662
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
دیروز یکی از شما توی کانالش سوال یه نفر که درباره اقامتگاه کاشان پرسیده بود رو گذاشته بود. منم نیاز دارم 🥲
Repost from *راحیل*هزارویک شب📝
قبل رفتن بچه
همه میگفتن منتظر آش پشت پا هستن و من واقعا به این کارا اعتقادی ندارم.
ولی پول یه مقدار مشخص آش توی چندینتا پاکت گذاشتم و رفتم پارک آزادی که اکثر سربازا میان.
هر سر باز یه پاکت بهشون دادم و گفتم هزینه آش پشت پای سربازمه.
تا اطلاع ثانوی همه سربازا محمد خودم هستن ❤️
عجیب اما واقعی، انقدر از دو تا از نیروهامون راضیم که خودم بدون اینکه اونا بگن مبلغ قابل توجهی حقوقشون رو افزایش دادم. امروز هم طبق روال رفتم برای بچهها ارزاق گرفتم.
درسی که از رفتن بچهها گرفتیم اینه که هیچوقت نیرویی که اخلاق نداره رو به خاطر کار خوب نگه نداریم! نیروی با اخلاق یه روزی نیروی کاربلد میشه اما نیروی کاربلد بی اخلاق، بقیه نیروها رو هم خراب میکنه!
زندگی بدون استرس؟ کور خوندی!
غرفهساز لحظه آخر بازی در میاره و میگه نمیتونیم این فضا رو غرفه سازی کنیم و دلت میخواد کلهت رو به دیوار بکوبی😭
دختره اومد کافه، براش قاشق یکبار مصرف داخل پک آوردن، درآورده با دستمال کاغذی تمیزش میکنه :))
آجی خودم که رازم، ۳۷ سالمه و ارشد فیزیک دارم
اوستا هم ۴۳ سالشه و ارشد مکانیک داره.
جفتمون هم در راه تبدیل کارگاه به کارخونه پاره شدیم😌
از صبح تو کارگاه راه میریم با اوستا میگیم نکنه مردیم؟ مگه میشه ما تا آخر ماه استرسی نداشته باشیم؟ 😂
Repost from [گلهای گلخونهای جدید] [بنبست25 سابق]
شرایطی که هیچوقت برای من طبیعی نیست و وقتی استرس ندارم، حسمیکنم یه جای کار میلنگه.😂😂
