جـــان پناھ
Ir al canal en Telegram
—— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Mostrar más489
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
489
طبیعیه دردونههای من، همگی مشغول گذران زندگیایم و نمیشه از خودمون همچین توقعی داشته باشیم.
تا به حال یک چهارمش رو جلو رفتیم، هفته پیش دو پارت گذاشتم این هفته هم کلا خالی میکنم، این جمعه در مورد هر چیزی که دوست داشتید داخل اتاقک صحبت کنید.🌟
489
متوجه عدم حضورتون شدم و برای همین جویای وضعیت شدم که برای چاره پیدا کنیم…
بهم بگید چقدر عقبید؟
489
شلااااام~~
مامان بازخوانی خیلی خوش میگذره ولی هی نمیرسم، لطفا این هفته با دمپایی باستنم رو سرخ کن تا تندی بخونمممژمیمژمیمینی
489
https://t.me/AttackOnZombies/24097
مامان
شما خوبید؟
خیلی خوشحالم بابتشش😭✨
ولی نمیتونم به موقع خودمو برسونم و این ناراحتم میکنه😭
489
https://t.me/AttackOnZombies/24097
من میخوام تازه شروعش کنم کلاس زبان و کلاس رانندگی نمیزاشت باهاتون همراه شم
الان هم دانشگاه 😭
یکم دیر میپیوندم بهتون منو ببخشید☝🏻😭
489
از استرس و اضطراب رها میشیم اما وابستگی به اون محبت و عشقی که دریافت میکردیم، کمر من یکی رو خم کرده بود.
489
من هم حس خونه رو دارم.
حس اینکه چند نفر یک روزهایی منتظرم منن، اگر دیر کنم نگرانم میشن، وقتی در خونه رو باز میکنم چراغ خونه روشنه، کسی هست با خوشحالی بهم سلام کنه، میتونم بدون ترس از قضاوت محبت کنم، بدون خجالت عشق بدم و دریافت کنم…
تمام این ارزشها و احساسات رو مدیون شماهام💗
489
یه سری جزئیات هایی که یادم رفته بود
معنی پنهان هر جمله
جزئیات، جزئیات، جزئیات قلمت مامان..
اونموقع انقدر ذوق و شوق ادامه و پایان رو داشتم از خیلی چیزا راحت گذشتم ولی الان همه چیز رو با روحم حس میکنم
489
حس میکنم برگشتم به خونه ای که فکر میکردم چراغاش خاموش باشه ولی روشن بود و آدماش منتظر برگشت من بودن :))
