کانال تبادل عقاید
Ir al canal en Telegram
🔸«کانال تبـادل عقــاید»🔸 @aghayed_gr «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» 🔳 لینک تماس با مدیران: https://t.me/+jgJRXj0NmFM5Y2Q8 💠گروه اصلی: @aghayed_gr 🔰کانال : @aghayed_ch •
Mostrar más1 084
Suscriptores
Sin datos24 horas
+287 días
+9630 días
Archivo de publicaciones
1 085
✅حکومت حق ندارد کسی را مجبور به حجاب کند
🌟 آیت الله سید صادق شیرازی🔻
در عرق خوری دلیل خاص وجود دارد
اما در اجبار حجاب دلیل خاص وجود ندارد
🛑در یوتیوب ببینید
؛📚=============📚؛
🔸«تبـادل عقــاید»🔸
«کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی»
https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk
@aghayed_gr
@aghayed_ch
1 085
🎙🎙ویس چت شبانه🎙🎙
🕌گروه تبادل عقاید🕌
🌤 مجالس مهدوی 🌤
🌟 مجلس چهارم
🔻 غیبت نعمانی باب 9 و 10 تا روایت سوم
✅ اخبار ائمه از غیبت امام زمان
⚡️با حضور سعید
📍ویس چت تلگرام
؛📚=============📚؛
🔸«تبـادل عقــاید»🔸
«کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی»
https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk
@aghayed_gr
@aghayed_ch
1 085
نحات در بحث عطف, عطف را به سه دسته تقسیم میکنند : ۱. عطف بر لفظ ۲. عطف بر محل ۳. عطف توهم!
📗بدائة النحو صفحه ٢٤٨ .
توضیح :
عطف بر لفظ یعنی اینکه معطوف از معطوف علیه در اعراب از لفظ تبعیت کند مانند ضرب زیدٌ و عمروٌ .
عطف بر محل یعنی معطوف از معطوف علیه در اعراب از محل تبعیت کند مانند آیه شریفه :
إمسحوا برؤوسکم و أرجلکم, در اینجا برؤوسکم مفعول با واسطه إمسحوا هست و أرجلکم عطف بر محل برؤوسکم شده که محلا منصوب است!
وهابی🦄 : قول ابن هشام را ذکر نموده که گفته است عطف بر لفظ اصل هست!
اگر به قول نحات است بنده هم قول بزرگ تر از ابن هشام را می آورم! قول محقق رضی رضوان الله تعالی علیه :
وقد يحمل على المحل كما في قوله تعالى : (وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ)، بالنصب ، فإن سقط الجار مع الفعل لزوما كما في الإضافة زال النصب المقدّر ، كما سيجيء.
📗شرح الرضي علي الكافية ٦٣/١ .
وإذا تعدى بحرف الجر ، فالجار والمجرور في محل النصب على المفعول به ، ولهذا قد يعطف على الموضع بالنصب ، قال تعالى : (وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ) بالنصب.
📗شرح الرضي علي الكافية ١٣٧/٤ .
🔥اما راجب فرع بودن عطف بر محل و اصل بودن عطف بر لفظ وهابی ادعا کرده که چون عطف بر لفظ اصل است ما أرجل را عطف بر معمول إغسلوا که أیدیکم هست میگیریم!!!! ( تأکید میکنم : چون اصل عطف بر لفظ است )
⚡️ما در جواب میگوییم اگر ملاک تبعیت اصول هست! به نظر شما اگر ما چند عدد اصل را رعایت کنیم و یک اصل را رعایت نکنیم منطقی است یا اینکه یک اصل را عمل کنیم و دیگر اصول را رها؟!!!
چرا که اگر قول وهابی را قبول کنیم دو اصل حداقل نقض میشود :
١. الاقرب يمنع الابعد .
٢. عدم فصل باجنبي .
اما عطف بر محل مواردی در قرآن دارد :
[ وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ ]
هود / ٦٠ .
