تِغ سنگ
Ir al canal en Telegram
کانال «تِغسنگ»، رسانه مجازی روستای شالینگچال بخش بندپی شهرستان بابل. ارتباط با ادمین: @Sh_khaleqi
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
136
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
136
🐓 باور قدیمی بانگ خروس (تِلا وَنگ)
باوری کهن در بین مردم بندپی بابل وجود دارد که هر گاه خروسی بر روی نال (تراس چوبی) خانه بانگ سر دهد و قوقولیقو بخواند نشان از آمدن مهمان است.
بانوان خانه با صدای شنیدن این بانگ با خود میگویند: « ای جان! خِئر و خِش، اَمروز کی اِیِه» و بر اساس این باور کهن سعی میکنند خانه را آب و جارو و تمیز کنند.
گاهی اوقات همین خروس کشته میشد تا غذای همان مهمانهایی شود که مژده آمدنشان را میداد.
@TeqSang
#بانگ_خروس
#تلاونگ
#باور_کهن
#مهمان
#بندپی
136
✅ نگاهی به واژه هِسار و هِسارچال در زبان و فرهنگ مردم مازندران
در دامنه جنوبی عَلَم کوه در کلاردشت مازندران، منطقهای بنام «حصارچال» وجود دارد.
این پرسش برای کوهنوردان و پژوهشگران و زبانشناسان پیش میآید که «حصارچال» به چه معناست؟ و چرا بخشی از این نام، عربی و بخشی فارسی هست؟ چرا نامی غیرمازندرانی بر یک منطقه جغرافیایی مازندران نهاده شده است؟ آیا ممکن است نگارش واژه «حصارچال» و معنیاش (آنگونه که در فارسی رایج است) از پایه نادرست باشد؟
برای پاسخ به این پرسشها، نخست میباید شناختی از جایگاه و معنای این واژه در زبان مازندرانی پیدا کنیم و آنگاه به سراغ «هسار» و «هسارچال» برویم.
استفاده از نامها و واژههای تازی (عربی) برای نامگذاری یک زمین، آبادی، کوه و دشت و … در ایران پس از یورش اعراب، به فرهنگ ما وارد شده است و واژه تازی «حصار» به معنای دیوار و سد، برای یک منطقه در مازندران نیز میتواند مورد پژوهش و اندیشه قرار گیرد و پاسخی برایش پیدا کرد.
به گمان من به عنوان یک مازندرانی که سالهاست در حوزه فرهنگی دیارم فعالیت دارم، واژه ترکیبی «حصارچال» به معنای «دیوار - چاله»، واژهای نادرست میباشد. زیرا واژه «هِسار» در زبان مردم مازندران، به معنای «شبنم یخزده در سحرگاه» میباشد و واژه «چال»، بخشی از زمینی است که در دامنه و شیب تند کوه، دارای شیب کم یا ملایم و مسطح باشد و به معنی چاله (گودی زمین) نیست. بنابر این در باره واژههای هسار و هسارچال میتوانم اینگونه بیان کنم:
هسارچال به زمین کم شیب یا مسطح در دامنه شیبدار کوه گفته میشود که دارای سبزه و پوشش گیاهی علفی بوده و شبنم روی علفهایش در سحرگاه یخ میزند و معمولا چوپانان و گالشها در چنین جاهایی آغل درست میکنند و یا دامها پس از چرای رورانه در آنجا استراحت میکنند.
در علمکوه که دومین قله بلند ایران پس از دماوند میباشد، حتی در بامدادان تابستان نیز دمای هوا به زیر صفر درجه رسیده و آب و شبنم یخ میزند.
واژههای هسار و هسارچال مازندرانی به خاطر تشابه تلفظ با واژه حصار تازی، بصورت حصار و حصارچال نوشته شده است.
نمونههای دیگری از پسوند چال در زبان مازندرانی:
پلنگچال و کُلِکچال (در بلندیهای شمال تهران، کُلِک یعنی گیاه خوشبوی گُلپر)، کَنگِلچال (جایی که گیاه کنگر بروید)، هَلیچال (هلی: درخت آلوچه جنگلی)، پَلِمچال (پلم: گیاه آقطی)، توپاچال (نوعی گیاه وحشی آشی)، اِفراچال، زَرِشکچال و …
بنابر این بهترست «حصارچال» را «هِسارچال» بنویسیم تا هم یک واژه مازندرانی را بیشتر و بهتر بشناسانیم و هم ذهن و چشم مردم به نوشتن این واژه عادت کند.
