es
Feedback
Reference Library

Reference Library

Ir al canal en Telegram

کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram Reference Library

El canal Reference Library (@referencelibrary) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 27 146 suscriptores, ocupando la posición 1 186 en la categoría Libros y el puesto 12 675 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 27 146 suscriptores.

Según los últimos datos del 28 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 25, y en las últimas 24 horas de 34, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 8.95%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 4.42% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 429 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 201 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 36.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سرکوب, چیز, فرد, ایمیل, کس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 29 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

Buy Ad
27 146
Suscriptores
+3424 horas
+107 días
+2530 días
Archivo de publicaciones
زنان فراموش شده مریم حسین‌خواه این مجموعه، روایتی از زندگی زنان زندانی عادی و غیرسیاسی است که جز صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، کمتر جایی ردی از آنها دیده می‌شود. زندگی زنانی که وقتی برای ۴۵ روز در بند عمومی زندان اوین حبس بودم، کنارشان زندگی کردم، قصه‌هایشان را شنیدم و قول دادم که از زندگی‌شان پشت دیوارهای بلند زندان و آنچه بیرون از زندان بر آنها گذشته، بنویسم. از آنهایی که به اتهام قتل دستگیر شده بودند و هرچهارشنبه، چوبه‌ی دارشان را انتظار می‌کشیدند تا آنهایی که به اتهام سرقت و کلاهبرداری و «فحشا» در زندان بودند و بیرون از زندان هیچ‌کس منتظرشان نبود. از همان اولین روزهای پس از آزادی، ماجرای زندگی هرکدام‌شان را بارها و بارها نوشتم و خط زدم و دوباره از اول شروع کردم. هرچه می‌نوشتم، نمی‌توانستم تمام آنچه را در زندان و زندگی با زندانیان زن تجربه کرده بودند، به تصویر بکشم، اما قول داده بودم. قول داده بودم و هربار که یکی‌شان بالای چوبه‌ی دار می‌رفت، خودکشی می‌کرد، یا از سرطانی که در زندان به جانش افتاده بود، می‌مُرد، قولم بیشتر از همیشه روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد. باید می‌نوشتم‌شان و سرانجام وقتی دیدم که توان نوشتن گزارشی از «زندگی‌»‌شان را به‌عنوان یک روزنامه‌نگار ندارم، چشم‌هایم را بستم و فکر کردم همه زندگی‌هایی که این زن‌ها در دوسوی دیوارهای بلند زندان پشت‌سرگذاشته‌اند، فقط یک قصه بوده و همان قصه‌ها را نوشتم. لطفا در صورت امکان برای احترام به خواسته نویسنده و ناشر این کتاب رو از سایت نشر نوگام دانلود کنید www.nogaam.com برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید @ReferenceLibrary

photo content

این مجموعه، روایتی از زندگی زنان زندانی عادی و غیرسیاسی است که جز صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، کمتر جایی ردی از آنها دیده می‌شود. زندگی زنانی که وقتی برای ۴۵ روز در بند عمومی زندان اوین حبس بودم، کنارشان زندگی کردم، قصه‌هایشان را شنیدم و قول دادم که از زندگی‌شان پشت دیوارهای بلند زندان و آنچه بیرون از زندان بر آنها گذشته، بنویسم. از آنهایی که به اتهام قتل دستگیر شده بودند و هرچهارشنبه، چوبه‌ی دارشان را انتظار می‌کشیدند تا آنهایی که به اتهام سرقت و کلاهبرداری و «فحشا» در زندان بودند و بیرون از زندان هیچ‌کس منتظرشان نبود. زنان فراموش شده مریم حسین‌خواه
از همان اولین روزهای پس از آزادی، ماجرای زندگی هرکدام‌شان را بارها و بارها نوشتم و خط زدم و دوباره از اول شروع کردم. هرچه می‌نوشتم، نمی‌توانستم تمام آنچه را در زندان و زندگی با زندانیان زن تجربه کرده بودند، به تصویر بکشم، اما قول داده بودم. قول داده بودم و هربار که یکی‌شان بالای چوبه‌ی دار می‌رفت، خودکشی می‌کرد، یا از سرطانی که در زندان به جانش افتاده بود، می‌مُرد، قولم بیشتر از همیشه روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد. باید می‌نوشتم‌شان و سرانجام وقتی دیدم که توان نوشتن گزارشی از «زندگی‌»‌شان را به‌عنوان یک روزنامه‌نگار ندارم، چشم‌هایم را بستم و فکر کردم همه زندگی‌هایی که این زن‌ها در دوسوی دیوارهای بلند زندان پشت‌سرگذاشته‌اند، فقط یک قصه بوده و همان قصه‌ها را نوشتم. لطفا در صورت امکان برای احترام به خواسته نویسنده و ناشر این کتاب رو از سایت نشر نوگام دانلود کنید www.nogaam.com
برای دانلود کتاب کلیک کنید. @ReferenceLibrary