در این آیه شریفه یوم القیامه « یوم منصوب است » چرا که عطف بر محل هذه شده چرا که مفعول با واسطه هست و محلا منصوب چرا که در لفظ مجرور است و فی حرف جاره!
و أجاز الفارسي في قوله تعالى: وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ أن يكون يَوْمَ الْقِيامَةِ عطفا على محل (هذِهِ) لأنه محله النصب»
📗الانصاف في مسائل اهل الخلاف ٢٧٢/١ .
📗المغني ٤٧٣/٢ .
و یا در اشعار نیز عطف بر محل را مشاهده میکنیم :
[معاوي إننا بشر فأسجح
فلسنا بالجبال و لا الحديدا ]
[ ألا حيّ ندماني عمير بن عامر
إذا ما تلاقينا من اليوم أو غدا ]
[ طوى كشحا خليلك و الجناحا
لبين منك، ثم غدا صراحا ]
🔸در نتیجه : طبق قول وهابی أصح و أولی بر این است که ما أرجل را عطف بر برؤسکم بگیریم برای عدم تخطی از اصول .
1 085
از بیسوادی این وهابی پر مدعا متعجبم!
میگوید که إمسحوا متعدی به حرف جر هست و إغسلوا متعدی بنفسه!!!
من نمیدانم این مجاهیل نادان در کجا درس خوانده اند، آیا ماده مسح فعل لازم است که اینجا میایی ادعا میکنی به طور مطلق که ماده مسح فرقش با ماده غسل در متعدی شدن به حرف است؟!
[ توضیح : فعل به دو دسته تقسیم میشود ۱. لازم ۲. متعدی .
فعل لازم آن است که مفعول ندارد و برای مفعول دار کردنش نیاز به استفاده حرف جر یا تضعیف عین باب تفعل یا همزه باب افعال و... داریم .
فعل متعدی آن است که مفعول به میگرید و نیازی به این مذکورات فوق ندارد ]
برای مثال هنگامی که در کتب لغت مراجعه کنیم متوجه میشیم که این فعل متعدی به نفسه هست!
مَسَحَهُ مَسْحاً ، كمَنَعَ : أَمرَّ يدهُ عليه ...
📗الطراز الأول لابن معصوم مدني ٤٨/٥ .
يَسُجُّه سَجّاً: مَسَحَهُ بِالطِّينِ الرَّقِيقِ .
📗لسان العرب ٢٩٥/٢ .
این فعل این وهابی از دو حال خارج نیست : 1. بیسواد است و نمیفهمد چه میگوید.
2. میداند و برای فریب عامدا دروغ میگوید.
ضمن اینکه و لو اینکه متعدی به حرف جر باشد در این آیه : باز هم میشود مفعول با واسطه😁
مفعول بر دو نوع است :
1. مفعول بنفسه مثل ضرب زید عمروا یعنی زد زید عمرو را .
2. مفعول با واسطه : مثل أذهبت زیدا یعنی روانه کردم زید را، در صورتی که ماده ذهب لازم است .
▪️نکته : عمرو کتاب اسم عَمْر هست برای این واو را می آورند تا با عُمَر قاطی نشود .
یا اصلا باز هم بخواهیم حرف وهابی را قبول کنیم و باء را جاره للتعدیه بگیریم باز هم مراد ما ثابت است چرا که خداوند میفرماید :
[ إمسحوا برؤوسكم و أرجلَكم ]
در اینجا ما پاسخ میدهیم که که أرجلکم در اصل بوده است بأرجلِکم که باء بنا بر منصوب بنزع خافض کنده شده است و أرجل منصوب شده .
▪️توضیح : گاهی اوقات حرف جاره مثل باء از مجرور ساقط میشود و مجرور منصوب میشود مانند آیه شریفه :
[ اختار موسي قومه سبعين رجلا ] اعراف ١٥٥ .
أي من قومه!
