سپیـدار
Ir al canal en Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
Mostrar más295
Suscriptores
-124 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
295
فقط خیلی از تاثیر ترکیباتش روی گوارش مطمئن نیستم :)))) اگه سالم موندم با باقی میوهها امتحانش میکنم.
295
قهوهام ریخت زمین، من آگاه بودم اگه در ماگ رو بذارم میریزه، چون لیوان پر پر بود، اما این کار رو انجام دادم و قهوه رو حیف و میل کردم🤡
295
اینکه میدونم یه کاری اشتباهه و بازهم انجامش میدم و به حرف خودم گوش نمیدم، عصبیم میکنه.
295
آخرین تصویری که ازش دارم، سر سفره نشسته بود و یه بشقاب سیرترشی پوست کنده بود برای خودش، هربار که میریم سر خاکش و عکس کمرنگ روی مزارش رو میبینم، اون صحنه و چهرهی سرحالش میاد جلوی چشمم.
295
اجازه دارم یک روایت از پدربزرگ مرحومم بگم؟ :)
توصیه و وصیتش همیشه این بود که:((گول نخور، باور نکن، خجالت نکش.))
295
از شنبه هم قراره برم سر یک کار متفاوت و ناشناخته. و آیا از پسش برخواهم آمد؟
زمان مشخص میکنه، خلاصه که فشار اردیبهشت ماه چندین برابر بیشتر قراره تکرار بشه.
295
انقدر ایدههامون زیاد شد که تو چندهفته باید اندازهی چندین ماه کار کنیم تا نتیجه بینقص و خاص بشه.
295
با رویا جلسه داشتیم و نتیجهی این جلسات بوسیدنی خواهد شد. واقعا خوش به سعادت بچههایی که کارگاه شهریور رو میگیرن.
295
ترکها یه مثلی دارن که میگن:((جان جانان آیری دیر...)) یعنی جسم و جون آدمها از هم جداست و این مثل در مواقعی به کار برده میشه که تو یک دردی رو تحمل میکنی و بقیه درکی ازش ندارن.
