𝐕𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚🎀
Ir al canal en Telegram
«حقیقتش اینه که تو، هر جوری که زندگی کنی، برندهای.» @MyCherryBlossomBot لینک ناشناس
Mostrar más149
Suscriptores
Sin datos24 horas
-277 días
-11030 días
Archivo de publicaciones
149
نمیدونم فقط منم که هم دانشگاهام رو دوست دارم هم همکلاسیای دانشگاهم رو، یا محیط دانشگامون انقدر صمیمی و نزدیکه؟
149
استاد ورزشمون خیلی کیوته.
اتفاق خوبی که منتظرش بود رو به محض افتادنش اومد و با ما در میون گذاشت و مارو تو شادیش سهیم کرد.🥲
149
Repost from ufo
من تصورش کردم زن. من سالها این آینده رو تصور کردم هرشب. حالا تو هی گشادبازی دربیار. تو هی خودتو بزن به مریضی. تو هی روحتو بذار در معرض انواع بیماریهای روانی. هی بترس و صد قدم برو عقب. هی سر خودتو با داستانهای مختلف گرم کن. هی مسخره بازی دربیار. هی افسردهی آینده باش و مضطرب آینده. هی دنبال درصد خطای انتخابهات و میزان سختی زندگی باش. نمیدونم قراره چیکار کنی و چجوری میخوای انجامش بدی ولی تو واقعی شدن این زندگیو به من بدهکاری تا وقتی زندهای. نشه و نشی نمیتونم کنار بیام با نشدن. جمع کن خودتو. نمیشه که. نمیشه هی از تصورهات حرف بزنی. خودت کمکم خندهت میگیره به حرفات و چی بدتر از این که آدم به حرفهای خودش بخنده؟ اگر میدونستم سختکوش نیستی و نشونههاشو جابهجای این زندگی ندیده بودم قطعا ازت توقعی نداشتم ولی وقتی چندین جا جنم زندگی کردنو ازت دیدم نمیتونم جور دیگهای نگات کنم. اگر جور دیگه ازت توقع بره عجیبه. هیچ رویایی بیدلیل راهش به شبهای آدم باز نمیشه. لابد لایقشی و جایی این لیاقتو نشون دادی. تو همیشه دنبال نشونهای واسه جلو رفتن و این نادیده گرفتن نشونهها ازت بعیده. حداقل خودت بم اعتماد کن حالا که هیچکس بهت اعتماد نداره. نمیدونم زن میخوای چیکار کنی و چجوری ولی باید انجامش بدی و بگی شد. نشه و نشی نمیتونم ازت بگذرم.
149
سریالای کره ای این مدلین که تا قسمت چهارم با خودت میگی اینا دیگ چه زشتالویی هستن
از قسمت چهارم به بعد به خودت میای و میبینی استاک کردی روشون و تاریخ تولد و سن و قد و تعداد خواهر برادرای طرف رو هم دراوردی.
مورد داشتیم اگر اختلاف سنیشون هم با خودت کم باشه مورد هجوم ذوق فراوون قرار میگیری.
149
Repost from 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾̨𝗇𝖾 | فیکشن
فـوروارد ڪنید ؛ 🎀
فولدر بزنم 𝟨𝟢+ جذب داشته باشید.
📓 | چک میشه جوین بودنتون |🤩
149
همهچیز مرتب است. برف مفصلی در اتاق باریده، و هیولای زیر تخت در آشپزخانه میرقصد. پیراهنم روی مبل دراز کشیده و فیلم میبیند.
من؟ من با بادها به دورها رفتهام.
«حمید سلیمی»
