es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

از کنستانتین به زمین

از کنستانتین به زمین

Ir al canal en Telegram

Roads? Where we’re going we don’t need roads. You can find me here: @Constntina_bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=6789665750

Mostrar más
206
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-1130 días
Atraer Suscriptores
ene '25
enero '25
+2
en 0 canales
diciembre '24
+20
en 4 canales
Get PRO
noviembre '24
+22
en 5 canales
Get PRO
octubre '24
+14
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+37
en 11 canales
Get PRO
agosto '24
+174
en 9 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
13 enero0
12 enero0
11 enero0
10 enero0
09 enero0
08 enero+1
07 enero0
06 enero0
05 enero0
04 enero0
03 enero0
02 enero0
Publicaciones del Canal
به آخر نوار رسیدیم؛سوزن گرامافون رو برمیدارم. دوست دار شما. امضا؛ کنستانتین.

2
Start:18 1 2023 End:30 12 2024
134
3
"غرق تو تباهی؛معلق بی فردا."
145
4
"You came?" "You called."
169
5
نت نمیدم پا این ترک.
221
6
بهرام جان نه؛بهرام جان واقعا نه. نه نه نه نه نه نه.
220
7
بهرام بدون اطلاع قبلی ترک داد. باید بگم من سقوط آرتیست نوجوونیم رو مشاهده کردم. خوشحال نیستم؛درسته دیگه مثل قدیم اونطوری جدی رپ گوش نمیدم.بهرام ثابت کرد ما رپر دختر کم نداریم؛رپر خوب دختر کم داریم.
230
8
یه لحظه وایسا،بزار شوکش بگذره ازش جوک می‌سازم
259
9
واقعا یک شونه بالا انداختن ساده هستش.
210
10
من اگه گاهی میگم هرچی تو بگی؛بخاطر این نیست که نظر خودم رو ندارم بخاطر اینه که اون مسئله انقدر بی اهمیته که اصلا برام فرقی نمیکنه چه اتفاقی بیوفته.
211
11
یک عالمه امتحان دارم ولی تنها کاری که بابتش میکنم اینه که به بقیه راجع بهشون اطلاع‌رسانی کنم.
296
12
Because in the end when you lose Somebody every candle every prayer is not going to make up for the fact that the only thing that you have left is a hole in your life Where that Somebody that you cared for used to be.
287
13
یک قسمت ترسناک ماجرا اینه که قبلا اینجا دیلی بود الان نمیدونم چیه.
196
14
آکواریس هیچ وقت نمیگی ولی اگه میگفتی توی تاریکی گم نمیشدی
182
15
Sin texto...
186
16
واقعیت اینکه از نظر من بهترین چیز همون تفاوتیه که بین دو نفر وجود داره.اینکه من و تو زمین تا آسمون باهم متفاوتیم اما در نهایت میتونیم یک مکالمه ی طولانی داشته باشیم اوج شکوه شخصیته.انگار دارم بهت میگم "هی ببین،من حتی یک وجه تشابه با تو ندارم اما بیا از تفاوت هامون حرف بزنیم" انگار تو اوج ندونستن یاد میگیری قسمت متفاوتی از یکنفر دیگه رو بلد باشی‌.این ارتباط رو معنا می بخشه. اینکه سبک لباس پوشیدن من با تو فرق میکنه؛آهنگایی که گوش میدیم متفاوته و از سلایق هم متنفریم اما باهم،کنار هم.واقعیت اینکه هیچ دوتا پازل همسانی نمی تونن بهم وصل بشن.شاید تظاهر کنم که عصبانی شدم اما عاشق اینم که بشنوم یه نویسنده ی دیگه رو دوست داری؛خوشحال می شم دوستی من و تو باعث نشده تو از خودت بگذری.شاید این قشنگ ترین معنای شخصیت انسانیه.اینکه مغز من و تو مسیر های مخالف هم رو طی میکنن اما در نهایت خط افکارمون هیچوقت همدیگه رو رها نمیکنه.جالبه اینطور نیست؟اینکه تنها چیزی که مارو به هم نزدیک میکنه تفاوت هامونه،شاید حتی مدت ها بعد مقابل هم قرار بگیریم.اما میدونم در نهایت؛وقتی یکی از ما باخت؛نفر دیگه احساس برنده بودن نمیکنه که احتمالا من برای کمک به تو و تو برآی نجات من هرکاری میکنیم.شاید دیگه کنارت نباشم اما با تمام نبودنم میدونم وقتی توی خیابون راه میری به قفسه های بی مخاطب کتاب که برسی من ناخودآگاه کنار تو و افکارت قدم برمیدارم بهت لبخند میزنم؛خاطرات ما با تفاوت های ما زندست من و تو با تیکه های شکسته ی هم زخمی می شیم و حتی زخم هامون هم متفاوته. و همین تیزی شخصیت باعث میشه که تو توی ذهن من همیشه حک بشی و این حک شدن به یادگار میمونه. چرا که من و تو متفاوت بودیم و با تفاوت هامون به هم زنجیر شدیم.
255
17
Sin texto...
179
18
بحث نمیکنم واقعا حرف خودم درسته ببندین دهنتونو.
184
19
ادمیزاد عجیبه،گاهی به آدم هایی برمیگرده که اون ها رو می شناسه و تیکه های وجودشون رو حفظه؛این برگشتن بخاطر دلتنگی نیست. به خاطر اینه که آدم ها عاشق اینن که برگردن،به محله ی بچگی به آهنگ های قدیمی به آدم های آشنا به آغوش هایی که توی گذشته جا موندن. و آیا به خاطر دلتنگیه؟هرگز. آدمیزاد برمیگرده به همون خونه،به همون ادم؛به همون آغوش. چون اون رو میدونه،چون گذشته همیشه امنه و ما همه چیز رو راجبش میدونیم؛آدم های قبلی تروما های قبلی برنمیگردن؛ماییم که برمیگردیم. خودخواسته خنجر گذشته رو توی قلبمون فرو میکنیم چون با دردش آشناییم چون چیزی از آینده نمیدونیم ترجیح میدیم به گذشته پناه ببریم. عاشق آدم قبلی بمونیم چون پترن شخصیت اون رو حفظیم،چون میدونیم اون چطوریه. آدم راه جدیدی رو شروع نمیکنه چون نمیتونه به تاول های پاهاش بگه اشتباه اومدن. آدم ها به گذشته برمیگردن چون میدونن چی منتظرشونه و از آینده می‌ترسیم به همون دلیلی که توی بچگی از تاریکی میترسیدیم. چون چیزی ازش نمیدونیم.
244
20
Sin texto...
164