es
Feedback
عاط

عاط

Ir al canal en Telegram

کم حرف بزن که پشیمونی‌هات کم‌ شن عاطی، به‌ جاش اینجا بنویس. t.me/HidenChat_Bot?start=5108719069

Mostrar más
Irán149 846La categoría no está especificada
212
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-630 días
Archivo de publicaciones
*/

کل امروز رو در حال چیل کردن وسط طبیعت بودم. الان خوشحالم و دلم نمی‌خواد آخرهفته انقدر زود تموم شه.

اگرم بخوام از برنامه‌های زندگیم بگم براتون:
اگرم بخوام از برنامه‌های زندگیم بگم براتون:

و خرداد تا الان./
+8
و خرداد تا الان./

روزها و شب‌های روشن پاسداران، نجات‌دهنده‌ی روزهای جنگی./
+8
روزها و شب‌های روشن پاسداران، نجات‌دهنده‌ی روزهای جنگی./

اون وسطم دیگه فقط کار کار کار./
+8
اون وسطم دیگه فقط کار کار کار./

ور در ادامه‌ی روزهای شلوغ و جالب خرداد./
+8
ور در ادامه‌ی روزهای شلوغ و جالب خرداد./

صبحانه رو با همکارا رفتیم برادران. مهمون قربانی جون./
+8
صبحانه رو با همکارا رفتیم برادران. مهمون قربانی جون./

+8
تقریبا کل روزهای هفته‌ی اول و دوم خرداد رو بیرون بودم./

خرداد هم جالب شروع شد. دوستش داشتم./
+8
خرداد هم جالب شروع شد. دوستش داشتم./

/*
+8
/*

و خرداد شد./
+8
و خرداد شد./

اردیبهشت بهترین روزهای چندماه اخیرم رو داشت. پر از دراما و عشق و حال بود./
+8
اردیبهشت بهترین روزهای چندماه اخیرم رو داشت. پر از دراما و عشق و حال بود./

خیلی خیلی خوش گذشت بهمون./*
+8
خیلی خیلی خوش گذشت بهمون./*

+8
بعدشم رفتیم مهمونی خونه‌ی تاتا. عشق و حال به راه بود./

با سارینا رفتیم کنسرت او و دوستانش و جدی خیلی جالب بودن./
+8
با سارینا رفتیم کنسرت او و دوستانش و جدی خیلی جالب بودن./

رفتیم شهرکتاب مرکزی، نقاشی کشیدیم، دوست پیدا کردیم و به همه گفتیم ما بچه‌های پاسدارانیم./
+7
رفتیم شهرکتاب مرکزی، نقاشی کشیدیم، دوست پیدا کردیم و به همه گفتیم ما بچه‌های پاسدارانیم./

+8
این روزها پر از دراما بودم. با سارینا رفتیم باغ کتاب، او و دوستانش گوش دادیم و به اکس‌هامون زنگ زدیم. عجیببب./

با خانم محمدی و علی و آقا سعید رفتیم اگزیت و چیپس و پنیررررر خوردیم./
+8
با خانم محمدی و علی و آقا سعید رفتیم اگزیت و چیپس و پنیررررر خوردیم./

/*
+8
/*