# 𝖫𝖠𝖵𝖠𝖶𝖠𝖵𝖤﹙𝖳𝖳𝖲 𝖾𝗋𝖺﹚
Ir al canal en Telegram
بنده یک عدد خانه خرابِ بیلکینپیپی، وینیساتانگ، اسکاینانی، فرستخائو و همهی خانومیهای نازم.🎀 جهت برقراری ارتباط: t.me/hidenchat_bot?start=361707597
Mostrar más516
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
+1
− مامان ، منو ببخش .. دوباره بهت دروغ گفتم .. احتمالا توی این زندگی هیچوقت ازدواج نکنم ..
+1
− مامان ، یه چیزی هست که بهت نگفتم ، من یه شرکت دارم اما نمیخواستم نگرانم بشی ، واسه همینم بهت نگفتم . ازم عصبانی نمیشی که .. میشی؟
راستش حق داری ، خیلی بیوفایی کردم .. حتی نتونستم یه زندگی خوب بهت بدم ..
+1
− مامان ، نظرت چیه یه خونه نزدیک شهر بخرم و با هم بریم اونجا ؟ اینجوری راحت میتونم مراقبت باشم ..
+1
− مامان ، نباید اینجا بخوابی ، الان که تابستونه عیبی نداره توی باغ بخوابی ، ولی زمستون چی؟ من که همیشه نمیتونم کنارت باشم .. اگه حالت بد بشه یا چیزی اذیتت کنه ، ممکنه اون لحظه پیشت نباشم که کمکت کنم ..
+1
− مامان ، نباید اینجا بخوابی ، الان که تابستونه عیبی نداره توی باغ بخوابی ، ولی زمستون چی؟ من که همیشه نمیتونم کنارت باشم .. اگه حالت بد بشه یا چیزی اذیتت کنه ، ممکنه اون لحظه کنارت نباشم که کمکت کنم ..
جفتشون میدونستن این اخرین باریه که با هم سر یه میز میشینن و کنار همدیگه غذا میخورن..
+1
− چنگیو ، واقعیتش ، اگه اشتی نمیکردیم و بهم یکم ارامش نمیداد ، واقعا نمیتونستم تحمل کنم .
مثلا قرار بود تا وقتی اپیزودهای بعدی بیاد، اسکرینشاتای 17 و 18 رو بذارم، ولی با این وضعیتی که پیش اومد باید بیخیالش بشم انگار.💔
