es
Feedback
UpdatesOnBuLBa

UpdatesOnBuLBa

Ir al canal en Telegram

"This living hand, now warm and capable Of earnest grasping, would, if it were cold And in the icy silence of the tomb" —John Keats English Literature Student 🌾🌱 Got something to say 🌚 https://t.me/BitChatsBot?start=sec-fcejfdcfgi

Mostrar más
189
Suscriptores
Sin datos24 horas
-97 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
Good days are overrated 🗣🗣 Don't be fooled Stay low and hollow That's the way of life

آخه از زمان صفویه going to the moon @UpdatesOnBuLBa2
آخه از زمان صفویه going to the moon @UpdatesOnBuLBa2

I hate tomatoes

نه بابا هیچی نیست‌. @UpdatesOnBuLBa2

اگه به خاطر جو چشم پنبه‌ای نبود خیلی وقت پیش ازدواج کرده بودم @UpdatesOnBuLBa2

I absolutely fuckin hate french @UpdatesOnBuLBa2
I absolutely fuckin hate french @UpdatesOnBuLBa2

Thanks for hearts Hope you read and enjoy^^ I have decided to write more poems, focusing on children's and comical poetry.

#Kids_poetry "Cloud" by: Me @UpdatesOnBuLBa2
#Kids_poetry "Cloud" by: Me @UpdatesOnBuLBa2

🎉🎉🎉 @UpdatesOnBuLBa2
🎉🎉🎉 @UpdatesOnBuLBa2

-ضمن عرض تسلیت، تقدیم به امیرحسینِ عزیزم. یاد پدربزرگ مهربانت گرامی🖤🖤 ابدیت به خوبی میتوانست در دل رودی مثال ماهیِ از یاد‌رفته ای باشد مثال کوهی مستحکم و بال‌بالِ یک قمری. امروز مردی عزیز کوی تورا ترک گفت. باد می‌آید و چیزهای دیگری میگویدش گوش‌ها و چشم‌هایش را به چیز‌های دیگری می‌گشاید. امروز مردی یاران خویش ترک گفت‌. دیدن رود را آغاز کرد و ماهیِ از یاد رفته و بال‌بالِ قمری‌ها ‌و استحکام کوهی. و باد همچو کسی که در گذر است به نزدش آمد و گفت: ابدیت به خوبی توانست دانه یادت را بکارد در دل‌های بی‌قرار: چنان ماهی از یاد رفته‌ای در رود چنان کوهی مستحکم چنان بال‌بالِ یک قمری. @UpdatesOnBuLBa2

خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود پلنگ من دل مغرورم پريدو پنجه به خالي زد كه عشق
+1
خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود پلنگ من دل مغرورم پريدو پنجه به خالي زد كه عشق ماه بلند من وراي دست رسيدن بود من و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاري كه هر دو باورمان زاغاز به يكدگر نرسيدن بود گل شكفته خداحافظ اگرچه لحظه ديدارت شروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من فريبكار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود حسین منزوی Photos By: Me @UpdatesOnBuLBa2