es
Feedback
محمد مختاری

محمد مختاری

Ir al canal en Telegram

به نام یک شاعر. آرشیو در حال جمع‌آوری از شعر و زندگیِ محمد مختاری جهت ارتباط: @MohammadMokhtari_Bot

Mostrar más
2 631
Suscriptores
+324 horas
+137 días
+4830 días
Archivo de publicaciones
📌 شاعران معاصر ایران: 📍 منوچهر آتشی 🔹 نویسنده: محمد مختاری
این اثر جزو آثار فوق کمیاب محمد مختاری است که از کانال @Alborzname پیدا کردم.
#کتاب ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

شعرخوانی منظومه ایرانی کلام: محمد مختاری صدا: حمید توانگر از: @greataudiobook #صدا ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

لبت کجاست...
شعر و صدای محمد مختاری
#استوری ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

🔻فیلم کوتاه برشانه‌ی فلات(۱۳۸۱)ساخته احمد زاهدی لنگرودی 📌این فیلم که درباره‌ی استودان‌ها و نحو‌ه‌ی به خاک‌سپاری مردگان زرتشتی است با جمله‌ای از نیچه شروع می‌شود که می‌گوید: «همه مرگ را سترگ می‌انگارند؛ اما هنوز مرگ را جشن نگرفته‌اند». سپس فیلم به یکی از استودان‌های قدیمی شهر یزد می‌پردازد. جایی که در آن زرتشتیان یزد، مردگان خویش را دفن می‌کرده‌اند. فیلم از تحقیق شایسته‌ای برخوردار است. 📌 موضوعی بکر با گفتاری که برگرفته از دفتر شعر زنده‌یاد محمد مختاری در ترکیب با عکس‌های ارزشمند بهمن جلالی، مجموعه‌یی شایسته را سامان داده‌اند که بی‌تردید اگر نتوان بر آن فیلم قوم‌پژوه اطلاق کرد؛ نمی‌توان رویکردش را نیز به فیلم قوم‌نگاری نادیده گرفت. 📌 وامداری‌اش در نگارش گفتار و عنوان فیلم، به کتاب برشانه‌ی فلات از زنده یاد محمد مختاری آن را از وزن بیشتری برخوردار ساخته است.
منبع: همایون امامی - سینمای مردم شناختی ایران: نقدی بر قوم پژوهی در سینمای مستند ایران - شرکت نشر نقد افکار، سازمان میراث فرهنگی کشور، پژوهشکده - ۱۳۸۸
#پرده_خانه #از_شما ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

عشق آمد و قناری موزون گلوی سرشارش را نثار کرد. و عاشقان سرشته باران بودند در رؤیای سرو و ماه و عاشقان سرشته مرجان شدند در راز
عشق آمد و قناری موزون گلوی سرشارش را نثار کرد. و عاشقان سرشته باران بودند در رؤیای سرو و ماه و عاشقان سرشته مرجان شدند در رازهای آب و ستاره و عاشقان سرشته نانند در تاب‌های خون و آزادی. #گزین ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

عروس‌های مرگ همسران جادو زهدان‌های طلسم و سینه‌ی زنان عاشق که بر لبان خاک رگ می‌کند. _ «و ایزدان هنوز هم قربانی می‌خواهند...»
عروس‌های مرگ همسران جادو زهدان‌های طلسم و سینه‌ی زنان عاشق که بر لبان خاک رگ می‌کند. _ «و ایزدان هنوز هم قربانی می‌خواهند...» از: @NazariyehAdabi #گزین ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

تازه ترین نفسهایت را برآر. مرگ آنچنان به سایه ات آمیخته‌ست که روشنائی صد آفتاب نیز از رگانت بازش نمی‌شناسد. #گزین ⬛️ خانه شعر
تازه ترین نفسهایت را برآر. مرگ آنچنان به سایه ات آمیخته‌ست که روشنائی صد آفتاب نیز از رگانت بازش نمی‌شناسد. #گزین ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @mohammadmokhtary77

📌 شعرخوانی #علی_باباچاهی در منزل ژازه تباتبایی به تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۷۷ دیگر حاضران: جواد مجابی، محمد مختاری، محمدعلی سپانلو، سیمین بهبهانی، سیدعلی صالحی، کاظم‌سادات اشکوری و آسیه جوادی. فیلم شعرخوانی محمد مختاری در منزل ژازه تباتبایی #پرده_خانه ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

