324
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+530 días
Archivo de publicaciones
اومدم بر لب جوی بنشینم و گذر عمر ببینم غافل از اینکه جوی ها خیلی وقته تو این سرزمین خشک شدن
°
بهتره بگم سکانس پیشین
تو آرشیو قدیمی عکسام داشتم میچرخیدم که چشمم به این افتاد و بلافاصله یاد عکس بالایی افتادم و میدونستم مرتبط هستن اما تو نگاه اول برام مشخص نبود.
یکمی که گذشت متوجه شدم این درواقع سکانس پیشین و مرحله قبلی عکس بالایی حساب میشه
قبل از پرواز
قبل از اینکه آگاهی پیدا کنی و متوجه بشی چخبره
قبل از نور
ما توی تاریکی بال باز میکنیم
همچی از همونجا رقم میخوره جایی که وسط تمام اون تاریکی تصمیم به پرواز میگیری
با اینکه نمیتونی اما مبارزه رو انتخاب میکنی
و میفهمی نور در وجودت هست اما صرفا کافی نیست برای پرواز
حالا جا میزنی یا ادامه میدی؟ این مرحله و پرسشیه که بین این دو عکس پنهانه
عادت به نوشتن توی پابلیک ندارم راستش از طرفی هم نیازی نمیدیدم بهش چون میخواستم خود عکسها ارتباط ایجاد کنن اگر چیزی برای ارتباط هست
ولی به دید یه چالش نگاهش کنم
خواهیم دید چه میشود.
چی باعث شد فکر کنی زندگی رو قابل تحمل میکنم
خودم یکی از عوامل غیرقابل تحمل سازی زندگی خودمم
اشتیاق جدیدی نیست یه عادت قدیمیه
علت اصلیش هم امیدی برای بهرهمندی از دیدها و نگاه های بیشتر به اون چیزیه که دارم به صورت عمومی به اشتراک میذارم
امیدی برای اینکه بازخورد آینه مانندی از بیرون داشته باشم
