es
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Ir al canal en Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Mostrar más
1 948
Suscriptores
-124 horas
+97 días
+1630 días
Archivo de publicaciones
تو زیبا بودی و چیزهای زیبا، بیشتر رنج می‌کشند و زودتر تمام می‌شوند.

تو زیبا بودی و چیزهای زیبا، بیشتر رنج می‌کشند و زودتر تمام می‌شوند.

تو زیبا بودی، و چیزهای زیبا بیشتر رنج می‌کشند و زودتر تمام می‌شوند.

Henning Fuchs - The Storm Will Pass.mp39.66 MB

Henning Fuchs - The Storm Will Pass.mp39.66 MB

احساس می‌کنم تلف شده‌ام؛ به هرشکلی که بتوان تصورش را کرد، به هر شیوه‌ و صورتی که امکان دارد.

تو را -که انگار تکه‌ای از زندگی من شده‌ای- میخواهم برای یک عمر، برای فرازهای زیستن و نشیب‌هایش، برای طراوت جوانی و شکنندگی پیری، برای صفای خانه‌مان و برای امیدواری‌ام به آینده…

تو را -که انگار تکه‌ای از زندگی من شده‌ای- میخواهم برای یک عمر، برای فرازهای زیستن و نشیب‌هایش، برای طراوت جوانی و شکنندگی پیری، برای صفای خانه‌مان و برای امیدواری‌ام به آینده…

پلیس اوباش را جمع ‌می‌کند، مقصر قالیباف است. شعام ‌می‌گوید لایحه‌ی حجاب متوقف شود، مقصر قالیباف است. دولت توان مهار تورم را ندارد، مقصر قالیباف است. وزیر اقتصاد شب عید استیضاح شود، مقصر قالیباف است. استیضاح نشود، مقصر قالیباف است. درد آن‌ها معیشت یا حجاب نیست، قالیباف است.

عزیزترینم جایی نوشته بود «در میان این همه تاریکی چه چیز ناجی شما شده؟» پیش از جواب، به سوال فکر کردم. در تاریکی هستم؟ مگر زندگی همین روشن و تاریکی نیست؟ مگر عسر و یسر به هم رنگ معنا نمی‌پاشند؟ نمی‌دانم. اما این را می‌دانم اگر در تاریکی باشم، همین تاریکی ناجی من است. در روشنی، همین نور ناجی من است. در زندگی، همین زندگی ناجی من است. برایت نوشته بودم رنج‌های ما به زندگی‌ معنی می‌دهند، و بزرگ‌مان می‌کنند. می‌خواهم زندگی کنم، با تو. در تاریکی، در روشنی، فرقی نمی‌کند، با هم گذر می‌کنیم، از تاریکی، از روشنی. می‌خواهم زندگی کنم

از دل بستن به روزهای خوبی که نخواهند رسید، خسته‌‌ام. تصور نور، تاریکی را از بین نمی‌برد.

خدایا دعا و کمک کن ما صبح برای راه‌پیمایی روز قدس از جامون پاشیم🕯️

عادت بعضی از آدم‌ها همین است، تو را به بهانه‌ی محافظت در قفس حبس می‌کنند و سپس برای اینکه پرواز نمی‌کنی، دست به سرزنشت می‌زنند.

بی‌خداحافظی جدا شدیم؛ مانند کودکی بودم که نبوسیده دفن شد.

دوستم داشتی، نه آنقدر که برایم بجنگی. دوستت داشتم، همانقدر که برایت در جنگ‌ها بمیرم.

نادیده گرفتنم به این شکل نبوده که سه راه داشته باشم و انتخاب کنم که نادیده بگیرم، یه راه داشتم و اون هم نادیده گرفتن بود.

Fariborz Lachini Hamishegi (320).mp37.28 MB

آنچه را که غمگينت مى‌کند هرگز برای کسی بازگو مکن، مگر برای آن کسی که همیشه در اندیشه‌ی خوشحال کردن توست.

آن‌چه را که غمگينت مى‌کند هرگز برای کسی بازگو مکن، مگر برای آن کسی که همیشه در اندیشه‌ی خوشحال کردن توست.

آنچه غمگينت مى‌کند را هرگز برای کسی بازگو مکن، مگر برای آن کسی که همیشه در اندیشه‌ی خوشحال کردن توست.