در اینجا قومه منصوب بنزع خافض است و در اصل من قومه بود که چون حرف جر کنده شد از آن منصوب شد یعنی اختیار کرد موسی از قومش ۷۰ مرد را .
حال اگر سوال شود که باء در برؤوسکم به چه معناست❓
پاسخ میدهیم که برای تبعیض هست یعنی بعضی از سرتان را مسح کنید!
إن شاء الله در ادامه مفصل راجبش بحث خواهیم کرد....
1 085
أمثله عطف بدون فصل باجنبی در قرآن🔰
[ ٱتَّبِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ وَلَا تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۗ قَلِيلࣰا مَّا تَذَكَّرُونَ ] اعراف / ٣ .
[ وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّۚ فَمَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ] اعراف / ٨ .
[ وَلَقَدۡ خَلَقۡنَٰكُمۡ ثُمَّ صَوَّرۡنَٰكُمۡ ثُمَّ قُلۡنَا لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ لَمۡ يَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ ] اعراف / ١١ .
[ما لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمࣲ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡ ] كهف / ٥ .
[ أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا ] كهف / ٩ .
[ وَٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدࣰا ] كهف / ٢٧ .
[ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحِلُّواْ شَعَـٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَلَا ٱلۡهَدۡيَ وَلَا ٱلۡقَلَـٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ يَبۡتَغُونَ فَضۡلࣰا مِّن رَّبِّهِمۡ وَرِضۡوَٰنࣰاۚ وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْۚ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَـَٔانُ قَوۡمٍ أَن صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ أَن تَعۡتَدُواْۘ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ] مائده / ٢ .
[ أَرۡسِلۡهُ مَعَنَا غَدࣰا يَرۡتَعۡ وَيَلۡعَبۡ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ ] يوسف / ١٢ .
[ فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوۡمࣲ مَّعۡلُومࣲ(٣٨) وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلۡ أَنتُم مُّجۡتَمِعُونَ(٣٩) ]
شعراء .
[ ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ]
سجده/ ٦ .
[ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلۡمُجۡرِمُونَ نَاكِسُواْ رُءُوسِهِمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ رَبَّنَآ أَبۡصَرۡنَا وَسَمِعۡنَا فَٱرۡجِعۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ] سجده / ١٢ .
[ وَكَذَّبُواْ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَكُلُّ أَمۡرࣲ مُّسۡتَقِرࣱّ ]
قمر / ٣ .
[ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ] صف / ١ .
[ وَشَاهِدࣲ وَمَشۡهُودࣲ ] بروج / ٣ .
و هزاران آیه قرآنی دیگر........
حال که وهابی ادعا دارد در آیه وضو نیز فصل به اجنبی افتاده است باید علتش را مشخص کند چرا که حکیم خلاف این موارد و صدها موارد سخن گفته!
اگر دلیل نداشته است پس مرتکب قبیح شده است!
اما اگر دلیل داشته که همین قول درست است علتش چیست!
و آیا این علت شامل آیه وضو نیز میشود یا خیر!
ما در کف یک ترازو اعمال بنا بر غالب را داریم و در کف دیگر خلاف این مسئله، حال که خالق این کتاب حکیم است در نزد ما قطعا مرجحی داشته که خلاف غالب ایجاد نموده است .
گرچه اهل سنت در همین مسئله گیر بزرگی دارند کما ذکرناه ......
1 085
⚡️ما بیان کردیم که اصل، عطف بدون فصل به اجنبی هست حالا این شخص یک سری آیات قرآنی را مطرح نموده است!
اول از همه اصل قاعده را زیر سوال نبرده!
و همین بیانگر این مسئله است که این قاعده باز نیز استوار است!
حالا اگر این ۴ مورد را آورده که عطف با فصل أجنبی شده، ما قبول میکنیم!
در اینجا پاسخ میدهیم که خالق این کتاب شیء حکیمی است که کار عبث و قبیح انجام نمیدهد لذا در این موارد که مخالف اصل آمده است حتما علت بلاغی یا مرجحی بوده!
