«آبنبات هل دار »
Ir al canal en Telegram
1 392
Suscriptores
-324 horas
-147 días
-4530 días
Archivo de publicaciones
1 391
روزانه
دوست دارم مثل پرندگان پاییزی،
گاهبهگاه گم شوم
میخواهم وطنی پیدا کنم
وطنی نو
بیهیچ دیّاری
و خدایی که
مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که
به دشمنیام برنخیزد
میخواهم از پوست خویش بگریزم؛
از صدای خویش
و از زبان خویش
میخواهم مثل شمیم بستانها بگریزم
میخواهم از سایهی خویش بگریزم
و از نشانی خویش
میخواهم از شرقِ خرافهها و ماران بگریزم
از خُلفا و از تمام پادشاهان ....
نزار قبانی
1 391
Repost from _poune_
آتشبس بیرون
و ادامهی جنگ در درونِ بدنها
آتشبس یعنی توقف بمب.
یعنی: بس است، آتش.
با اینکه این جمله میتواند مرهمی بر بدنها و روانهایمان باشد،
اما از آتش اضطرابی که هنوز درونمان شعله میکشد، غافل نشویم.
آتشبس میتواند پایان بمبها باشد،
اما پایان اضطراب نیست.
وقتی مغز برای چند روز یا چند هفته در حالت آمادهباش بماند، شبکههای عصبیای که مسئول حس خطر هستند، تقویت میشوند.
بهویژه بخشهایی مثل آمیگدال، همچنان فعال میمانند.
و این یعنی بدن، حتی در نبود خطر واقعی، همچنان در وضعیت جنگی باقی میماند.
از دید مغز، اگر خطری چند روز ادامه داشته باشد، احتمال بازگشتش زیاد است.
پس مغز تصمیم میگیرد «الگوی بقا» را نگه دارد، حتی وقتی دیگر صدایی از بیرون نمیآید.
اینجاست که دچار نوعی ناهماهنگی درونی میشویم.
بخشی از مغز میگوید بمبی نیست، همه چیز آرام شده،
اما بدن هنوز در اضطراب جنگ است.
تنفس تند است، تمرکز پایین آمده، و بیقراری ادامه دارد.
این ناهماهنگی بین پیام مغز و واکنش بدن، خودش به یک منبع اضطراب مزمن تبدیل میشود.
برای همین، تمامشدن جنگ در بیرون، بهتنهایی کافی نیست برای آرام شدن بدن در درون.
بازیابی از این وضعیت به زمان نیاز دارد.
مطالعات نشان میدهند که سیستم عصبی بعد از یک دوره اضطراب شدید،
برای رسیدن به سطح پایداری جدید، گاهی تا چند ماه زمان میخواهد.
بهویژه اگر فرد هنوز اخبار، تصاویر یا افکار مرتبط با خطر را دریافت کند.
وضعیت بدن در این روزها الزاماً طبیعی نیست، حتی اگر بازگشت به زندگی عادی اتفاق افتاده باشد.
بازگشت به روتین، به معنای بازگشت تنظیم عصبی نیست.
ممکن است بدن شما بین دو قطب متفاوت حرکت کند.
گاهی خسته، گاهی پرانرژی.
گاهی بیخواب، گاهی خوابآلود.
گاهی بیاشتها، گاهی پرخور.
گاهی بیحس و گاهی بیشبرانگیخته.
بدن در حال تقلا برای بازیابی تعادل است، اما هنوز از شدت اضطراب گیج است و نمیتواند درست فرمان بدهد.
فردی را تصور کنید که مدام در گوشش زدهاند و شکنجهاش کردهاند. آیا میتواند با سرگیجهی بعدش، راحت به کارهای روزمرهاش برگردد؟
در این روزها بدن بین فازهای مختلف گیر کرده.
بین ترس و بیحسی.
بین تلاش برای ادامه دادن و فروپاشی.
این نوسانات نشانهی از دست رفتن تعادل سیستم عصبی هستند.
و تنها با مهربانی، مراقبت، تمرینهای کوچک و مداوم، و کاستن از فشارهاست که میتوان دوباره مسیر بازگشت به تعادل را پیدا کرد.
پس مهم است که با خودتان مهربان باشید.
از بدنتان انتظار آرامش فوری نداشته باشید.
و با تمرینهای بدنی، تنفسی، و ایجاد ریتم روزانه کمکش کنید تا قدمبهقدم به سمت امنیت برگردد.
از امروز من، هر چند ساعت یکبار، تمرینی کوتاه مثل دوز دارویی در استوری میگذارم.
همان لحظه انجامش دهید.
تأثیر تمریناتی که بهظاهر ساده و تکراریاند را دستکم نگیرید.
بازیابی بدن و مغزتان از ترومای جنگ، گاهی فقط به یک تمرین کوچک و مداوم روزانه وابسته است.
پونه مقیمی
1 391
http://t.me/HidenChat_Bot?start=553770172
دلم برای حرف زدن باهاتون تنگ شده اگر کمکی از دستم بر میاد آماده شنیدن حرفای دلتون هستم ✨️🌱
1 391
می دانم که روزی می رسد که
خاطراتِ روزهای سخت را مرور خواهیم کرد ،
نفسی عمیق خواهیم کشید و آرام ,
زمزمه خواهیم کرد ؛ تمام شد
من به معجزه ی امید و عشق
من به بزرگیِ لحظاتمان باور دارم ....
