در میان طرفداران
Atmospheric Doom
و death پیدا کنه
آثار این گروه با گیتارهای ملودیک ریفهای سنگین فضاسازیهای غمانگیز و وکالهای شروع میشود
امروزه Décembre Noir به عنوان یکی از مهمترین نامهای نسل جدید Death/Doom Metal اروپا شناخته میشود
این گروه با انتشار آلبومهای موفقی همچون A Discouraged Believer (2014)، Forsaken Earth (2016)، Autumn Kings (2018)، The Renaissance of Hope (2020) و Your Sunset | My Sunrise (2023)، روندی صعودی و تحسینبرانگیز را طی کرده است
جهت شنیدن البوم
آلبوم یک
البوم دو
پیشنهاد میشه اول این ترک گوش بدید برای درک قدرت بند و بعد سمت آلبوم برید
#بند_جمعه
1 144
این مدت اگر چنل سمت دلی رفت که چه عرض کنم از نظر محتوا نه گیم میبینم نه کتاب میخونم نه فیلم میبینم که بخوام راجبشون چیزی بذارم
1 144
Repost from N/a
Blasphemous 2 The Third Sin DLC Original Soundtrack
Platforms: PS5,ps4,pc,xbox
Year: 2026
By: Carlos viola
Published by: team kitchen
Number of Files: 6
Album type: Soundtrack
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