همانگونه که از ظاهر آیات مشخص هست.
اگر حکیم کار خلاف فعلش انجام دهد حتما مرجح و علتی دارد که اگر نداشته باشد حکمت و علمش زیر سوال میرود....
🔸نکته : میپرسیم که آیا وهابی حسن و قبح عقلی را قبول دارد یا خیر، اگر وهابی بگوید که من اصلا حسن و قبح عقلی را قبول ندارم لذا فعلی را بر خود قبیح نمی دانم پس خدا می تواند با دو قرائت که نازل کرده دو حکم مخالف هم برای ما قرار داده باشد .
اینجا در پاسخ گوییم :
اولا : ما در جای خودش به صورت دقیق حسن و قبح عقلی را اثبات کرده ایم.
ثانیا : اگر با وهابی همراه شویم و حسن و قبح عقلی را رد کنیم دیگر نزاعی بین ما و وهابیت نیست ؛ زیرا هم ما درست می گوییم و هم شما و دیگر ردیه نوشتن علیه استدلال شیعه از طرف شخص وهابی بی معناست و خلاف مبنای خودشان!
1 085
1⃣ یک سری اقوال بدون مصدر و منبع را ذکر نموده از امثال کسائی و فراء و... و توقع قبول آن ها را از ما دارد!
اگر به این اعمال باشد که هر آشپز و لات کوچه خلوتی میتواند به اسم تحقیق چنین کارهایی انجام دهد و ادعا داشته باشد.
عجيب أمرك!
2⃣ به فرض ثبوت این اقوال؛ وهابی دلیلی از اقوال این اشخاص ذکر ننموده!
فقط و فقط بیان کرده که این ها أرجلکم را عطف بر وجه گرفته اند!
خب دستت درد نکند ما که این را میدانستیم شما عطف بر أیدیکم میگرفتید!
ما دنبال چرایی این مطلب هستیم!
ما مثل سلفیه بارکش نیستیم که هر چه به خوردمان از هر کسی دادن بگوییم چشم.
3⃣ ضمن اینکه اگر به بیان اقوال باشد ما بالا دو اصل مهم را آوردیم و پس از طرح شواهد آن را از برخی از نحات بیان کردیم!
بی جهت نیست که گویند :
( الغریق یتشبث بکل حشیش )
4⃣ تنها قول با دلیل این شخص قول زجاج هست! که اگر قول زجاج برای این شخص حجت است ان شاء الله در بحث جوار با این شخص کارها داریم!
اما علی کل حال زجاج آیه ای را آورده و ادعا کرده که : [ يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ ] آل عمران / ٤٣ .
چون رکوع قبل از سجود لذا بین أقنتی لربک و ارکعی با اسجدی فاصله افتاده است!
لذا در اینجا فصل به اجنبی پیش آمده است.
⚜الــجــواب : اینجا به زجاج پاسخ میدهیم که در آیه فصل به اجنبی پیش نیامده است چرا که حرف عطف در اینجا واو هست و واو افاده ترتیب نمیکند بلکه افاده مطلق جمع میکند .
حروف العطف الواو للجمع بلا ترتیب، والفاء، وثمّ له مع الترتیب .
📗أنموذج للزمخشری .
فالواو: للجمع مطلقاً نحو: جاءَ زَیْدٌ وَعَمْروٌ، سواء کان زیدٌ مقدّماً فی المجیء أم عمرو.
📗الهدایه .
لذا إذا أبطل اللازم أبطل الملزوم.
دلیل زجاج : ترتیب در رکوع و سجود .
پاسخ ما : واو برای ترتیب نیست برا مطلق عطف است.
به بیانی ساده تر👇🏻
اینکه اسجدی قبل از ارکعی آمده دال بر فصل به اجنبی نیست ؛ زیرا واو برای بیان ترتیب نیست بلکه برای بیان اشتراک است . یعنی خداوند متعال نمیخواهد بیان کند که اول قنوت بعد رکوع و بعد سجده به جا بیاورید .تا بگوییم اینجا که قبل از رکوع سجده را آورده این عطف ارکعی بر اقنتی با اسجدی فاصله افتاده بلکه خداوند متعال فقط امر به این سه می کند بدون اینکه ترتیبی در کار باشد .
