es
Feedback
DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

DΣVI𝗟’𝐒 PΛ𝗟Λ𝐂Σ

Ir al canal en Telegram

Наслаждайся тишиной .

Mostrar más
971
Suscriptores
-124 horas
-157 días
-4530 días
Archivo de publicaciones
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ پرسش دوباره خوبی ؟

خندم هم نمیگیره...

- چرا نمیذاری ادما چهره ی خوب تورو هم ببینن؟ + چون وقتی ادما خوبی ببینن انتظار خوبی دارن، من نمیخوام زندگیم رو براساس انتظارات انسانهای دیگه بنا کنم. —‘𝘿𝙖𝙢𝙤𝙣 𝙎𝙖𝙡𝙫𝙖𝙩𝙤𝙧𝙚

کــــپشن و چــک کنید:)❤️‍🩹👇🏻.... .      .     .     .     .     .    .     . +کـــجا مـــیری پــناه قلـــبم؟ _وقـــت رفـــتنم رســـیده تـــهیونگ. .     .     .     .     .     .    . این داستان درمورد جونگکوک که از یه دنیای ماورایی ب زمین تبعید میشه و  رابطه عاشقانه ای رو با تهیونگ شروع میکنه و... درحـــال نوشـــتنم...:) .      .      . . . دیشب حرف پناه بود پناه امد

خود خرم

Repost from N/a
این پیام رو فور کنید تا ببینم تک رزی کدوم یکی از ادمینا هستم

Isam Roleplay.mp33.03 MB

از آسانسور اومد بیرون و رفت سمت اتاق برادر بزرگ‌ترش . حوصله آدما خودشیرین و نداشت ، به هر کی بهش سلام می کرد فقط سر تکون میداد . بدون در زدن رفت تو اتاق که باعث شد صدا داد منشی در بیاد . جین : مورد نداره خانوم بفرمایید شما . منشی با حرص رفت بیرون و در بست . جین : معلوم هست کدوم گوری تو ؟! جئون: نه که بودنم خیلی تاثیر داره رو زندگیاتون . جین : خفه شو گوشیت چرا خاموش بود ؟! جئون لبخندی زد و ابرو بالا انداخت . خنده دار بود براش نگرانی برادرش ، اون که بودنش مهم نیست چرا آنقدر حرص میخوره . سیگار و در آورد از جیبش و یه نخ گذاشت رو لبش . جین : اینجا نمی کشی . احمق شاید یکی کار مهم داشته باشه باهات این کارا چیه ؟! جئون : کار مهمتو بگو حال ندارم . جین : کیم و دیدم . با این حرف جین ، چند لحظه قلب جئون ایستاد و بعد جوری قلبش تند میزد که هر کسی کنارش بود صداشو می شنید . دستاش یخ زد و بغض همیشگیش داشت می ترکید دیگه ولی ظاهرشو حفظ کرده بود . جئون : خوب .. حالش خوب بود ؟ جین : آره خوب بود ، ازدواج کرد.. جئون بلند خندید ،سرش انداخت پایین و اشکاش سرازیر شد ‌.دستاشو مشت کرد و نفس عمیق کشید . جئون :مبارک باشه . امیدوارم اون مثل من نباشه براش . هیچ وقت عاشق نشو هیونگ خب ؟! ببین این طوری که می‌شنوی خوبه ، خوشحال میشی ولی از یه طرف ناراحت میشی که بی تو حالش خوبه .. جین : کوک .. جئون : یه چی درست نیست . من نتونستم هنوز دست کسی و بگیرم چون تو قلبم ذهنم باهاش دارم زندگی می کنم، بعد اون ازدواج کرد این یعنی منو یادش رفته .. ولی خوبه با یکی دیگس ، اون دوست داشتن یکی دیگه رو بلده . انگا منم که دوست داشتن یه نفر و بلدم فقط ..

از یه جایی به بعد قلبتم عاقل میشه، میفهمه هر کسی رو باور نکنه. سیاه میشه، خنثی میشه انگار دو تا مغز داری دیگه .

126688191.mp32.67 MB

Я не сумасшедший, Только мой мир отличается от твоего!

جای خالی آدمایی که دوسشون داریم رو هیچ احدی نمیتونه پرکنه! میص آسمونم و عطر بارونم...

мне просто нужно немного времени Я пытаюсь думать здраво мне просто нужна минутка У себя дома Спроси меня, как у меня дела я скажу ок Но разве не это мы все говорим!

میمردم برات ولی ببین نفهمیدی!

سکوتمو درک نمی کنی ، چطوری حرفامو میخوای بفهمی ؟!

زیباست ممنون