جـــان پناھ
Ir al canal en Telegram
🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Mostrar más539
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-330 días
Archivo de publicaciones
539
متاسفم بابت اینهمه دردی که به پای مردم بیگناه جنوب نوشته شده.
آرزوی صبر دارم براتون.
539
مامان...
نمیخوای یکم راجب داستان جدیدمون باهامون حرف بزنی؟ یکم به زامبیات انرژی بدی؟..
539
«در واپسین خندههای پر درد، آسمان ابری نگاهش را خرید. مسرور خندید: ببار که در هر قطره زندهام.»
539
بچهها دیگه وقتشه از تصوراتمون بیایم بیرون، آدمهای دور و برمون که مثل خودمون سمی هستن رو تحمل کنیم.
539
همسرم نامجون...نامجون مرد زندگیمه قشنگ..تایپ شوهری.
رفیقم جیهوپ.کسی که باعث لبخندم میشه و میتونم پشتمو بهش گرم کنم.
همراه خرید جیمینشییییی سلیقش>>>همهچیش>>>
همدستم تهیونگ،من برای این پسر همه کار میکنم✨
همکلاسیم جونگکوکه....ایشون چون پسرمه میخوام به فرزندخوندگیش بگیرم.
و همسایمم جین،بشینیم باهم سبزی خورد کنیم😭😭😭😭
همسفرمم یونگی..بهترینم،امنترینم..
539
همسر: نامجونی (پدر خوبی برای بچهها میشه، جنتلمنترینه)
رفیق: یونگی (رفیقی میخوام که حتی وقتی حرفامون هم تموم شد سکوتش برام تراپی باشه)
همسفر: هوپی (سکوت منو باید یکی خنثی کنه تا یخم آب بشه بتونم شیطنت کنم، کی پرانرژیتر از هوپی؟)
همراه خرید: تهیونگ (سلیقهام به سلیقهش نزدیکه، با مدلها و برندها هم پارتیبازی داره، لباس مفتی گیرمون میاد)
همکار: جیمین (قراره بیشتر تایم زندگیم پیش همکارم بگذره. بهترین حضور توی سختی و خستگی رو داره.)
همدست جرایم: جین (وضعیت رو جدی نمیگیره، مدام میخندیم اضطراب و ترس رفع میشه کار درست پیش میره. تهش اگر هم دستگیر شدیم به خاطر هندسام بودنش، پلیسها رو گول میزنه فرار میکنیم)
همسایه: جونگکوکی (شبها که من خوابم نمیبره پا میشه کنسرت خونگی بر پا میکنه، منم میرم پیشش . روزها هم سبزی میبرم با هم پاک کنیم، پشت سر همه غیبت میکنیم، مخصوصا نامجونی هیونگ)
539
https://t.me/AttackOnZombies/22070
صدر در صددددد با کلههههه قبول میکنم😭😂
اصلا خودم بعد طلاق میشم ساقدوششون-
وای