نگاه میهنم پیرم کرده است. چراغ ماتم است گلایل. کسی توازن انسان و خاک را می‌خواهد برهم زند صدای زنجره می‌گیرد و کرم لای خط و گ
نگاه میهنم پیرم کرده است. چراغ ماتم است گلایل. کسی توازن انسان و خاک را می‌خواهد برهم زند صدای زنجره می‌گیرد و کرم لای خط و گندم و شناسنامه وول می‌خورد. شمایل کدر مرگ و هاله‌ای که گرداگردش بسته‌اند. نگاه نیم بسته بر دوایر فرا رونده گلوی آفتاب و شیشه‌ای شکسته که برق می‌زند. و خون روز و رودخانه در غبار و پلک‌های خسته گم می‌شود نمک دهان و زخم را فرو می‌بندد. و گاه خش خش مدادی بر کاغذی که مهره‌های پشت را می‌لرزاند. #گزین ◼️ محمد مختاری| از دفتر منظومه ایرانی @MohammadMokhtary77

خویش من است آب و گُل سُرخ خویش من است سَرو و آزادی #گزین طرح از محسن ولیحی ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary7
خویش من است آب و گُل سُرخ خویش من است سَرو و آزادی #گزین
طرح از محسن ولیحی
⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

آدمیزاد که خیک ماست نیستش انگشت بزنیم توش جای انگشت هم بیاد جای انگشت درد و فقر و رنج و بلا و تنهایی و بی پناهی و اینها در آدم می مونه و ادبیات بهرحال اگر نتونه شکل این گونه رد انگشت های بلا رو در درون انسان کشف کنه خب پس چیکارس؟... 📌 سخنرانی محمد مختاری در مراسم یادبود غزاله علیزاده #سخنرانی ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

به یاد #فروغ_فرخزاد «روشن‌ترین توان‌مایه‌ای که در شعر فروغ فردیت او و فردیت ما را یقین‌مندانه به یک تعميم بشری هدایت می‌کند "
به یاد #فروغ_فرخزاد «روشن‌ترین توان‌مایه‌ای که در شعر فروغ فردیت او و فردیت ما را یقین‌مندانه به یک تعميم بشری هدایت می‌کند "بداهت" زندگی و "حس زنده بودن" است. ذات عاشقانه و زیبای حیات انسانی گاه با شوق و گاه با دریغ اما هم‌واره با التهاب، رخ می‌نماید. تا میزان نزدیکی و دوری خود را از آن بازشناسیم، و دریابیم که تا چه حد دست‌خوش تیرگی‌هایی شده‌ایم که جسم و ذهن ما را از حس شدید زنده بودن دور کرده است: "حرفی به من بزن / آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد / جز درک حس زنده بودن از تو چه می‌خواهد؟" فروغ در آغاز از رابطهٔ جسم به حس زنده بودن واقف شده است. اما زنده بودن، اساس همیشگی نگاه او به انسان گردیده است به‌طوری‌که از سمت دیگر رابطه نیز پیش از هر چیز همین درک حس زنده بودن را می‌طلبد. پرداخت فروغ به جسم در راستای معرفت جسم است که ذات زایش در آن نهفته است.»
"یادنامهٔ فروغ فرخزاد: زنی تنها"، گردآوری علی سیاهپوش، از یادداشت 'صدای سخن عشق' نوشتهٔ محمد مختاری، صفحهٔ ۵۱.
#سخن ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

دستی به نیمه‌ی تن خود می‌‌کشم چشم‌هایم را می‌مالم اندامم را به دشواری به یاد می‌آورم خنجی درون حنجره‌ام لرزشی خفیف به لب‌هایم می‌دهد نامم چه بود؟ اینجا کجاست؟ دستی به دور گردن خود می‌لغزانم سیب گلویم را چیزی انگار می‌خواسته است له ‌کند له ‌کرده است؟ نیمی از این تن ا‌کنون آشناست نیم دیگر آن سایه‌ی شکسته است ‌که دوران انحلالش پایان گرفته است تنها نیاز تاریکی را به خاطر می‌آورم مثل پوستی هنوز بر استخوان ‌کشیده و چهره‌اش در نیمی از چهره‌ی زمین گم گشته است آن نیمه‌ام ‌کجاست؟ تا من چقدر گورستان باقی است؟ #گزین ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