دلیل آن این است عطف به وسیلهٔ «واو» آمده نه «ثم» .
پس در نتیجه چون واو دلالت بر ترتیب نمی کند تا فصل به اجنبی بین «و اقنتی» «و ارکعی» رخ دهد .
1 085
+1
⚡️پیرامون این مسئله یک نفر از مخالفین اقوالی را بیان کرده و قصد رد قول امامیه رضوان الله تعالی علیهم را داشته، بر آن شدیم که پس از بیان قول مخالف به پاسخ و دحض آن بپردازیم 👇🏻
1 085
⚡️پیرامون این مسئله یک نفر از مخالفین اقوالی را بیان کرده و قصد رد قول امامیه رضوان الله تعالی علیهم را داشته، بر آن شدیم که پس از بیان قول مخالف به پاسخ و دحض آن بپردازیم 👇🏻
1 085
#فصل_بأجنبی
نجم النحويين محقق رضي رضوان الله تعالي عليه 👤
[ وفي كل هذا ، القبح حاصل لفصل الأجنبي بين العامل والمعمول ]
📗شرح الرضي علي الكافية ٢١٠/١ .
[ لئلا يفصل بين بعض الصلة وبعض بالأجنبي]
📗شرح الرضي علي الكافية ٤٤/٣ .
نـحوي عظيم المنزلة سيد عليخان👤
[ إلا أنّ البصريّين يختارون الثاني لقربه، و عدم استلزامه إعماله الفصل بالأجنبيّ، و العطف على الجملة قبل تمامها ]
📗الحدائق الندیه ٧٢٣/١ .
عــبــاس حــســن 👤
زيادة و تفصيل:
هناك شروط أخرى فى جملة الصلة؛ أهمها:
1- أن تتأخر وجوبا عن الموصول؛ فلا يجوز تقديمها، و لا تقديم شىء منها عليه.
2-أن تقع بعد الموصول مباشرة؛ فلا يفصل بينهما فاصل أجنبى؛ (أى: ليس من جملة الصلة نفسها) . و ألا يفصل بين أجزاء الصلة فاصل أجنبى أيضا؛ ففى مثل: اقرأ الكتاب الذى يفيدك فى عملك، و أرشد إليه غيرك... ، لا يصح اقرأ الكتاب الذى-غيرك-يفيدك فى عملك، و أرشد إليه، لوجود فاصل أجنبى بين الموصول و صلته، و هو كلمة: «غير» التى هى من جملة أخرى غير جملة الصلة.
و لا يصح اقرأ الكتاب الذى يفيدك-غيرك-فى عملك، و أرشد إليه، لوجود فاصل أجنبى لم يفصل بين الموصول و صلته؛ و إنما تخلل جملة الصلة، و فصل بين أجزائها مع أنه ليس منها... و هكذا.
📗النحو الوافي ٣٤١/٢ .
🔸کاربرد قاعده عدم فصل به اجنبی در بحث صله .
ابـن مـالـک آنـدلـسـی 👤
[ ومن مؤيدات الجواز قوله تعالى: {و صدٌّ عن سبيل الله وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ} ، بالعطف على الهاء لا بالعطف على "سبيل" لاستلزامه الفصل بأجنبي بين جزأي الصلة. ]
📗شرح الكافيه الشافيه ٦٣/١ .
1 085
اصل دوم : #عدم_فصل_باجنبي .
🔸اگر از باب قواعد عـطـف نیز آیه وضو را مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که قول مخالفین ما شتک و مبطَل هست .
