es
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Ir al canal en Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Mostrar más
295
Suscriptores
-124 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
دلم می‌خواد تا این روزهای گرم تابستونی تموم نشدن کافه‌های ادایی تهران رو بچرخم🙏

photo content
+1

به عنوان کسی که گرمای تابستون امسال اینطوری به تنش نخورده بود و باقی افراد رو ملامت می‌کرد که "خب چیه حالا گرمه دیگه"، از امروز تا آخر تابستان عهد می‌بندم با نهایت لطف و مهربانی با تمام عزیزان برخورد کرده و از هیچ‌گونه تلاشی جهت بهبود اوضاع دریغ ننمایم.

هوا گرم نیست، رسما همون جهنمیه که بهمون گفتن.

خیلی کم می‌نویسم، وسط‌هاش پرانتز هم باز می‌کنم درمورد اتفاقات بدی که برام افتاده اظهار نظر می‌کنم.

هرچی خاطرات بد بالای ۱۰ سالگی رو می‌نویسم تموم نمی‌شن🦦 البته امیدوارم دکتر طاقت خوندن ناراحتی‌های چرت و پرتم رو داشته باشه.

از مزایای دوست کتاب‌فروش:
از مزایای دوست کتاب‌فروش:

تراپیستم گفته که هر خاطره‌ی بدی که از سنین مختلف تو ذهنم مونده رو به صورت تک خطی بنویسم، توضیح ندم، و من هر کدوم رو نیم صفحه‌ای نوشتم :) نمی‌تونم تک خطی بنویسم، نمی‌تونمممم.

من خیلی آدم "وای چه آب خنکی، بریم پامونو بذاریم تو آب" هستم. و اصلا مهم نیست کجا باشم :)

چند هفته‌ی پیش، یک ماجراجویی باحال رو تجربه کردم و هرکاری دلم خواست تو طبیعت کردم :) مثلا زیرانداز رو نزدیک آب انداختم و پاهام رو گذاشتم تو آب یخ و دراز کشیدم. گِل بازی کردم. با درخت‌هایی که شبیه درخت‌های ارباب حلقه‌ها بود داستان ساختم و از آبی آسمون لذت بردم.

photo content
+3

یک‌سری کتاب‌ها داشتم که یا نصفه رهاشون کرده بودم، یا کتاب جدید گرفته بودم و ادامه نداده بودم، یا خلاصه به یه نحوی دیگه نخونده بودمشون، اما همیشه گوشه ذهنم بودن، مثل یک کار نیمه تموم. پس یه قفسه از کتابخونه رو خالی کردم و همشون رو چیدم اونجا، دونه دونه می‌رم سراغشون و یه فرصت دوباره بهشون می‌دم و تکلیفم رو با خودم مشخص می‌کنم که یا این ۲۰ تا کتاب رو کامل تموم کنم، یا بفروشم بره و کتاب‌های جدید جایگزینشون کنم🤝

وقتی قرار نیست الان صحبت کنی، بهم نگو قراره باهام حرف بزنی در مورد یک چیزی.

این موسیقی، وایبِ جنگلی پر رمز و راز رو میده! وایبِ موجودات افسانه‌ای و جادوهای سیاهی که از چشم انسان‌ها پنهان شدن...✨️ این‌جا جمع نویسنده‌هاست✍ #موسیقی_نوشتن

عاشق کتابخونه‌ی آیدام :)

Repost from N/a
-CR 📖
-CR 📖

تو زندگی هرآدمی یه "دوست" که بتونه باهاش بدون نگرانی از هردری حرف بزنه و خودش رو خالی کنه، واقعا حیاتیه.

امروز از اون روزها بود که از صبح بیرون بودم و به زور اومدم خونه. خیلی کم پیش میاد که من به زور بیام خونه. مخصوصا این روزها که بنده‌ی اتاقمم.

وقتی هزارتا پیام می‌نویسی و کامل توضیح می‌دی اما آدم‌ها سوال بی‌مورد می‌پرسن:
وقتی هزارتا پیام می‌نویسی و کامل توضیح می‌دی اما آدم‌ها سوال بی‌مورد می‌پرسن:

دارم کتاب "دال دوست داشتن" رو می‌خونم، کلا ۱۶ صفحه خوندم و فکر می‌کنم از اون کتاب‌هاست که قراره حالم رو بهتر کنه، از اون کتاب‌ها که قراره دست بذاره روی شونم و بگه زندگی همینه، همین لحظه‌های کوچیک.