Qatel
Ir al canal en Telegram
227
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
227
گرم کار بودم که واسم چایی میریختی
میگفتی عالی شده و جاییش بیریخت نی
جدیداً تو لیوان تیبگ میزنم، چونکه دم نمیکنه واسه من چایی رو هیچکی
حس میکنم تنهائی رو، حرص میخورم نیسی!
وضعیتم خوب نیست و من هی میخورم ویسکی!
پنجاه-پنجاه رو بُرد و باخت نشستم، وضعیت آنروماله بعضی وقتا ریسکی
خاطرات تو از یاد من نمیره…
کسی دیگه عشقُ یاد من نمیده!
مرور میکنم من خاطراتُ، تا دلم بگیره، یا دلم بمیره!
227
وجود خویش را آنطور که هست بپذیر و بدان که تو تنها در قبال خودت و خدای خودت مسئول هستی،نه در مقابل افکار و احساسات کسانی که فکر میکنند از تو بهتر میدانند.
227
نمیدونم کی تموم میشه صداهای تو سرم نمیدونم کی قراره به ارامش برسم نمیدونم تهش این زندگی واسم چه خوابی دیده ولی اینو میدونم من با دیدن تو و مورد علاقه های زندگیم زندم اما انگاری زندگی هر روز داره سخت تر میکنه همه چیو نمیدونم تا کی قراره با این حال کج دار مریض ادامه بدم اما تمام سعیمو میکنم ادامه بدم ولی تهش باید بگم نمیدونم!
