es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

Tsukimi

Tsukimi

Ir al canal en Telegram

Look at the moon. @Rtemptybot ناشناس

Mostrar más
189
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-730 días
Archivo de publicaciones
نه

هنوز تموم نشده؟..

باهم زندگی خوبی داشتید ولی خب کم کم از رابطه زده شده بودی یکم ازش فاصله گرفته بودی تا حالت بهتر بشه؛ با دوستات بیرون بودی و داشتی خوش میگذروندی که پیامش رو میبینی ازت خواسته به پشت بام یه ساختمان بلند بری به لوکیشنی که داده بود میری و اونو درحالی که با دوتا بطری مشروب لبه‌ی ارتفاع نشسته بود میبینی میری کنارش و شروع میکنید به خوردن بعد از اینکه یکم میگذره و باهم درد و دل میکنید میگی که از رابطتون خسته شدی به چشمات خیره میشه و درحالی که لبخند روی لب داشت دستشو پشت سرت برد و شروع کرد به بوسیدنت وقتی به خودت اومدی دیدی که داری از اون ارتفاع بلند پرت میشی پایین

چند وقتی بود می دید مشکوکی. یکی از دوستاش بهش گفته بود تورو با یکی دیده ولی به قدری بهت اعتماد داشت که سر تو با همشون قطع ارتباط کرد. باهاش بنفیت زده بودی ،بدون اینکه بهت بگه فیلم گرفته بود موقعی که داشت می‌بوسیدتت بعد به پارتنرت فرستاد. اونم جوری تظاهر کرد که انگار هیچی نمیدونه وقتی اومد پیشت با دستای خودش خفت کرد.

همه چی بین تو و دوست دخترت خوب بود و به روال همیشه می‌گذشت اما تو، تو خلوت خودت تعهد کافی ای رو که نشون میدادی نداشتی بیش از حد سر به هوا بودی برای اون رابطه ای که داشتی دوست دخترت یکی از شب ها برات اولین فیلمی که دوتاتون بعد شب اعترافتون کنارهم دیدید رو پلی میکنه، ما بینش خودش رو، رو پات مینشونه بوسه ی عمیقی رو باهات شروع میکنه درست حینی که دستت رو دور کمرش میندازی اون تیغ رو از زیر آستین لباسش در میاره شاه رگت رو هدف قرار میده و تو دقایق آخر زیر گوشت زمزمه میکنه از اینکه از اول تورو زیر نظر داشته و از همه کارات با خبر بوده، و چشماش رو میبنده تورو دراز رو مبلی که قرار داشتید میذاره و لبش رو، رو لبت که یکم از خونت روش ریخته بود چفت میکنه

یه مدتی متوجه خیانتت شده بود، یه شب تورو به یه رستوران خوب دعوت میکنه بعد از خوردن یه شام خوب، حسابی مست میکنی و برمی‌گردید خونه. زمانی روی تخت بودید یهو زیر گوشت شروع میکنه به زمزمه کردن اینکه میدونه خیانت کردی و وقتی به خودت میای درحالی با چاقو شروع میکنه بهت ضربه زدن و اسم خودش رو روی تنت حکاکی میکنه

حلهه

آخرش مال منم باید بگی

بدو بیا

حانیه به قدری داری خوب میگی که منم میخوام

رفته بودید مهمونی دوست پارتنرت باهم مست کردید بلند شدید رقصیدید.به قدری رقصیدید دیگه خسته شدید و لش کردی روش. چشمش خورد به بسته کوکائین که رو میز بود. بسته رو برداشت دستتو گرفت رفتید تو اتاق کوکائین رو لاین لاین کرد رو شکمت بعد اسنیف کرد. خیلی وقت بود مصرف نکرده بودی که دیگه بهت گفت بکش. به قدری کشیدی که اوردوز کردی. (مرگ غیر عمد)

ایاتای جفتمون میدونیم چجوری میمیری😉

سه تا جسد پیدا شده بود. جلوی پای اون قاتل سادیسمی نشسته بودی و داشتی گریه میکردی، وجودش تمام پر از نفرت بود و نمیدونستی باید الان چیکار کنی سوسوی عشقت کوچیکتر از این بود که تورو از اون تاریکی نجات بده اون رفت.. ولی تو اینبار دنبالش نرفتی، انرژی توی پاهات وجود نداشت همونجوری که خون ازت می‌ریخت چشمای اشکیت رو روی عشقت برای همیشه بستی.

یه مدت بود که میونتون شکرآب شده بود، برای اینکه باهم آشتی کنید یه کیک و چندتا شاخ گل گرفتی وقتی رفتی پیشش دیدی عصبی و ازش خواستی که توضیح بده چی شده تا وقتی که دوست قدیمیت چندتا عکس از خودت و دوستت ( که پارتنرت ازش بدش میومد ) درحالی که خیلی صمیمی بودید از قدیم بهش نشون داده و سر دعوا و داد و بیداد میکشتت

بعد از کلی سختی تونست تورت کنی و مال اون بشی زیاد رابطه بینتون خوب نبود ولی خب به همینم راضی بود یه‌روز با کلافگی رفتی یه‌جا که مست کنی و کراشت رو اونجا دیدی؛ شروع کردی باهاش لاس زدن و پارنترت چون نگرانت بود میاد دنبالت تورو درحال بوسیدن کراشت میبینه و بعد از اینکه باهات یکم دعوا میکنه با چاقو میکشتت

بهت گفته بود چند روز می‌ره مسافرت ولی وقتی میرسه فرودگاه متوجه میشه ی چیزی یادش رفته و میاد خونه که اونو برداره. ی صداهایی می‌شنوه متوجه میشه تنها نیستی. وقتی در خونه رو باز می‌کنه میبینه که دو نفر تو خونن میخواستید باهم تریسام برید.

یسنا..

🤣🤣🤣

با یسنا دوتایی فکر کردیم

حانیه توروخدا رحم کن.