"Cigarettes after shrek"
Ir al canal en Telegram
She's never where she is. She's only inside her head.
Mostrar más475
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
"she is just a bit rotten"
until she falls apart at anybody's touch.
Sometimes I hate stalking bc I find out shit I was better off not knowing.
Repost from ⋆ ﹙♰ ﹚: 𝒱𝑒𝓃𝓊𝓈
+1
reply on your pic/video₊⊹⋆Forward this message and I will give u an edit from Tim burton characters based on your vibe limit: 430 ♰⊹₊not for Private | ⊹₊
مغزم، مغزم درد میکند از حرف زدن.
چقدرحرف زده ام،چقدر در ذهنم حرف زده ام.
I had all and then most of you
Some and now none of you...
Take me back to the night met.
Repost from InTheMoon ✧
همین شب بود که صدایت را می شنیدم، صدای رفتنت بلند بلند به گوشم میرسید، باور نکردنی بود، ترسناک بود، تمام سعی ام را کردم برای نگه داشتنت عزیزم اما بی فایده بود، تو رفتی و ساعت پنج صبح بود که خونه غرق سکوت بود، اشک هایم خشک شده بود و مات دیوار بودم، آن شب از درد رفتن تو به آدمی پناه برده بودم که فکر میکردم آنقدری دوستم دارد که از من در آغوشش مراقبت کند، بگذریم؛ آن شب هیچ فرقی با یک نوزاد بی گناهی که داخل سبد چوبی وسط زمستان رهایش میکنند نداشتم؛ خیال میکردم تو نیستی اما حداقل او را دارم تا کمی زخم هایم را التیام ببخشد اما اشتباه میکردم، او درگیر التیام دادن زخم های انسان های مهم تری بود و من مانده بودم و خودم، میگفتند زمان همه چیز را درست می کند نه؟ اما گل پژمرده من، زمان همه چیز را بدتر کرده است؛ حالم را، خانه ام را، خانواده ام را، فقط امیدوارم یک چیز فرق کرده باشد و بهتر شده باشد، اوضاع تو عزیز من.
من هم بسیار فرق کرده ام، بزرگ شده ام اما دیگر رویاهای بزرگی ندارم، انگیزه و شادی هم از دستم فرار کردند، راستش را بخواهی دیگر هیچ چیز با ارزشی ندارم، آدم ها، آه از این موجودات سنگ دوپا که در نبودت تا حد توانشان به غم و اندوه من اضافه کردند، روز های زیادی بود که لب پرتگاه نشستم یا مشتی پر از قرصم را نگاه میکردم اما خب میدانی، مامان به من گفت زمان همه چیز را درست میکند، همه چیز را ماه من.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
