es
Feedback
فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر

فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر

Ir al canal en Telegram

He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot

Mostrar más
Irán195 733La categoría no está especificada
74
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
11 - The Fire - Griffinilla (320).mp36.58 MB

ملتی که عزت‌نفس نداشته باشن و در مسیر حفظ اون اقدامی نکنن، لیاقتشون بیشتر از این نیست.

یه روز به جرم احتکار کاسهٔ صبرِ لبریزشده دستگیر می‌شم.

اگه شبه‌جمله‌ی "عه" رو ازم بگیرن هشتاد نود درصد توانایی تکلمم خنثی می‌شه.

کاش می‌تونستم از دوستام محافظت کنم. البته تا حدی می‌تونم کمک کنم ولی نهایتاً اون‌ها هستن که باید از این برهه‌ی زمانی طاقت‌فرسا بگذرن، و اون‌ها هستن که باید اژدهای سه‌سر رو به زانو دربیارن. من اما هر کاری از دستم بربیاد برای راحت‌تر کردن مسیرشون انجام می‌دم. شمشیرم رو در اختیارشون قرار خواهم داد و مطمئن خواهم شد که شونه‌ی من مکان امن و محکمیه که می‌تونن بهش تکیه کنن.

مجسمه (جاعودی) مذکور🤌 تهشم خودم واسه خودم گرفتمش.
مجسمه (جاعودی) مذکور🤌 تهشم خودم واسه خودم گرفتمش.

Joe Dassin - Si tu t appelles mélancolie.mp37.53 MB

امروز خیلی از پاهام کار کشیدم. زانوهام دارن می‌نالن.

در پی آن‌همه خون که بر سر این خاک چکید، ننگ‌مان باد این جان، شرم‌مان باد این نان، ما نشستیم و تماشا کردیم! فریدون مشیری

این چه کسشری بود من دیدم.

درود خدایان بر استخر.

انگلیسی درس دادن به مامان و بابام کاریه که ازش لذت می‌برم. هایلایت روزمه.

