💙❤آوای دل❤💙
Ir al canal en Telegram
❤️متن آوای دل❤️https://t.me/+QnOKcCBzD_cyMjY0 ❤️اهنگ های جدید و ب روز ❤️
Mostrar más1 066
Suscriptores
+424 horas
+87 días
+3030 días
Archivo de publicaciones
1 066
پسری که واقعا دوستت داره؛ دیر سین نمیکنه، ایگنورت نمیکنه، نمیپیچونتت، دروغ نمیگه، برات تلاش میکنه، ناراحتیا و خوشحالیاشو باهات تقسیم میکنه، کارایی که بدت میادو انجام نمیده، قلبتو نمیشکنه، دنبال بهانه نمیگرده، اشتباهاتشو توجیه نمیکنه و عذرخواهی و جبران میکنه، احساس ناکافی بودن بهت نمیده، باعث رشد و پیشرفتت میشه، از ایده هات حمایت میکنه، کمکت میکنه، برات آهنگ میفرسته، نمیگه “درست میشه” میگه “درستش میکنیم”، تو مشکلاتت تنهات نمیذاره، نباشی نگرانت میشه.
1 066
به دوست دخترم گفتم ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﮕﻮ ﻗﻠﺒﻢ
ﺑﻠﺮﺯﻩ ؟؟
گفت میخوام زنت بشم😇
ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺜﻞ بید دارم ﻣﯿﻠﺮزم
دختر روانی🤪😂😂😂
1 066
یہ سلامے هم بڪنیم ب این جمعیتے ڪ الان
آنلاینن و فقط دارن صفحہ گوشے رو بالا و
پایین میبرن!
سلام خوانندگان و بینندگان محترم! 🙌
دوستون دارم ✋🤪😂😂
1 066
🔻زندگی متعلق به توئه! 🔻
متعلق به تو، به من، و به تماااام کسانی که تونستن یکبار دیگه چشمهاشون رو به روی این دنیای قشنگ باز کنن و فرصت زندگی کردن بهشون بخشیده شده!!!
کافیه چشمهامون رو خوب باز کنیم و باور کنیم امروز روز ماست...
یه هدف انتخاب کن... راهت رو مشخص کن...
هر روز یه شروع جدیده... میتونیم
از امروز متفاوت باشیم...
خدایا_شکرت برای امید به داشتن یه زندگی عاااالی 🙏
تو لایق بهترین هایی
پس انتخاب کن بهترین چیزها رو
نترس!!
تو میتونی به هر چی میخوای برسی
تو لایق بهترین هایی باور کن❤️❤️
1 066
همه رهگذر یم
به كسي كينه نگيريد
دل بي كينه قشنگ است.
به همه مهر بورزيد
به خدا مهر قشنگ است.
همه جا عشق بورزيد
سينه با عشق قشنگ است.
بشناسيد خدارا
هر كجا ياد خدا هست
سقف آن خانه قشنگ است.
هی گنه کرديم و گفتيم خدا می بخشد...
عذر آوردیم و گفتیم خدا می بخشد...
آخر اين بخشش و این عفو و کرامت تا کی...!!!
بخدا توبه از ته دل قشنگ است.
زندگی در گذر است.
آدمی رهگذر است.
زندگی يک سفر است.
آدمی همسفر است.
آنچه می ماند از او راه و رسم سفر است.
رهگذر می گذرد!
بخدا زندگی در گذر است
.
1 066
🍃🌸
بهترین آدما کسانی هستند که
به زندگیت میان و باعث میشن
تو خورشید رو جایی ببینی
که ابر دیده بودی ...
آدمایی که خیلی بهت باور دارن
باعث میشن توام به خودت باور پیدا کنی
آدمایی که به سادگی تو رو برای
خودت بودنت دوست دارن ...
1 066
دعوایِ هیچ عاشقی را جدی نگیر
آدمها هیچوقت
با کسی که دوستش دارند
دلِ دعوا ندارند
فقط گاهی صدایشان بلند می شود
تا بلندتر از قبل بگویند:
تو برایم مهم هستی، می فهمی..
باکسی که دوستش دارند.... 👌
1 066
🔹ﻣﺎﻫﯽ ﻣﻮﻥ ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﮕﻪ ﺗﺎ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺁﺏ ﻣﯿﺮﻓﺖ
ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﮕﻪ ...
ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻥ ..
ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ،
ﺍﻧﻘﺪ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ !!...
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﺴﺖ ﺑﺬﺍﺭﻣﺶ
ﺗﻮﯼ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻪ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﺪﻩ.. ﯾﻌﻨﯽ ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ
ﺷﺪﻩ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ ﻗﻬﺮ
ﮐﺮﺩﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ!!...
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ
ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﻮﻧﻪ ... ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...
ﺩﻭﺳﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻥ ...
ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻧﺎﺭﻭ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﻢ!
ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﺎ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
مرحوم خسرو شكيبايی
1 066
از لبم هرگز نیفتد بوسه ی گیرای تو
تا ابد من ساکنم در کوچه ی رویای تو
ماه در چشم ترت همسایه ی من می شود
شرم می رقصد میان برکه ی زیبای تو
حسن یوسف سبز شد بر گوشه ی پیراهنت
صد زلیخا مانده محو قامت عذرای تو
گر چه اسرافیل در صور قیامت می دمد
باز هم هرگز ندارد قدرت احیای تو
با خیالت لابه لای شعرها گم می شوم
مثل ِسرگردانی ِ یک موج در دریای تو
صبر هر بیت غزل سر می رود از قافیه
اوج می گیرد نُت ِ دلتنگی ِ آوای تو
حتم دارم در غروبی سرخ پیدا می شود
غنچه های ارغوان بر شاخه ی رعنای تو
1 066
لطفاً بوتیمار نباشید!
بوتیمار در افسانههای ایرانی پرندهای است که بر لب دریا مینشیند و از آب آن نمینوشد مبادا کم شود. بوتیمار مدام غصهٔ کمشدن آب دریا را میخورد و به همین دلیل نام دیگرش را غمخورک نهادهاند.
این روزها همهٔ مردم عصبی هستند، همه نگران و مضطرباند و توی صورت هم چنگ میاندازند و مدام غصهٔ این را میخورند که آب دریا کم میشود. من به شما میگویم خودتان را کمتر آزار بدهید، کتاب بخوانید، ورزش بکنید، به مهمانی بروید، با دوستانتان قدم بزنید و کمتر درگیر اخبار و فضاسازیهای رسانهای و رجزخوانیهای پوچ و توخالی بشوید. من به شما میگویم هیچ اتفاقی نمیافتد، در بر همان پاشنهٔ پیشین خواهد چرخید و اگر هم قرار باشد نچرخد، مثل همیشهٔ تاریخ ما نقشی در آن نداریم. حکومتها و توده تعیینکنندهٔ شرایطند، خودتان را اذیت نکنید و دیگران را هم. آرام باشید. این ماسماسکهایی را که دستتان است خاموش کنید، یک چایی دم کنید، یک کتاب تازه را برای خواندن انتخاب کنید. یک فیلم خوب ببینید. از زندگی لذت ببرید، از آنچه مانده است از زندگیتان، از همین تهماندههایش. حتی اگر چند ساعت باشد با بدترین شرایط. زندگی تنها چیزی است که ما دست به نقد داریم، بقیه نسیه است. لطفاً بوتیمار نباشید!
1 066
قشنگترین حسی که یه نفر میتونه بهت بده؛ حس ارزشمند بودن و دوست داشتنه خودته!
یه جا خونده بودم میگفت:
آدما دو بار عاشق میشن
يه بار وقتی که یکی میاد تو زندگیشون و یه بارم زمانی که بهش یاد میده خودشو دوست داشته باشه!
قدر اونایی که بهتون یاد میدن خودتونو دوست داشته باشید رو بدونید چون شاید یکی بیاد و همين حسم ازتون بگیره!
1 066
گاهي آرامش در نديدن و نشنيدنهاست!!
اصلا به این فکر نکن که دیگران بــرای تو چه فکری می کنند
حتی بـرایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی،
کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و مسیرِ خودت را برو ،
بگذار دیگران هم یاد بگیرند به جــای اینکه زمانشان را به پای حسادت و قضاوت و تقلید ، تلف کنند؛ دنبالِ اهداف و آرزوهایشان باشند.
گاهی تــو به آسیب پذیریِ قــرص جوشان می شوی و آدم ها با حرف ها و قضاوت هایشان مانندِ آب
نزدیکشان که می شوی؛ نابودت می کنند !
لازم است کمی دورتــر بایستی و در سکوت ، کارِ خودت را بکنی.
که گاهی آرامشِ انسان، در همین ندیدن ها و نشنیدن هاست
1 066
به نام پدر....
بچه که بودم پدرم هروقت صدای ماشینش میومد
میدوییدم پشت پنجره که نگاش کنم
حتی دیدن ماشینشم خیلی قشنگ بود.
پیاده میشد میدونست من پشت پنجرهم منتظرشم اولین نگاهش سمت پنجره بود
وقتی منو میدید از دور دستشو میذاشت رو سینش؛
عادت کرده بودم به این حرکتش قند تو دلم آب میشد و چشام گردو خیس میشد
انقدر نگاهش میکردم تا در حیاط باز کنه
دیگه از پنجره دید نداشت میرفتم سمت در اتاق در که باز میشد انگار دنیارو بهم میدادن میپریدم تو بغلش انقدر بوسش میکردم که ......
اون وقتا هرکی اذیتم میکرد بغض که میکردم بابام میگف دخترک منو کی اذیت کرده.؟
هرکی ناراحتم میکرد بابام میگفت کی جراعت کرده یادگاری منو اذیت کنه؟
فکر میکردم بابای من خیلی قوی هست
چون هرجا کم میاوردم میگفتم بابا...❤️
کم کم بزرگ شدم
ولی همچنان برای بابام همون دختر کوچولویی بودم که پناهم بابام بود من پز بابامو همه جا میدادم انگار فقط من بابا داشتم.