اگر به هر دلیلی مسباک نزدی، پاشو بزن 🫵

photo content

سلام و روز بخیر. اگه کسی دانشجوی رشته های وابسته به هنر، به ویژه موسیقی و عکاسی در هر یک از دانشگاه های شهر تهران، اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز هست؛ خوشحال میشم یه پیام برام توی پیوی بفرسته. چند سوال داشتم. @BIGi_bulbul

🕊️ مهناز (منیژه) معنوی پرست وصیت‌نامه پیش از اعدام هدفی مقدس داشتم پدر و مادر عزیزم، بالاخره بعد از ... روز حکم‌ام را دادند و گویا به اعدام محکوم شده‌ام. پدر جان، مادر عزیزم، همیشه به داشتن شما افتخار می‌کردم و امیدوارم شما نیز چنین بوده باشید. اگر اذیتتان کردم مرا ببخشید، چرا که من هدفی مقدس داشتم. عزیزانم گفتنی زیاد دارم، ولی دیگر نمی‌توانم چیزی بنویسم، آخرین لحظات را می‌خواهم به یاد خاطرات خوشی که با هم بودیم باشم. خداحافظ عزیزانم، مامان، بابا مجید، مرگ‌گران، مرسده، ... قربان همتان (امضا منیژه) مجید جان، من و تو همیشه خروس جنگی بودیم، ولی عزیزم بدون که دوستت داشتم و دارم. سعی کن در زندگی به چیزهای دیگری هم غیر از موتور و ... بیندیشی. مرگ‌گران، عزیزم، خواهر خوبم، همیشه سنگ صبورم بودی، همیشه از همه جا که ناامید بودم به تو و مرسده پناه می‌بردم. خواهر خوشگل و عزیز من فراموشت نمی‌کنم هرگز، چقدر دوستت دارم. فردا روز تولد تو است و مرا سحرگاه اعدام خواهند کرد. چه می‌دانم شاید هم الان، خلاصه عزیزم امیدوارم سال‌های زیادی در دنیای آزاد بسر بری. مرسده جان، شب تولد تو دادگاهیم کردند، شب تولد مرگ‌گران حکم‌ام را دادند. عزیزم خیلی دوستت داشتم و همیشه به یادت بودم. مرگ‌گران، مرسده نگذارید مامان زیاد ناراحت شود، دلداری‌اش بدهید و نمونه‌های فراوانی دیگر را برایش مثال آورید تا آرام گیرد. به بابا بگویید مرا ببخشد. خیلی دوستش داشتم. منیژه (امضا مجید)

مهناز معنوی پرست نامه خداحافظی قبل از اعدام، پاییز ۱۳۶۰. مهناز معنوی پرست، متولد ۱۳۳۸ در تهران، در دانشکده تربیت معلم تهران د
مهناز معنوی پرست نامه خداحافظی قبل از اعدام، پاییز ۱۳۶۰. مهناز معنوی پرست، متولد ۱۳۳۸ در تهران، در دانشکده تربیت معلم تهران دانشجو بود. پس از انقلاب به سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) پیوست، در شهریور ۱۳۶۰ بازداشت شد و در آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین تیرباران شد.