تـــعـــریـــف عـــطـــف : ( هو التابع الذی یتوسط بینه و بین متبوعه أحد من أحرف العطف ) آن تابعی است که بین تابع و متبوع قرار میگیرد با یکی از حروف عطف مانند هرب أبوبکر و عمر فی الحرب : فرار کرد ابوبکر و عمر در جنگ .
أنـواع عـطـف :
1) عطف الاسم علی الاسم مطلقا .
[ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّـهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ]
در اینجا الذین عطف به رسول و رسول عطف بر الله شده از باب عطف اسم بر اسم .
2) عطف الاسم علی الفعل و بالعکس و شرطه مشابهة الاسم للفعل .
[ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ] أنعام / ۹۵ .
3) عطف الفعل علی الفعل و شرطه اتحادهما فی الزمان و إذا کانا مضارعین یجب أن یکونا متحدین فی الاعراب و النفی و الاثبات أیضا .
[ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ ]
محمد / ۳۶.
4) عطف الجمله علی الجمله.
5) عطف المفرد علی شبه الجملة و بالعکس.
⚜در این آیه مبارکه اگر بخواهند أرجلکم را مخالفین معمول إغسلوا بدانند باید عطف بر أیدیکم یا وجوهکم بکنند تا در اعراب بنا بر عطف تبعیت کند که این مسئله مستلزم عطف بر چیزی است که بین معطوف علیه ( أیدیکم / وجوهکم ) و معطوف ( أرجلکم ) فصل به اجنبی افتاده باشد .
یعنی جمله إمسحوا برؤوسکم بین معطوف و معطوف علیه فاصله انداخته که این مسئله در کلام عرب بی دلیل و بدون مرجح قبیح است!
در کلام عرب فصیح نمی یابیم که بی خود و بی جهت چنین جمله ای را استعمال کرده باشد :
[ ضربت زيدا و مررت ببكر و عمروا ]
به عطف عمرو بر زید یعنی بگویی زدم زید را و گذر کردم بکر را و عمرو را!
چنین جمله ای معنای درستی دارد آیا؟!
معلوم است که خیر .
لذا بنابر قول مخالف که ارجلکم عطف بر ایدیکم هست . اینجا فصل به اجنبی میشود .
و فصل به اجنبی اگر غرض بلاغی از آن نباشد در تمام زبان ها اعم از عربی و غیر عربی قبیح است .
در قرآن همه عطف ها جز موارد انگشت شمار فصل به اجنبی رخ نداده است . پس عدم فصل به اجنبی در قرآن و کلام عرب اعم اغلب است.
ما تا می توانیم نباید از اعم اغلب عدول کنیم جز اینکه دلیل متقن بلاغی بر آن اقامه کنیم.
در مواردی اجماعا فصل به اجنبی رخ داده است که هیچ اما در موارد مورد اختلاف آنکه ادعای فصل به اجنبی دارد باید دلیل اقامه کند و الا کلام حمل بر وجهی باید بشود کهفصل به اجنبی رخ ندهد چرا که باید بر موارد غالب عطف حمل گردد که عدم فصل به اجنبی است.
1 085
#الاقرب_یمنع_الابعد ❹
فــخــرالــديــن الــرازي 👤
فإذا عطفت الأرجل على الرؤوس جاز في الأرجل النصب عطفا على محل الرؤوس، والجر عطفا على الظاهر، وهذا مذهب مشهور للنحاة. إذا ثبت هذا فنقول: ظهر أنه يجوز أن يكون عامل النصب في قوله * (وأرجلكم) * هو قوله * (وامسحوا) * ويجوز أن يكون هو قوله * (فاغسلوا) * لكن العاملان إذا اجتمعا على معمول واحد كان إعمال الأقرب أولى، فوجب أن يكون عامل النصب في قوله * (وأرجلكم) * هو قوله * (وامسحوا) * فثبت أن قراءة * (وأرجلكم) *
📗تفسير الرازي ١٦١/١١ .
1 085
+1
#الاقرب_یمنع_الابعد ❸
ابــوالــعــبــاس مـُــبـــرّد👤
🔸ایضا شیخ بصریین مبرد نیز میگوید عرب عامل ثانی را انتخاب میکند از باب الاقرب یمنع الابعد .
