es
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Ir al canal en Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Mostrar más
1 951
Suscriptores
-124 horas
+117 días
+1530 días
Archivo de publicaciones
تا صحبت آغوش تو شد مرجع‌مان گفت هرگونه گناهی که محال است، حلال است

یک چيزی را از من گرفته‌اند. نمیدانم چه‌ كسی و كجا و چرا؟ شايد اصلا پيش از تولدم آن را از من گرفته باشند. شايد كه من اصلا بی‌سامان به دنيا آمده باشم و همه‌ی عشق من به تو چيزی جز جست‌ و جوی قرارگاهی بر روی خاک نباشد. نمی‌دانم. اين‌جا، وضع خيلی خراب است

کپی کار خوبی نیست دوست عزیز 🍍

photo content

photo content

سلام بر آنان که در ما چیزی را دوست داشتند که ما خودمان آن را ندیدیم، و دوست نداشتیم

به آسمان خیره مانده بود. گفتم ماه را دوست داری؟ گفت بله. و هم‌چنین خورشید و ستارگان را. اما فکر می‌کنم بیش از همه‌ی این‌ها دریا را دوست داشته باشم. افسوس که از غرق شدن می‌ترسم. گفتم گمان کنم که همه‌ی ما از آن چیز که عاشق‌ش هستیم. کمی می‌ترسیم و به او خیره ماندم

تو اهل معنی بودی، با تو توضیح لازم نبود

برای آن‌ها دوستی بودم که برای خودم آرزو داشتم

تجربه‌ی سوگ خیلی عجیبه تقریبا همه چیزهارو فراموش کردی حالت صورتش، دست‌هاش و حتی صداش اما توو قلبت هنوز یه جای خالی دردناک وجود داره، بدون تصویر و بدون صدا

عزیز من گه‌گاهی حتی خود آدمی هم نمی‌داند رفتارهایی که انجام می‌دهد، برای پر کردن کدام خلاء روح اوست

بیا برات بشمارم چند بار پاره شد و پاره موند.

کلا توی توییتر استاک کردن خیلی راحته، دو دفعه صفحه‌ی یارو رو اسکرول کنی زیر و بم‌ش می‌آد دستت

یکی از بهترین تصمیمات پارسالم بستن صفحه‌ی توییترم بود. الان که این فضای کثافت‌وار تی‌ال رو می‌بینم، هی خدا رو شاکر می‌شم بابت‌ش.

من می‌خواستم کاری کنم تا تو احساس کنی پروانه‌ای مدام در جستجوی توست اما تو را نمی‌یابد. به من بگو که آیا توانسته‌ام؟

من همیشه مراقب خودم بودم. در ظاهر. اونقدر که یه بار بهم گفت خب من مطمئنم تو بالاخره یه جوری از پس خودت بر می‌آی. ولی من خسته شده بودم. دلم می‌خواست یکی نگرانم باشه. فکر کنه از پس خودم بر نمی‌آم. بیاد دنبالم مراقبم باشه از جوب که رد می‌شم نیفتم. به در نخورم. به میز و مبل نخورم پاهام دائم کبود باشه. انقدر اسما رو یادم نره. طبقه خونه‌ها رو اشتباه نرم. آدم‌ها رو با هم اشتباه نگیرم. هر روز آب بخورم. اتاقمو مرتب کنم. موهام که از روسری زده بیرون رو بدم تو. برم با فلانی حرف بزنم. چیزای کوچیک و بی‌اهمیت بهم رو یادآوری کنه. نذاره کسی سر من داد بزنه. ولی خب انقد خودم از پس همه چی یه جوری بر اومدم که در ظاهر نیازی به مراقبت نداشته‌م.

خدایا شکرت که همه درها رو‌باهم‌نمی بندی و‌ همیشه جای شکرو باقی میذاری🤍 @shokretkhooda

عزیزم منو ببوس و بگو بقیه‌اش با من، آدمیزاد نمیتونه همیشه قوی باشه

‏کاش اون بادبادکی بودم که در یک روز بهاری توسط یه دختر کوچولوی سه ساله لب دریا خریده میشدم، از دستش ول میشدم و میرفتم توو دل آبی آسمون و برای همیشه محو میشدم

شب به خیر 🌱