Repost from Mind sharpener
چه کسی حق دارد دیگران را بخنداند؟ بررسی ساختاری نقش زنان در خلق طنز برنامه پامپ با اجرای امیرحسین قیاسی از زمان انتشارش تا به حال بارها موجب ایجاد بحث در بین کاربران فارسی‌زبان شده. بحث‌هایی که اگر مورد بررسی قرار گیرند، نشان‌دهنده‌ی جهت‌گیری جامعه‌ی فعلی ایران هستند. یکی از بحث‌برانگیزترین مهمان‌های این برنامه فریبا نادری بود. او در این برنامه با استفاده از نیش و کنایه و به بازی گرفتن مجری طنز ایجاد می‌کرد. خانم بازیگر با بازخوردهای منفی بسیار زیادی مواجه شد. توییت‌ها و کامنت‌ها او را متکبر و بی‌ادب می‌خواندند. مدتی بعد نرگس محمدی، دوست صمیمی فریبا نادری، به این برنامه رفت. خانم محمدی بی‌خیال به نظر می‌رسید و برنامه توسط مجری هدایت می‌شد که خانم بازیگر را دست می‌انداخت و درباره‌ی خنگ بودن نرگس محمدی در ریاضی جوک می‌گفت. قسمت خنده‌داری بود؛ اما خانم محمدی برخلاف فریبا نادری عاملیتی در ایجاد طنز نداشت، صرفاً ابزار دست مجری شده بود. با این‌حال کاربران بازخورد بسیار مثبتی به این برنامه دادند و او را گرم و صمیمی خواندند. من ناخودآگاه واکنشی که جامعه به دو خانم بازیگر داشت را با هم مقایسه کردم. کاربران کنترل خانم نادری روی برنامه را گستاخانه دیدند اما تسلیم بودن خانم محمدی در برابر جریانی که مجری میساخت برایشان بامزه بود. از خودم پرسیدم چرا زنان وقتی خودشان طنز را خلق می‌کنند سرکوب می‌شوند؟ به نقش زنان در فیلم‌های کمدی فکر کردم: چند زن همانند خانم نادری با کنایه طنز ساختند؟ و چند زن همانند خانم محمدی تسلیم جریان بودند؟ مشخصاً از زمان خلق سینما تا به حال، فیلم‌های کمدی از محبوب‌ترین تولیدات بوده‌اند. بسیاری از بازیگران زن محبوب هالیوود، از جمله مرلین مونرو، با این ژانر به شهرت رسیده‌اند. اما نقش‌هایی که بازی می‌کردند چندان متنوع نبودند: زن زیبا و دلفریبی که هوش و ذکاوتش بیشتر از یک دختر شانزده‌ساله نیست و همین حماقتشان صحنه‌های طنز را ایجاد می‌کند. این استریوتایپ آن‌قدر در سینما تکرار شده که اسم مخصوص خودش را گرفته: dumb blonde. هرچند نام‌گذاری این استریوتایپ مدیون هالیوود است اما قدمت شکل‌گیری‌اش در تصور جمعی به زمان ایجاد ساختار جنسیت بازمی‌گردد. از آن‌جا که این ساختار حاصل مردسالاری لزوماً دوگانه است، تصویر زن خنگ همیشه در برابر تصویر مرد باذکاوت قرار داشته است. مرد هر آن چیزی است که زن نیست. کودکانی که جنسیت مرد به آن‌ها نسبت داده می‌شود، نمی‌آموزند چگونه «مرد» باشند، بلکه می‌آموزند چگونه «زن» نباشند: گریه نکنند، از خود ضعف نشان ندهند، دخترانه ندوَند، دخترانه لباس نپوشند و… در این سیستم، زنانگی جوهره‌ی پست‌تری است که مرد برای رسیدن به مردانگی باید از آن گذر کند. این گذر تنها مختص به برهه‌ی کودکی نیست؛ مردان هر روز باید ثابت کنند که زن نیستند تا مقبولیت اجتماعی بگیرند و از امتیازات جنس اول سیستم بودن بهره‌مند شوند. ترس از رد کردن مرز و رسیدن از مردانگیِ برتر به زنانگیِ پست‌تر، بر زندگی مردان سایه انداخته. ولی این سایه تنها به مردان ختم نمی‌شود و کل جامعه را دربرمی‌گیرد. چون نهادهای دینی و باور‌های اساسی جامعه بر حسب همین دوگانه‌ی شکننده ساخته شده‌اند و فردی که مرزهای جنسیتی را تهدید کند، در نهایت به برساخته‌های آن هم آسیب می‌زند. جامعه برای محافظت از مرزها، مدام نرم‌های جنسیتی دلخواهش را بازتولید می‌کند. در گذشته با دستور کلیسا زنان را وادار به خانه‌نشینی می‌کرد. امروزه با استفاده از صنعت سرگرمی و هالیوود، استریوتایپ dumb blonde را می‌سازد؛ زن مفعولِ طنز، نه فاعل آن. چون ایجاد طنز، تیزبینی، هوش و ذکاوت می‌طلبد؛ صفاتی که در چشم جامعه‌ی مردسالار لزوماً مردانه‌اند. اما همیشه زنانی هستند که روی صحنه میکروفون را می‌دزدند، برای ساخت طنز جمعیت حاضر را دست می‌اندازند و نشان می‌دهند زن می‌تواند ذکاوتی داشته باشد که «مردانه» تلقی می‌شود. این زنان که مرزهای شکننده‌ی جنسیتی را تهدید کرده‌اند و آرایش جامعه را به خطر انداخته‌اند، باید تنبیه شوند؛ از امتیاز زنِ مطیع بودن، که مقبولیت اجتماعی‌ست، محروم گردند و با خشم و نفرت عمومی مواجه شوند. پس تعجبی ندارد که فریبا نادری تا این حد مورد خشم قرار گرفت. اما زنان تا کجا باید ذکاوت و هوش خود را سرکوب کنند تا همانند نرگس محمدی مورد تأیید قرار گیرند؟ هرچند زنانی بودند که با پیروی از استانداردهای مدیا به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند، اما این امکان برای همه‌ی زنان فراهم نیست. آنان باید برای رسیدن به استقلال مالی تحصیل کنند و وارد محیط‌های کاری male-dominant شوند. استریوتایپی که می‌گوید زنان خنگ جذاب و دوست‌داشتنی هستند، نه‌تنها برایشان فرصت بازی در فیلم ایجاد نمی‌کند بلکه تحت فشارشان می‌گذارد.

ShamRain – Slow Motions.mp310.93 MB

تولدم مبارک💃

06. Oyf'n Pripetshok Nacht Aktion.mp36.72 MB

هیرکانی سوخت، بی‌آن‌که فریادش به گوش کسی برسد. درختانی که قرن‌ها سایه‌بان خستگیِ زمین بودند، یکی‌یکی در آتش خم شدند؛ مثل پیرانی که تکیه‌گاهشان را از دست داده‌اند. شعله‌ها آرام نبودند، گرسنه بودند، و هرچه سبز بود به خاکستر بدل می‌کردند. دود، تا دلِ آسمان بالا رفت و خورشید را هم شرمنده کرد. هیرکانی فقط جنگل نبود؛ نفسِ شمال بود، خاطره‌ی باران‌های دور، لالایی مه برای درختان. و سرمایه مملکت این چنین می‌سوزد.

Masculine bitches with long ass acrylic nails>>>>>>>>>