1 949
Suscriptores
+624 horas
-47 días
-4230 días
Archivo de publicaciones
1 949
همهی آدمها یه جایی از زندگیشون میگن: «من از آدمایی که تو زندگیم هستن راضیم.»
ولی من یه مدت فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که شاید این نگاه، وقتی فقط از زاویهی خودمون به رابطه نگاه کنیم، یه جور خودخواهیه.
چرا همیشه باید فقط من از رابطههام راضی باشم؟
چرا کمتر به این فکر میکنیم که آدمهای زندگیمون چقدر از بودنِ ما راضیان؟
بهنظر من، هر رابطه و هر دوستیای، به مرور زمان نیاز به سنجش داره؛ حتی گاهی نیاز به جنگیدن برای همدیگه.
باید ببینی خواهرت، مادرت، دوست صمیمیت و آدمهای اطرافت، چقدر برای موندنت تلاش میکنن.
وقتی ازشون دلخوری، چقدر تلاش میکنن حالت رو بفهمن؟
وقتی ناراحتی، چقدر کنارت میمونن؟
وقتی کسی پشت سرت حرف میزنه، چقدر ازت دفاع میکنن؟
وقتی یه روز دستت خالیه، چقدر بدون منت دستت رو میگیرن؟
و مهمتر از همه، باید همونقدر که از دیگران انتظار داری، خودت رو هم بسنجی.
ببین برای یک نفر چقدر خوبی کردی.
اگر یکبار بهت بیاحترامی کرد، آیا صدبار بعدش خوبیهات رو دید؟
آیا برای جبران تلاش کرد؟
آیا متقابلاً برای رابطه ارزش قائل شد؟
من هیچوقت نفهمیدم چرا بعضی آدمها رابطه رو چیزی یکطرفه میبینن؛ انگار فقط باید ببینن «من از این آدم راضیم یا نه.»
درحالیکه رابطه، دو نفرهست.
دو آدم با دو ذهن، دو تجربه و صدها تفاوت.
طبیعیه که دو دیدگاه متفاوت، گاهی باعث دلخوری و اختلاف بشه.
چیزی که یه رابطه رو میسازه، نبودنِ اختلاف نیست؛ اینه که هر دو نفر بعد از اختلاف، هنوز بخوان همدیگه رو بفهمن، برای هم تلاش کنن و ارزش رابطه رو حفظ کنن.
رابطهی واقعی جاییه که فقط نپرسی «اون برای من چی کار کرده؟»
گاهی باید از خودت هم بپرسی:
«من برای موندنِ این آدم، چی کار کردم؟»
1 949
جالبه اینو بدونید از یکماه ممکنه یک روز این اتفاق بیفته که شبیه پیرزنهای بازنشسته دائم حرف بزنم.
1 949
من یکی از دوستای لانگ دیستنسم برام پاسور مینداخت دوران قطعی نت اونم خیلی درست بود اولین بار بود میدیدم پاسور انقدر درسته
1 949
بچها اینم تاکیید کنم دوست صمیمیمه و قبلا خیلیاتون ازش فال گرفتید و راضی واقعا میخوام بپرستمش
