es
Feedback
806
Suscriptores
+124 horas
-37 días
+2830 días
Archivo de publicaciones
Djo - End Of Beginning.mp36.26 MB

شبتون بخیر چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه

Masti Hayedeh.mp35.61 MB

اقا قربونت برم اصن نگفته میدونم کیی ، دوست سیزده ساله ی خودمی🍓🥹دوستم

ولی من اون موقع تا حالا باهات دوستم، دوستم https://t.me/aa012ELIXIR88/12043

نمیدونم

اقا بیشترین چیزی که احتمال میدم ترس از چیزیه که نمیدونه قراره چه اتفاقی میوفته ، نا اگاهی و مخصوصا جوری که ترسوندنشون شاید هم بخاطر تجربه های تلخ گذشته شاید وابستگی زیاد به این دنیا

‎ دوست دارم نتیجه گیریت راجب بحث امشب بشنوم. #مربا

اقا بحث جالبی بود مرسی که شرکت کردین فک کنم تونستم نتیجه بگیرم

ای وای اقا واقعا وای اصن نمیدونم چی بگم و چی وصف کنم ادمایی که انقد دنیا و زندگی و بعد از مرگو عذاب میبینن و برای خودشون عذاب میکنن این قضیه رو فقط میدونم واقعا دهن اون کسی که اینارو کرد تو ذهن مردم بدبخت سرویس

‎ منم بچه بودم خیلی از این چیزا بهم میگفتن و اینقدر گفته بودن که یه تایمی من شب ادراری گرفته بودم🤦🏻‍♀ 6 سالم بود از عذاب قبر و جهنم و دوزخ و اینکه موهام پیدا باشه از موهام آویزون میشم و هر عضو بدنم که از روی لباس پیدا باشه و به مرد ببینه و لذت ببره توی جهنم از همون عضو بدن آویزون میشم و به بدنم ذغال داغ میزنن و با سیخ داغ میان بدنمو داغ میکنن و با چاقوی داغ گوشت بدنمو میبرن و دوباره همون عضو رشد میکنه! بچگی و نوجوانی من واقعا عذاب بود در کنار ادم های زندگی میکردیم که این حرفا مدام توی گوش بچه ها زمزمه میکردن و میخواستن ربات تربیت کنن و در اخر میگفتن نه خودشون تصمیم گرفتن ما مجبورشون نکردیم اینطور پوشش و اعتقاداتی داشته باشن https://t.me/aa012ELIXIR88/12085

یعنی میخواین یکو از حال بد به حال فوق العاده بدتر تبدیل کنین بهش بگین اره این مشکلتو حل کن تقصیز خودته که انقد بهش فکر میکنی ( حالا اصن طرف خودش عامل این فکر کردناته )

جدی اصن بدترین کار

اقا اینو من کاملا درک میکنم من یه تایمی سر یه موضوعی انقد اذیت بودم و ذهنم همش درگیر بود و ناخواداگاه بهش فکر میکردم و دائن یا گریه میکردم یا خودمو عذاب میدادم با فکر کردن بهش که حالم وحشتناک شده بود بعد یکی گفت خب باید سعی کنی بهش فکر نکنی اینطوری شدم که :)) مرسی که گفتی منتظرش بودم و اینکه یکیو بخاطر این قضیه سرزنش کنین که چرا داری انقد به این موضوع فکر میکنی خیلی اشتباهه

وسواس فکری اصلا دست خود ادم نیست اصلاااااا ببین تو میدونی این فکرا اذیتت میکنه ولی نمیتونی کنترلشون کنی همش اعصابت خورد میشه و خب همش یه موضوعی رو تو ذهنت تکرار میکنی تکرار میکنی فکر میکنی اینا خودش وسواس فکریه و باید درمان بشه همش میترسه یه اتفاقی براش بیوفته یا یه اتفاقی بیوفته

خب یه مسئله هم که میتونم شاید بهش ربط بدم همینه شاید وسواس فکری که اونم باز از ترس میاد یا اعتقاد به اون خرافاتی که براشون تعریف کردن و واقعا اینکه هر لحظه بخوای به این موضوع فکر کنی یعنی عذاب

‎ اینکه فکر کنی لحظه به لحظه زندگیت ممکنه بمیری خیلی شخمیه! این فردی که همچین افکاری داره دیگه وسواس گرفته راجب این موضوع مثل اون ادم‌های شده که خیلی اعتقادات شدیدی دارن و خیلی وسواس گونه عمل می‌کنن. یا حتی اوناهایی که وسواس تمیزی دارن صد بار میرن دستشویی یا دست هاشونو میشورن و خونه رو طوری تمیز میکنن که پوست دستشون از بین میره ولی هنوز فکر میکنن تمیز نشده. #مربا

اخ ببین حرفتو خیلی درک میکنم مامان من دقیفا راجب به سوالم داشت همینو میگفت میگفت شماها نصف چیزایی که تو بچگی به ما راجب عذاب اول قبرو نمیدونم چیزای بعد مرگ گفتنو نمیدونین میگفت یعنی انفد وحشتناک بوده که از ترس حالشون بد میشده یه سری وقتا از ترس اتفاقا و نتیجه ی بعدش میاد

من فکر می‌کنم ترس از مرگ بیشتر از خود مرگ نمیاد، از «ناشناختگی» بعدشه. آدم وقتی کنترلی روی چیزی نداره و هیچ تجربه قبلی هم ازش نداره، ذهنش شروع می‌کنه هیولا ساختن. از نظر من مرگ بیشتر یه آینه‌ست: آدمو مجبور می‌کنه فکر کنه که چقدر درست زندگی کرده، چی جا گذاشته، و چی رو هرگز تجربه نکرده. ترسش بیشتر از این میاد که نکنه “زندگی نکرده بمیرم”

خب همین ، من کسی که دارم میگم دیدم فردیه که زندگیشو کرده و واقعا همچیش به ثمر رسیده منم گفتم شاید دلم نخواد تو این مرحله از زندگیم بمیرم ولی لحظه لحظمو با فکر اینکه نکنه بمیرم پر نمیکنم چون اخرش که چی ، شاید دو دیقه دیگه افتادم مردم