es
Feedback
𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

Ir al canal en Telegram

اینجا کمتر خودمو سانسور میکنم. https://t.me/HarfChatBot?start=d985e540d6db کلاریس هستم، میشنومت💡

Mostrar más
203
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-430 días
Archivo de publicaciones
برای همین این حرکت برای من فقط به معنای چسی ناشتاس🙏🏻

من به عنوان کسی که واقعا همیشه سرش شلوغه ( خیلی خیلی واقعی) درک میکنم که ادما همیشه در دسترس نیستن که جوابتو بدن. ولی نوشتن اینکه “عزیزم من سرم شلوغه زود جوابتو میدم” ماکسیموم ۱ دقیقه طول میکشه، و هیچ کس اونقدر شلوغ نیست که نتونه ۱ دقیقه وقت بذاره ؛؛؛)))

میزانی که یه نفر با دیر سین زدن از چشمم میوفته مثل افتادن آدم از بهشت به زمینه.

پارت ۲
+6
پارت ۲

در حال جون گرفتن.
+7
در حال جون گرفتن.

Repost from N/a
photo content

Another head hangs lowly Child is slowly taken And the violence caused such silence Who are we mistaken? But you see, it's not me, it's not my family In your head, in your head, they are fighting With their tanks and their bombs, and their bombs, and their guns In your head, in your head, they are crying In your head, in your head Zombie, zombie, zombie

حالا اخرشبه و دیگه همه رفتن. تو اینجایی تنها توی یه چهاردیواری که حس میکنی به زور تحملت میکنه. میشینی خودتو سرزنش میکنی که تو خوش شانس بودی و رفتی، چرا ناشکری؟ میدونی تصمیم درست رو گرفتی، ولی کاش تصمیم درست این نبود. میدونی راه درست رو انتخاب کردی ولی کاش راه درست دیگه ای هم بود. میدونی اگه بازم برگردی عقب همین تصمیم رو باز هم میگیری، ولی کاش نیازی به تصمیم گیری نبود.

از صبح که پاشدم تا الان هیچ ایرانی ایی ندیدم. فکر کنم سومین یا چهارمین روزه که با هیچ ایرانی ایی حرف نزدم. دریغ از ذره ای فارسی فقط انگلیسی و هلندی. از سرکار که اومدم خونه، گفتم یه فیلم بذارم ببینم. یه فیلم هلندی. وسط فیلم، اعصابم خورد شد از اینکه کاراکتر مورد علاقم داره میمیره؛ یهو گفتم: “عجب بگایی شد!” اینو که گفتم یهو مکث کردم. چقدر غریب. چه آوای غریبی. سه چهار روز فارسی حرف نزدن انقدر تاثیر داره؟ و یادم میاد که دیگه همینه. از این به بعد همینه. از این به بعد فارسی کمتر حرف میزنم. چون دایره ارتباطیم با غیرفارسی زبونه. کم کم خیابونا رو یادم میره، کوچه پس کوچه هارو. سهمم از مهمونی ها میشه یه ویدیو کال؛ “چیزی که الان همونم ندارم.” کم کم مزه غذاهای محلمو یادم میره. صدا هایی که هر روز میشنیدم برام غریب میشن. صدای گربم، صدای ماشین لباسشویی خونمون، صدای مامان. ولی از اون مهم تر، اینه که، بیشتر از اینکه فراموش کنم، فراموش میشم. دیگه بیشتر از اینکه تو جمع باشم، توی خاطره هایی که تعریف میشن حضور دارم. دیگه آماده دیدن کسی نمیشم بلکه منتظر تماسشون میشم. شاید لابه لای روزمره هامون، یهو بخوایم یه حالی از هم بپرسیم. بگیم چقدر هوای اینجا و اونجا فرق داره. اخبار چند ماهه رو توی دو ساعت بگیم و اخرشم قول زنگ بعدی رو بدیم زنگی که میره تا چند ماه بعد.

Repost from ناپیرو
دو هفته‌ی آینده در سکوت و آرامش بیشتری اعدام می‌شیم.