📝 ع. آزموده، مدیر انجمن فرهنگی سادوا بالاده (چهاردانگه، ساری)
منبع: سایت سادوا👇
www.sadva.ir/index.php/archives/13406
@TeqSang
136
🎥 فیلم بسیار زیبایی از یک گلهی گرگ در جنگلهای چلاو در مازندران که با دوربین تلهای در اواخر بهمن ماه ۱۴۰۰ گرفته شده است.
⚠️ متاسفانه قرار است درست در همین منطقه، یک معدن شن و ماسه احداث شود تا یکی از غنیترین مناطق جنگلی ایران با تنوعزیستی شگفتانگیز، کاملا تخریب شود.
@TeqSang
#جنگل_چلاو
#طبیعت
#گله_گرگ
#دوربین_تله_ای
#مازندران
#آمل
#نه_به_معدن_چلاو
136
💧آبشاری در جاده ییلاقی گِلیرُون
روستای ییلاقی گلیرون در ۷۰ کیلومتری جنوب بابل درمنطقه بندپی قرار دارد. شغل بیشتر مردمش دامپروری و کشاورزی و تولید لبنیات است.
بناهای آن به لحاظ معماری، از نوع خشتی، چوبی و سنتی ییلاقی مازندران هستند.
مردم روستا در فصل بهار و تابستان در این ییلاق ساکن هستند و در فصلهای پاییز و زمستان به شهر بابل و روستاهای جلگهای مهاجرت کرده و روستا خالی از سکنه میشود.
🎥 فیلم: نگار مجیدایی
@TeqSang
#ییلاق_گلیرون
#بابل_بندپی
#دامپروری
#کشاورزی
#معماری
136
✅ آداب نشستن در مجالس و خانه
در خانه های قدیمی روستاهای مازندران هر شخص برای نشستن جایگاهی داشت.
مثلا: کِلِسی، پایین کِلِه، کِله بِن، کِناسٓر و ...
کِلِسی: صدر اتاق که معمولا جایگاه بزرگان خانه (پدربزرگ و مادربزرگ و پدر) بود و به همین ترتیب پسرها و دخترها می نشستند.
پایین کله: اطراف اجاق آتش، زن مینشست چون مدیر داخلی خانه بود تا برای اهل خانه غذا تدارک ببیند و پذیرایی کند.
کله بن: اطراف اجاق، عروس یا دختران می نشستند که می بایست کنار سماور نفتی یا تَشکله با کتری سیاه و دودی و قوری پر از چای از بزرگان پذیرایی میکردند.
کِناسر: دم در که محل رفت و آمد بود.
در مجالس زنان بزرگ و مسن در روستاها خصوصا منطقه فیروزجاه بندپی، بالای مجلس با روسری سفید پنونی کرده و پیراهن قرمز می نشستند و با همدیگه از هر دری سخن می گفتند.
جای بسی تاسف است که سلسله مراتب احترام به بزرگان امروزه در مجالس کمتر رعایت شده اگر زن و مرد مسنی وارد مجلسی شود بزرگترین مشکل او نداشتن جا و مکان مناسب برای نشستن است.
نویسنده: دکتر مهدیزاده آری
کتاب: اسپه روسری (با اندکی ویرایش)
@TeqSang
#مازندران
#فیروزجا_بندپی
#روستا
#خانه_ی_قدیمی
136
📽 گفت و گوی طالب و زهره
◽️اجرایی متفاوت از طالب خوانی
◽️گروه ریرا
▫️نخستین کانال تخصصی شعرهای طالب آملی @TaalebAmoli
#گفتگوی_طالب_و_زهره
#گروه_ری_را
#طالب_خوانی
#موسیقی_مازندران
#طالب_آملی
136
513. موزه میراث روستایی
◽️رشت، استان گیلان
📆 ۱۵ بهمن ۱۴۰۰
▫️کانال عکس: @PhotoAzmoude
@TeqSang
#موزه_میراث_روستایی_گیلان
#رشت
#گیلان
#روستاگردی
#گردشگری
#عکاسی_آزموده
136
✅تقدیر از زاکانی شهردار تهران بر سنگ قبر خالی نیما یوشیج در تهران!!
شهرداری تهران در اقدامی عجیب در امامزاده عبدالله تهران برای نیما یوشیج شاعر بلند آوازه و پدر شعر نو فارسی سنگ قبر درست کرده و در اقدامی عجیبتر بر روی سنگ قبر از دکتر علیرضا زاکانی شهردار فعلی تهران نیز تقدیر کرده است.
یادآوری میشود پیکر نیما یوشیج در سال ۱۳۷۴ از امامزاده عبدالله تهران به زادگاهش روستای یوش در مازندران منتقل و دوباره به خاک سپرده شده است.