بابای من هم مادرم بود هم پدرم هم خواهرم .....
یه شب تو شبای زمستون بود تازه برف ریزی میومد بابام حالش بد شد
یهو رنگش عوض شد ؛ سرفه میکرد پاهاش سرد سرد شد من انقدر ترسیده بودم یادم افتاد به حرف معلممون؛
میگفت خدا دعای بچه هارو زود اجابت میکنه؛
رفتم اتاقم دستامو بردم بالا
با همون دستای کوچیکم
گفتم خدا مگه تو نگفتی دعای منو زود میشنوی؟. میشه بابام چیزیش نشه؟
گریه میکردم و باخدا حرف میزدم
خیلی ترسیده بودم...
امبولانس اومد و اونشب بابامو بردن چشاشو بسته بود من از پشت همون پنجره که همیشه نگاهش میکردم داشتم میدیدم که بابامو بردن
تا صبح یه سال گذشت اونشب فهمیدم اگه بابام نباشه منم نیستم اصلا من بدون بابام ارزشی ندارم
چند روزگذشت از مدرسه که اومدم دیدم بابام اوردن خونه اما گفتن نباید بری نزدیکش. از دور براش بوس فرستادم. گریه کردم و نگاهش کردم
به شوخی بهم گفتن باباتو تو اذیت کردی بردنش بیمارستان
من هی میگفتم منکه کاریش نکردم
دیگه ترسیده بودم گفتم یعنی بخاطر من مریض شده؟
قول دادم هیچوقت بابامو دارایی زندگیمو اذیت نکنم ....
هرموقه میخواستم کاری کنم اولش میگفتم نکنه بابام ناراحت بشه مریض بشه.....
بابایی من
من دیگه بزرگ شدم ولی دلم میخواد بازم وقتی چشام خیس میشه بیای بگی دخترک منو کی اذیتش کرده؟
سفت بچسبم به سینت تمام غمامم یادم بره
میدونم باباجانم توام دلت گرفته منم دلم گرفته....
ولی تو هنوز بابای خوب منی که پهلوون بچگیامی❤️
من هرجا برام اسم تو رو ازم میخوان.
حتی موقه مرگم میگن نام پدر.....
خدا بهم قول داده پادرمیونی کنه
خدا که بدقول نیست هست؟
تا اینجا خدا بوده بعد از اینم خدا هست❤️
1 066
#دکلمه مادر 🍁
کجاست مادرم ؟وقتی زمانه سخت میگیرد
وقتی که قلبم از بی انصافیِ آدم ها ترک بر می دارد
بغض که میکنم صدای جانم گفتن هایش توی گوشم می پیچد ،برمیگردم و نیست ،اشک میریزم و نیست، درد میکشم و نیست !
و چقدر جای او خالیست ...
بدونِ مادر ، همه هم که باشند، انگار که هیچکس نیست !
همه هم که تو را بخواهند،انگار که هیچکس تو را نمیخواهد
همه هم که نوازشت کنند، انگار که هیچکس ...
مادر "همه" است ،همه ی آدم ،همه ی دنیای آدم !
من هم روزی داشتمش ،
من هم در آغوشِ مادرانه ای بزرگ شده ام ،
من هم پا به پایِ مادری تمامِ کوچه هایِ کودکی ام را دویده ام ،
بغض که میکردم دستانِ مادرانه ای برایِ اشک هایم آستین میشد ،
من هم روزی مادری داشته ام ،کسی که شیطنت های کودکانه ام را به جانِ شیرینش می خرید
و من مشتاقانه تماشایش کرده ام وقتی با عشقِ خالصانه اش برایم خوش طعم ترین غذاهایِ دنیا را می پخت ،وقتی پارگیِ پیراهنم را می دوخت ،وقتی همپایِ کودکی ام می نشست و همبازی ام میشد .
و حالا نیست !
به یادِ چهره ی مهربانش می افتم و بغض می کنم،
به جای خالی اش کنارِ بیقراری ام خیره میشوم و از درون هزاران بار میشکنم .
چقدر در میانِ جمع، تنها و غریبم بدونِ او
چقدر بی کسم ، و چقدرغمگین و بی پناه ...
منی که دیگر کسی را ندارم برایم دعا کند ،
منی که حواسم نبود و فرشته ام را به دورترین آسمانِ خدا فرستادند ،
می خواهمش و نیست ،
می جویمش و نیست ،
می گریمش و نیست ...
آی دنیا ! هرچه میخواهی به من سخت بگیر ،
من مادری ندارم که آهِ مادرانه اش زمین گیرت کند ...
ولی وای به حالت ،
وای به حالت اگر مادرم بفهمد !
تقدیم به آنانی که مادرانشان زمینی نیست ! اما هوایشان را دارد
حتی از دورترین آسمانِ خدا ...🥺 🥺
