3
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '24
julio '24
+15
en 8 canales
junio '24
+168
en 54 canales
Get PRO
mayo '24
+124
en 38 canales
Get PRO
abril '24
+106
en 49 canales
Get PRO
marzo '24
+115
en 69 canales
Get PRO
febrero '24
+163
en 89 canales
Get PRO
enero '24
+200
en 66 canales
Get PRO
diciembre '23
+531
en 48 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | +5 | |||
| 03 julio | +5 | |||
| 02 julio | +5 | |||
| 01 julio | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | پناهم باش!
تو دنیایی که به کسی نمیشه اعتماد کرد. | 16 |
| 3 | -گفتم دستمو بگیر تا ته جهنم باهات میام ولی دقیقا مشکل همینه هیچوقت، هیچکس دستمو نگرفت. | 16 |
| 4 | -آخرش...آخرشو بگو، نمک روی زخممی،سوهان روحمی،نیمه همیشه گمشده منی، باعث خم شدن زانوهامی..
-چسب میشم برای زخمت، درمان میشم برای روحت، پیدا میشم برای نیمه ی دیگرت، زانو میزنم برای بلند شدنت. | 15 |
| 5 | Sin texto... | 9 |
| 6 | Sin texto... | 13 |
| 7 | Sin texto... | 11 |
| 8 | ✷ ゚🐈⬛️ 〭 𝗤𝘂𝗶𝘇 𝘁𝗼 𝗳𝗶𝗻𝗱 𝘆𝗼𝘂𝗿 𝘀𝘁𝘆𝗹𝗲 ゚ 🎸꩜〭 | 10 |
| 9 | ㅤㅤㅤ﹙🩶﹚ 𝗍𝗈͟𝗈 𝖽𝖺𝗇𝗀𝖾ׅ͞r𝗈𝗎𝗌 | 11 |
| 10 | Il песня смерти
00:01 | 9 |
| 11 | _هر چقدر میخوای دروغ بگو،ولی نگو منو دوست نداری
میخوای چیکار کنم؟!
میخوای جلوت زانو بزنم؟
میخوای جلو تمام آدمایی که اینجا زندگی میکنن،داد بزنم که بهت نیاز دارم؟!
میخوای همه بفهمن حاضرم واسه داشتنت به کس و ناکسی التماس کنم؟
#دزیره | 11 |
| 12 | ㅤㅤㅤ@ 𝗌.𝗑 ❗﹙𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗅í𝗄ꤕ 𝗒꤀𝗎𝗋 𝖻𝗅ā𝖼𝗄 𝗅𝗂ꤕꤔ﹚ ㅤ | 9 |
| 13 | Sin texto... | 4 |
| 14 | Sin texto... | 4 |
| 15 | تکـهیِجـانِمـن ؛ چشمانت را بستی و آن دو منظومه کوچک چه مظلومانه آرام گرفتند ،
چه شد که دستهایِ تو شد مشت ، حرف هایِ تو شد درد ، آغوش تو شد ضرب و نگاهت خشم ؟ چه برسر دنیایت آوار شد که آن گونه هوار کشیدی بر من و لبریز شد وجودتت از نخواستن ؟ که لرز افتاد به جانِ لب های تو ، که چشمهایت شد مقر جدالِ ابر های سیاه و سفید ؟
بر من چه هراسیست از زندگـی ؟
این دیوانه شب هنگام ، میبندد خراش کوچک کنار دستانت را ، میبوسد مواج موهایی که اسیر چنگ دستانت شد ، من آهنگ میدهم به آن فریاد پر درد ، به دندان میکشم لرز کوچک لبهایت را ، تو چشمانت را ببند ، من خانه میشوم برای جسمِ ویرانت . | 11 |
| 16 | Sin texto... | 11 |
| 17 | Sin texto... | 12 |
| 18 | آيا من استراحت جاويدان خود را شروع خواهم کرد
و از بندگي ستاره هاي نحس بيرون خواهم آمد ؟
چشمان
آخرين نگاهتان را بکنيد
دستان
آخرين آغوش را تجربه کنيد
و لب ها دريچه هاي تنفس
با يک بوسه بسته شويد
يک معامله بدون تاريخ براي مرگ جاذب | 11 |
| 19 | Black Swan?! | 12 |
| 20 | _ Теперь я увядшая ромашка | 13 |
