1 637
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
1 637
زمستون برف میومد شب بود، وایسادم لب پنجره جق زدم ریختم بیرون و اصلا به این فکر نکردم شاید ساختمون های بغلی دیده باشن...
