جـــان پناھ
Ir al canal en Telegram
🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Mostrar más540
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
539
امروز با یکی صحبت میکردم که کاش میشد ورکشاپ بذاریم، گل و خمیر بازی کنیم، بادبادک بسازیم.
539
منم همینطوررر
شبها که خوابم نمیبره با دستم سایهبازی میکنم. یویو، تیله، وسطی، یه قل دو قل، نون بیار کباب ببر هم پیشنهاد میکنم.
539
وانااااا من هنوز توی دستشویی حباب بازی میکنم و صبحهایی که دیرم نشده باشه، کاشی بازی میکنم!
سایه بازی (از توی سایهها فقط رفتن)
و از این قبیل بازیها هنوز میکنم~~
539
در میان هیاهوی جهانِ بزرگترها،
او کسیست که هنوز بلد است با آفتاب بازی کند،
با باد دست بدهد و از صدای باران، لبخند بزند.
کودک درونش نه تنها زنده است،
بلکه مثل چراغی روشن، راه را برای روزهای تار نیز روشن میکند.
او یاد گرفته است که بزرگ شدن، به معنای فراموشیِ رویا نیست،
بلکه هنرِ حمل کردنِ رویاهاست در جیبهای زندگی.
در دنیایی که همه به دنبال جدی بودناند،
او با دلِ بازیگوشش، جهان را زیباتر میکند…
و شاید، همین کودکِ همیشه بیدار است
که نجاتش میدهد از زخمهایی که تنها بزرگترها میفهمند.☘️💙
