191
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-230 días
Archivo de publicaciones
191
احساس میکنم تموم "نا"ها هستم.
ناراحت، ناکافی، نادرست، ناامید، ناامن، نابلد، ناچیز و احتمالا ناپدید.
191
دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانیهایت در این فاضلاب شیرین تنها میگذارم. خوش بگذرد.
-نامهی خودکشی جورج سندرز ، ۲۵ آوریل ۱۹۷۲
191
وقتی آمدی جایی میان زخمهایم را برایت خالی گذاشتم ؛ حالا زخمی از جنس تو دارم. سعی میکنم دوستش داشته باشم و فراموش کنم قرار بود مرهم باشی نه زخمی دیگر.
191
ذوق کردیم کنسل شد
ذوق نکردیم کنسل شد
به یکی گفتیم کنسل شد
به هیچکی نگفتیم کنسل شد
برنامه ریزی کردیم کنسل شد
برنامه ریزی نکردیم کنسل شد
دیگه دارم نمیتونم.
191
بعضی موقعها،
خودمون دوست نداریم حالمون خوب شه
چون «درد»، آخرین حلقهی اتصالمون
به چیزیه که از دست دادیم..
191
تراپیستم امروز یه جمله بهم گفت که واقعا تکونم داد، شما هم اینو سرلوحه ی هر نوع روابط دوستانه، عاشقانه یا عادی دارید کنید، میگفت:
«تو فکر میکنی که میتونی به همه کمک کنی و نجاتشون بدی ولی یه روزی برمیگردی و میبینی اونها خودشون دارن تورو غرق میکنن!»
191
هدفِ اصلی
آن است که در زندگی
احساسِ عشق و آرامش و لذت کنی
پس هر آنچه را
که به تو احساسِ عشق
و لذت می بخشد، دنبال کن
✍ جک كانفيلد
