جنگلِ سکوت
Ir al canal en Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Mostrar más159
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
159
همه مرا ترک کردند من در تاریکی دست و پا میزنم در اعماق یک حفره تارک قرار دارم هرچه بیشتر دست و پا میزنم باز هم بیشتر غرق میشوم
چگونه باید خودم را نجات بدهم؟!
دستانم درد گرفته اند.
پاهام خسته شده اند.
دیگه دست و پا نمیزنم.
مرا در خود فرو میخورد ،دیگر وجود من دیگر پاک نخواهد شد؟
159
_ میترسم هیونگ میترسم
+ از چی میترسی جونکوکی
_ هیونگ از این میترسم که اونی باشم که ترک میشه.
+ چرا باید ترکت کنن؟
_ هیونگ هیچ وقت دلیلش رو نفهمیدم ولی همیشه با این ترس زندگی کردم هر بار که آدمی وارد زندگیم میشه و میگم وای خدای من من دیگه تنها نیستم اون یه فرشته نجات برای من ...اما بازم بدون هیچ دلیلی ناگهانی ترک میشم اونا چی فکر میکنن هیونگ؟ فکر میکنن من از سنگم؟
+ آدما بیرحمن کوک این قانون بین اوناست آسیب بزن تا آسیب نبینی