📗المقتضب ١١٢/٣ .
1 085
+2
#الاقرب_یمنع_الابعد ❷
قول ادیب مشهور محمد محی الدین عبد الحمید 👤
خلاصتا : در باب تنازع نقل میکند که وقتی تأمل در آیات قرآن و احادیث نبوی کردیم متوجه شدیم که عمل برای عامل نزدیک است .....
1 085
#الاقرب_یمنع_الابعد ❶
ســيـــوطـــي👤
1⃣[ (و) إعمال (الثّاني أولى) من إعمال الأوّل (عند أهل البصرة) لقربه ]
📗البهجة المرضية في شرح الألفية ٣٣٩/٢ .
🔸مبنای بصریین در باب تنازع اعمال عامل دوم هست بنا بر اصل الاقرب یمنع الابعد .
2⃣ در جای دیگر سیوطی در مقام شرح قول ابن مالک در بخش حال «ما لبیان الهیئة» که میگوید [ و الحال قد یجیء ذا تعدد / لمفرد فاعلم و غیر مفرد ] شرح میدهد که :
[ نحو : لقیت زیدا مصعدا منحدرا ثم إن ظهر المعنی رُدّ كل واحد إلي ما يليق به, و إلا جعل الأول للثاني و الثاني للأول ]
📗البهجة المرضية في شرح الألفية ٤٠٢/٢ .
🔸بحث پیرامون این مسئله هست که اگر ما حالی در جمله داشتیم « حال آن است که برای بیان هیئت و حالت و چگونگی می آید مثل دیدم احمد را در حالی که سواره بود » و در جمله چندین حال وجود داشت بحث در تعیین ذوالحال این ها پیش می آید لذا اگر مشخص نبود قاعده کلی میدهد که حال اول برای ذوالحال دوم باشد از باب الاقرب للاقرب مثل مثال بالا که مصعدا بشود حال از زیدا و منحدرا بشود حال از فاعل لقیت از باب الابعد للابعد.
1 085
اصل اول : #الاقرب_یمنع_الابعد .
🔸عرب قاعده دارد وقتی دو عامل کنار هم قرار میگیرند عمل را به فعل دوم میدهند از این جهت که عاملی که نزدیک به معمول هست منع میکند اعمال عامل اول را نظیر قول بصریین در باب تنازع برای مثال اگر کسی بگوید : ( رأیت و أکرمت أبویک ) دیدم و اکرام کردم پدر و مادرت را ؛ در اینجا گویند أکرمت عامل در أبویک است چرا که عامل دوم یعنی أکرمت نسبت به عامل اول رأیت نزدیک تر است .
نکته : در باب اعمال بین بصری و کوفی دعوا هست، اما قولی که خدمتتان ارائه شد قول جمهور بصریین هست!
تـطـبـیـق در آیـه وضـو :
در آیه نیز خداوند متعال میفرماید :
[ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِ ]
سوره مبارکه مائده, آیه ۶ .
لذا در این آیه شریفه دو محدوده وجود دارد :
۱. إغسلوا + وجوهکم و أیدیکم .
۲. إمسحوا + برؤوسکم و أرجلکم .
در اینجا ما امامیه میگوییم أرجلکم معمول إمسحوا هست که یکی از دلایل همین اصل #الاقرب_یمنع_الابعد هست اینجا عامل إمسحوا نزدیک تر است تا إغسلوا!
و همانطور که میبینید إغسلوا اصلا قبل از إمسحوا هست به خلاف اهل سنت که آنها قائل بر این هستند که عامل نصب در أرجلکم إغسلوا هست که کیلومتر ها با این مسئله فاصله دارد......
لذا عامل در نصب برؤوسکم و أرجلکم إمسحوا هست و ما مکلف به مسح سر و پا هستیم .
أقــــــــــــوال👇🏻
