تارتاروس
Ir al canal en Telegram
در اعماق تارتاروس ، جایی که سایها به سکوت فرو میروند و ارواح گم شده در رنجاند. اینجا تنها تاریکی حقیقت است. t.me/HidenChat_Bot?start=776997398
Mostrar más219
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
-630 días
Archivo de publicaciones
219
You're too mean, I don't like you
Fuck you, anyway
You make me wanna scream at the top of my lungs
It hurts but, I won't fight you
You suck, anyway
You make me want to die
219
امید؟ بیشتر از اینکه یه چیز واقعی باشه، به نظر یه توهم میاد. یه چیزی که فقط برای فرار از این دنیای بیمعنی ساخته شده.
شاید باشه
اما به صورت (ی محرک تخریب گر ) غم هیچ وقت نمیره. همیشه همراه خودمونه، حتی وقتی فکر میکنیم ازش رها شدیم. هیچ چیزی تو این دنیا به آخر نمیرسه. حتی روزهای روشن، همیشه یه جایی دوباره تاریکی میزنن. اما ما، بدون هیچ انتخاب دیگهای، محکومیم به ادامه دادن. زندگی همیشه به ما یادآوری میکنه که باید پیش بریم، حتی وقتی هیچ امیدی به جلو نداریم. این اروبوسِ مسخره وار
که همیشه خودشو میخوره و دوباره به وجود میاد، ما هم توی دردها و شکستهامون دوباره بلند میشیم. زندگی و مرگ با هم میرن، هیچکدوم بدون دیگری کامل نیست. ما فقط باید ادامه بدیم محکومیم، چون هیچچیز توی این مسیر واقعاً تموم نمیشه.
219
زیبا بود.
از حرفات ممنونم.
به خوبی میدونم که زندگی آسون نیست، خودمم میشناسم ، همون اندازه که تخریب گر هستم سازنده و جنگنده هم هستم.وقتی چیزی خراب بشه خودمم میشکونمش و روی خاکستراش میخزم تا بلند بشم و راه برم. فقط اولش باید خوب بمیرم
219
هی زیبا :) من کاملا رندمون چنلتو دیدم
به خودم اومدم دیدم دارم کل چیزایی که گذاشتی رو میخونم...
فقط میخواستم بهت بگم که
آرام باش. آرام باش و به قلبت بگو قوی باش. بگو قویتر باش قلب من. کدام روز را دیدهای که شب نشود؟ کدام شب را دیدهای که سپیدی صبح را در آغوش نگیرد؟ هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. برای لبخندت بجنگ. برای لبخند عزیزانت بجنگ. با غمهایت ادامه بده، اما با هیچ غمی مجادله نکن. بگذار جهان با همه تاریکیاش، نور چشمهای تو را جستجو کند. بگذار لبخندت همان باریکهی نوری باشد که دم صبح، روی گونهی کسانی که دوستشان داری میافتد. امید باش در جهان خویش، و یادت نرود که اگرچه سخت، اما میگذرد …
قوی بمان.
219
آهنگ داستان مرد جوانی را روایت می کند که مرتکب جنایت می شود و چهار قسمت آهنگ حالات او را نشان می دهد . قسمت اول (آیا این رویاست یا واقعیت ؟) قسمت دوم (او به مادرش اعتراف می کند در ذهن خودش یا واقعیت مشخص نیست ) ولی ناامیدی بر او چیره می شود و خودکشی می کند . ادامه قسمت دوم خودکشی را شرح می دهد . در قسمت سوم ، او مرده است و حالا مورد قضاوت قرار گرفته است. او خود را پسری بیچاره معرفی می کند و درخواست بخشش می کند . قسمت سوم بحثی است که بر سر سرنوشت او در گرفته است و فرشتگان درخواست بخشش او را میکنند ولی نیرویی دیگر ، به دنبال مجازات اوست . او محکوم می شود و به جهنم انداخته می شود . تنها چیزی که می خواهد شانسی دوباره و نجات از عذاب است ، پس با خشم خدا را خطاب می کند و از او فرصتی دوباره می خواهد ولی درخواستش رد می شود . ناامیدی بر او چیره می شود و امیدش را از دست می دهد و تسلیم سرنوشتش می شود.