دروغ، برف در تموز است. و آن که راز عاشقانه جنازه‌ها را در دریاچه نهفته بود به سنگبارانی رسوا                         شکست. دروغ، برف در تموز است. گرسنگی هنوز در کاکل کپرها می‌تابد. و آن که صبر و نور هدیه شکم‌ها می‌کند. قبای تنگش را            گشادتر می‌دوزد...
▪️دکلمه بخشی از شعر جنون رودابه ▫️ با صدای فؤاد زمانی #صدا #از_شما ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

sticker.webp0.67 KB

آنها کجایند که می‌آمدند و می‌رفتند افسانه‌ی خیابان می‌شدند خانه‌ها را بر می‌افروختند خاک را متبرک می‌کردند؟ راه درازی انگار ط
آنها کجایند که می‌آمدند و می‌رفتند افسانه‌ی خیابان می‌شدند خانه‌ها را بر می‌افروختند خاک را متبرک می‌کردند؟ راه درازی انگار طی شده ست این قصه کودکان بسیاری را شاید به خواب برده باشد. من بوی خاک را می‌شنوم می‌شنوم که در پی گرمای ماست قصه همیشه از دل شب آغاز می‌شده است. #گزین #استوری ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

‌ در خانه و کتابخانه بوی مرگ می‌آید در گلخانه و غسالخانه بوی مرگ می‌آید از تمام خانه‌ها بیرون می‌روم اما بوی کافور از مشامم خالی نمی‌شود ‌ در زندگی‌ام رد پای مرده‌ای جوان بی‌قراری می‌کند... ‌ ‌بکتاش آبتین ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

ایران من سزای پریشانیت نبودم خطی جلی به صفحه‌ی پیشانیت نبودم آبی زلال در طلب کام تشنه بودی خاکی سزای بخشش نیسانیت نبودم در درد خانه کردی و پروردیم به دامن جز تیشه­‌ای به خانۀ‌ی ویرانیت نبودم خون خوردی از عذاب و به شوقم ترانه خواندی شامان غمگساری و غمخوانیت نبودم گفتم به روز واقعه افروزمت به جانم دردت چنان بسوخت که درمانیت نبودم تابوت­ها به سرخی چشمت روانه گشتند تابوتی از برای چراغانیت نبودم کارنامه ۳۳ #شعر ◼️محمد مختاری| کارنامه شماره‌ ۳۳ @mohammadmokhtary77

به یاد فروغ فرخزاد «روشن‌ترین توان‌مایه‌ای که در شعر فروغ فردیت او و فردیت ما را یقین‌مندانه به یک تعميم بشری هدایت می‌کند "ب
به یاد فروغ فرخزاد «روشن‌ترین توان‌مایه‌ای که در شعر فروغ فردیت او و فردیت ما را یقین‌مندانه به یک تعميم بشری هدایت می‌کند "بداهت" زندگی و "حس زنده بودن" است. ذات عاشقانه و زیبای حیات انسانی گاه با شوق و گاه با دریغ اما هم‌واره با التهاب، رخ می‌نماید. تا میزان نزدیکی و دوری خود را از آن بازشناسیم، و دریابیم که تا چه حد دست‌خوش تیرگی‌هایی شده‌ایم که جسم و ذهن ما را از حس شدید زنده بودن دور کرده است: "حرفی به من بزن / آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد / جز درک حس زنده بودن از تو چه می‌خواهد؟" فروغ در آغاز از رابطهٔ جسم به حس زنده بودن واقف شده است. اما زنده بودن، اساس همیشگی نگاه او به انسان گردیده است به‌طوری‌که از سمت دیگر رابطه نیز پیش از هر چیز همین درک حس زنده بودن را می‌طلبد. پرداخت فروغ به جسم در راستای معرفت جسم است که ذات زایش در آن نهفته است.»
"یادنامهٔ فروغ فرخزاد: زنی تنها"، گردآوری علی سیاهپوش، از یادداشت 'صدای سخن عشق' نوشتهٔ محمد مختاری، صفحهٔ ۵۱.
#سخن ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77

لبت کجاست...
شعر و صدای محمد مختاری
#استوری ⬛️ خانه شعر و آثار #محمد_مختاری @MohammadMokhtary77