Repost from ناپیرو
من افراد زیادی را از آنجا می‌شناسم—افرادی فوق‌العاده، با انرژی شگفت‌انگیز و بسیار بسیار باهوش. اما وقتی در یک جمع ایستاده‌اید و اعتراض می‌کنید، و مثلاً در مورد «راهپیمایی بزرگ زنان» که همه گفتند «این پایان کشور است»—تک‌تیراندازها به‌طور انتخابی تک‌تک افراد را هدف قرار دادند؛ هرکدام دقیقاً از فاصله دور بین دو چشم‌شان شلیک شد. آن‌ها روی پشت‌بام‌ها بودند و هیچ‌کس حتی نمی‌دانست از کجا می‌آیند. این مثل رگبار مسلسل نبود—که آن هم خیلی بد است و آن را هم انجام داده‌اند، حتی همین اواخر. این‌ها تک‌تیراندازهایی بودند که بالای ساختمان‌ها نشسته بودند، نشانه می‌گرفتند و زنان را می‌زدند. وقتی مردم می‌دیدند افراد یکی‌یکی می‌افتند، همه در جهت عکس فرار می‌کردند و دیگر هرگز بیرون نمی‌آمدند. بسیاری از رسانه‌ها درباره این موضوع صحبت نمی‌کنند؛ آن‌ها فقط می‌گویند «حقوق زنان». اگر می‌خواهید حقوق زنان را ببینید، آنجا نخواهید دید. برای من عجیب است وقتی بعضی افراد به‌اصطلاح نادان—مثل AOC و چند نفر دیگر از آن گروه—درباره «آزادی برای ایران» صحبت می‌کنند، اما واقعیت‌ها را به شما نمی‌گویند. زنان، مردان، و همجنس‌گرایان—در مورد آن‌ها در ایران چه می‌شود؟ آن‌ها را می‌کشند، از ساختمان‌ها به پایین پرت می‌کنند. بنابراین من تعجب می‌کنم چه خبر است. فقط می‌توانم این را بگویم: آن‌ها می‌خواهند ما همچنان بمباران کنیم، حتی اگر این کار خطرات بزرگی داشته باشد، چون زندگی خودشان در خطر بسیار بیشتری است. آن‌ها آزادی برای ایران می‌خواهند، اما اعتراض کردن برایشان بسیار سخت است. من حتی به آن‌ها می‌گویم: بیرون نروید—کاملاً درک می‌کنم. فکر نمی‌کنم کسی در این اتاق بیرون برود، چون صادقانه بگویم، مسئله فقط شجاعت نیست—بله، شجاع بودن مهم است، اما باید عاقل هم بود. وقتی افرادی با بهترین سلاح‌ها و مهارت بالا به سمت شما شلیک می‌کنند، شرایط فرق می‌کند. > دونالد ترامپ

Repost from ناپیرو
یاد رضا شاه افتادم. پدرم همیشه می‌گفت ملت ایران قدر کار خوب رو دیر می‌فهمه ولی بالاخره می‌فهمه. حالا دلم می‌خواست حق با اون باشه، یه روز بفهمن من چی خواستم، چی ساختم و چرا حالا دارم می‌رم. به خودم گفتم یه روز می‌فهمن، ولی وقتی می‌فهمن که خیلی دیر شده. شاید نسل بعد بفهمه که چه چیزهایی از دست دادن، چه فرصتی چه آینده‌ای. به خودم گفتم تو رفتی، ولی تاریخ قضاوت می‌کنه. شاید امروز ناسپاسی ببینی ولی یه روز بچه‌هاشون می‌فهمن چی از دست دادن. اون روز دیگه من نیستم ولی حقیقت هست. من یه روز برمی‌گردم حتی اگر با بدن نه، با نام‌ام. > محمدرضا شاه

بچه ها اگر کسی در حدی وصل هست که بشه ویدیو کال کنه، لطفا بهم بگه چطوری که من به مامانم بگم اونم اونطوری وصل شه بتونم ببینمش :)))

آروم گوش بدهید

Mensaje de video00:31

اگر سالم برگرده، ۳ ۴ سال دیگه جزییاتش رو تو یه فیلم سینمایی تو هالیوود می‌بینیم. اگر سالم برنگرده، ۳ ۴ سال دیگه تو جشنواره فجر.

تصور اینکه خلبان آمریکایی بالاخره بتونه ارتباط بگیره ازش بپرسن کجایی و نتونه بگه کهگیلویه و بویراحمد داره دیوونه‌م می‌کنه

💔وضعیت هر شب ایرانی های خارج از کشور :

تموم شید دیگه من تموم شدم