es
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Ir al canal en Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Mostrar más
295
Suscriptores
-124 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
اما سپیده‌ی این روزها رو فارغ از این مسائل، بیشتر دوست دارم. نه به خاطر بهره‌وری و کارهایی که در طول روز انجام می‌ده، نه! به خاطر این‌که بیشتر خودم بودم. و از لحاظ روحی، روانی بزرگتر شدم. اتفاقات نسبتا بزرگی افتاد و من پذیرش بیشتری داشتم. زودتر گذر کردم. شاید چون زندگی امون نمی‌داد که به اتفاقات قبلی فکر کنم. شایدم چون من بهتر عمل کردم. نمی‌دونم. یه دوره‌هایی هست که به هیچ چیز اطمینان ندارم. همه‌چیز در لایه‌ای از ابهامه. احساساتم، آدم‌ها، زندگی.

داشتم فکر می‌کردم چرا هیچ‌وقت تو زندگیم وقت نداشتم ول بچرخم؟ و هروقت هم ول چرخیدم با عذاب وجدان و استرس بوده؟ چرا همه چیز رو سخت کردم همیشه؟

تنها چیزی که می‌دونم اینه، دلم نمی‌خواد کار کنم. دلم نمی‌‌خواد کتاب بخونم، دلم نمی‌خواد به چیزی فکر کنم. فقط دلم می‌خواد فیلم ببینم و عذاب وجدان نداشته باشم برای کار نکردن.

باید بیشتر از خونه بزنم بیرون؟ باید بیرون از خونه کار کنم؟ باید برم سراغ دوره‌های خودیاری و...؟ نیاز به انگیزه دارم؟ نیاز به استراحت دارم؟ اصلا باید چه غلطی کنم دقیقا؟

تا حالا شده یه مدتی جسمی و ذهنی فریز بشید؟ مثلا من سه شب متوالی تا ۵ صبح بیدار موندم که حتما کارهای مهمم رو انجام بدم. همیشه این روش تو یک شب جواب می‌داد ولی این‌بار فقط بیخودی بیدار موندم. می‌خواستم انجام بدم، اما نمی‌تونستم. همیشه در این مواقع یه کار کوچیک انجام می‌دادم و میفتادم رو دور کار، اما این بار جواب نمی‌داد هیچی. به معنای واقعی کلمه قفل کردم. امیدوارم شب چهارم موفق بشم لااقل.

باید یه لوله آب بکشم تو اتاق، بطری و این چیزها جواب نمی‌ده.

انواع و اقسام خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های موجود تو خونه و موردنیازم رو برمی‌دارم میارم تو اتاق که وسط کار به بهونه‌ی اون‌ها از پای کار بلند نشم، بعد به خودم میام می‌بینم همه رو خوردم و هیچ‌کاری هم نکردم. هیچ‌وقت نمی‌تونم مثل یک انسان درست، تقسیم بندی کنم که همزمان با کار، فیلم، کتاب و... خوراکی تموم بشه.

مثل اینکه همگی با گوشی مشکل داشتید😂

وقتایی که عصبیم بی صاحاب صداش میکنم

موبیل= بیل من حالا بیل کیه؟

به‌قول شوهر عمم موبیل

اشغال(اینم مامانا میگن)

از این به بعد می‌گم ماسماسک✅

ماسماسک

شماهم وقتی یه کلمه رو چندین بار تکرار می‌کنید احساس غریبی بهتون دست می‌ده یا فقط من و دوستام مشکل داریم؟

زیبا بود. پس برم گوشی موبایلمو بذارم کنار🗿

موبایل؟

گوشی؟ چه کلمه عجیبی🗿 تلفن همراه؟ زیادی غیرقابل استفاده برای روزمره هست. چه کلمه دیگه‌ای داریم براش؟

الان تو موقعیتی هستم که نیاز دارم گوشی رو بذارم کنار و به کارهام برسم، اما کارهام تو گوشی هستن.

نام قهوه‌ی سپیده‌‌ساز: یخ در گهوه
نام قهوه‌ی سپیده‌‌ساز: یخ در گهوه