663
Suscriptores
-224 horas
-57 días
-2130 días
Archivo de publicaciones
باید خیلی شادتر میبودم، باید میرقصیدم، فریاد میزدم اما الان ساکت و آروم دارم زیر پتو گریه میکنم.
برای همه مادرهای داغدار
برای همه پدرهای داغدار
برای بچههای یتیم
برای کودکان کار
برای آرزوهای تک تک ما که نابود شد....
نمیتونم از حسم بنویسم. بارها بهش فکر کرده بودم که اون لحظه چکار میکنم و حسن چیه ولی الان نمیتونم از حسم بگم 😭😭
Repost from دوردست ترین جای جهان
آهای آهای یکی بیاد یک شعر تازه تر بگه
برای گیس گلابتون از مرگ جادوگر بگه
بچهها من اینترنت دارم. تلفنم هم وصله، اگر نتونستین از خانواده باخبر بشین من میتونم.
نمیدونم چه نفرینی برای خامنهای و ج.ا مناسبه. اینا بچههای خودشون رو کشتن، واقعا نمیدونم چی بگم که دلم خنک بشه.
کل مسیر تهران تا کاشان رو گریه کردم و با این حالم دارم میرم جلسه! برای چی گریه کردم؟ برای تمام آرزوهایی که به خاطر ج.ا نابود شد..
Repost from آیدا؛ تجربیات دختری با ضایعه نخاعی
.
درخت خانه روبهرویی از خواب زمستانی بیدار شده است.
آیا هیچ میداند که زمستان چگونه به ما گذشت؟
...