داستان از سال 1294 هـ .ش مصادف با سال قحطی، با گشت و گذار میرزاباقر همراه پسر کوچکش جواد در کوچه پس کوچه های محله عودلجان تهران آغاز می شود. در حین این گردش، در مقابل دیدگان حیرت زده جواد، یکی از اهالی در اثر گرسنگی جان می سپارد به طوریکه کودک دچار تشنج می شود میرزا باقر از ترس وضعیت نامساعد کودک، برای کمک در خانه ای را می زند. از قضا زن زیبارویی به نام عزت که همسر یکی از تجار تهران است، در را می گشاید و بچه را آرام می کند، اما در این حین با اشاراتی از میرزا باقر می خواهد که باز هم به او سر بزند. میرزاباقر متاهل است و با همسرش کبری زندگی میکند، با این وجود، با پیغام مجدد عزت، به خانه او می رود شخصیت های اصلی کتاب شکر تلخ، میرزاباقر و کبری هستند. میرزا مردی شهوت پرست است که برای رسیدن به خواسته های نفسانی از هیچ گونه عملی فرو گذار نیست. در مقابل کبری همسر فداکارش قرار دارد که علی رغم اینکه بی سواد است، می کوشد تا جواد را به مدرسه بفرستد و در بدترین شرایط با فضای حاکم مبارزه می کند او را می توان به عنوان نماد زن سنتی ایران که به سمت تجدد در تکاپوست، معرفی کرد شکر تلخ @ReferenceLibrary

شکر_تلخ جعفر شهری(شهری باف) سه رمان از رمان‌های جعفر شهری یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سه‌گانه‌ای دانست که اولی مر
شکر_تلخ جعفر شهری(شهری باف) سه رمان از رمان‌های جعفر شهری یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سه‌گانه‌ای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنج‌های مادر وی دومی شرح دوران نوجوانی و سومی مربوط به دوران میان‌سالی اوست. شهری در نوشته‌های خود از واژه‌های گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره زیادی می‌گیرد. شکر تلخ و گزنه دو داستان بلند از زندگی تلخ و پررنج و درد خود نویسنده و زنان و مردان جامعۀ تهران اواخر دورۀ قاجار به این سو است. شهری در داستان هایش درون شخصیت های داستان را می کاود و نهفته های آنها را آشکار می کند. نثر او در داستان هایش ساده و روان و تأثیر پذیر از زبان محاوره ای مردم تهران و آکنده از اصطلاح، کنایه، ضرب المثل، لطیفه، پند و اندرز اجتماعی و اخلاقی با قفل وبستی جا افتاده است تصویری که کتاب از ایران و زندگی مردمانش در اواخر دوران قاجار و اوایل پهلوی ارائه میدهد را باید کم نظیر دانست. این کتاب را باید تاریخ شفاهی از فرهنگ و زبان رایج مردم کوچه و بازار در آن دوره دانست. خرافات، مثل ها، رمالی، طب سنتی، نظام زندگی و بسیاری امور دیگر در کتاب به خوبی شرح داده می شود @ReferenceLibrary

درود یکی از بهترین کتاب‌های ایرانی که خوندم و زیاد جایی ندیدم اسمی از این کتاب برده شده باشه رو خدمتتون معرفی میکنم سه کتاب از جعفر شهری اولین کتاب شکر تلخ هست با خوندن این کتاب شما با شرایط اجتماعی ایران در اوخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی آشنا خواهید شد این کتاب با خوانش جناب آقای ح.پرهام جانی تازه گرفته

photo content

منم همینطور. فقط میتونم دربارش پست بزنم.

من می‌خوام ولی نمی‌تونم برم.

کسی نمیخواد آخر هفته بره منهتن نیویورک؟ میخام یه راهنمای «کتاب‌فروشی گردی تو منهتن» شب بفرستم.

همچنین اگه کتاب میخونید، بیاید گروهمون تا با هم راجب کتاب ها حرف بزنیم D:

همچنین اگه کتاب میخونید، بیاید گروهمون تا با هم راجب کتاب ها حرف بزنیم D:

دوستای خوبم اگر کتاب می‌خونید، کتاب خونید. هیچ عدد جادویی‌ای وجود نداره :/ تو بگو روزی ۵ دقیقه مطالعه. مهم اینه میخونی انقد سخت نگیر. به مرور میتونی روند و نوع کتابخوندت رو بهبود ببخشی.

همه می‌خوان زمین رو نجات بدن؛ اما هیچ‌کس نمی‌خواد به مامان تو شستن ظرف‌ها کمک کنه. P.J. O'Rourke
همه می‌خوان زمین رو نجات بدن؛ اما هیچ‌کس نمی‌خواد به مامان تو شستن ظرف‌ها کمک کنه. P.J. O'Rourke

ایده جالب یه کتاب فروشی تو فرودگاه آتن. اندازه مسافت پروازتون بهتون کتاب پیشنهاد میده.
ایده جالب یه کتاب فروشی تو فرودگاه آتن. اندازه مسافت پروازتون بهتون کتاب پیشنهاد میده.