در تاریخ سابقه نداشته بر روی سنگ قبر متوفی بنویسند که «این سنگ قبر با عنایت فلانی درست شده است».
این پرشش نیز مطرح است که هدف شهرداری تهران از درست کردن سنگ قبر خالی نیما یوشیج در کنار سنگ قبر همسرش عالیه جهانگیری چیست؟
نکته: پژوهشگران و نیماشناسان بارها تذکر دادهاند که بکار بردن «علی اسفندیاری» برای نام «نیما یوشیج» نادرست و فاقد استناد میباشد.
@Haavest منبع :هاوست
@TeqSang
136
«چَل» وسیله ای برای ریسندگی ابریشم و پشم هست.
در مازندارن به ابریشم « اُوشِم » میگویند.
@choretalbum:منبع
@TeqSang
136
✅ نِفار و شوپِه
مردان و زنان روستایی مازندران که دارای زمین کشاورزی هستند برای محافظت از محصولاتشان به ویژه شالی در برابر گراز وحشی (= خی) شوپه میروند.
آنها در بالای نفار که بنایی چوبی است، از سر ِ شب تا صبح بیدار مانده و با ایجاد سر و صداهایی خاص، حیوانات وحشی را از زمینهایشان دور میکنند.
در برخی مناطق، شخصی با عنوان «میرشکار» یا «خی زَن» میآورند تا از زمینهایشان مراقبت کنند. او دستمزدش را در زمان درو، که مقداری مشخص از محصول و زمینهاست دریافت میکند. مثلا: « یک گیری زمین، یک کیلِه پِر » که در زبان محلی میگویند: «سرمیرشکاری».
زنده یاد نیما یوشیج در شعری با نام «شب پا» میگوید:
ماه میتابد، رود است آرام
بر سر ِ شاخه «اوجا» «تیرنگ»
دم بیاویخته در خواب فرو رفته، ولی در «آئیش»
کار «شب پا» نه هنوزست تمام.
میدمد گاه به شاخ
گاه میکوبد بر طبل به چوب
وندر آن تیرگي وحشتزا
نه صدائیست به جز این، کز اوست ...
پینویس:
شوپه یعنی شب پایی دادن، بیدار ماندن در شب.
کیله: سطل چوبی بزرگ که پیمانهی اندازهگیری محصول است.
یک گیری: یک هکتار
✍شهربانو خالقی
▫️ بندپی، بابل
@TeqSang
#شوپه
#نفار
#کشاورز
#میرشکار
136
✳️مهر کردن
اصطلاح «مِهر کردن» یا «مِر هاکاردِن» در فرهنگ مازندران خصوصا منطقه بندپی بسیار پر کاربرد است.
اگر کسی در تاریکی جایی یا بیرون از خانه برود و یا تازه غذا خورده و دهانش هنوز گرم هست، میگفتند «مِر هاکن» (مهر بگو).
اصطلاح «مهر کن» یعنی مهر را یاد بکن و بر زبان بیاور که این امر ریشه در دوران کهن ایرانیان به خصوص آیین مهرپرستی دارد.
ایرانیان باستان بر این باور بودند که جهان به دو بخش خوبی و بدی تقسیم می شود. خوبی نمادی از اهورا مزدا و بدی نمادی از اهریمن است که تاریکی قسمتی از اهریمن میباشد.
«مهر» همان خدای خورشید و گرما و روشنایی است که نماد خوبی میباشد لذا هر چیز بد را سعی میکردند با نماد خوبی اهورا مزدا ار بین ببرند.
این رسم، سینه به سینه حفظ شده تا در دوره اسلامی مانند بسیاری از آداب و رسوم ایرانی، برای اینکه از بین نرود با باورهای اسلامی آمیخته شد و در فرهنگ بومی مردم باقی ماند.
بعد از اسلام واژه مهر به صورت «بسم الله الرحمن الرحیم» بر زبان آورده میشود.
✍نوشته: دکتر رضا مهدی زاده آری
📗کتاب: مهر تا مهر (با اندکی ویرایش)
@TeqSang
#فرهنگ_بومی
#مازندران_بندپی
#مهر
#مهر_کردن
#مر_هاماردن
#فرهنگ_مازندران
#باستان
#اهورا_مزدا
#آداب_ورسوم
136
◾️انباشت زباله در کنار جنگل روبه نابودی نِهِه شهر گلیا، بندپی شرقی.
روز جمعه هشتم بهمن ۱۴۰۰، همراه همسرم برای عکاسی به سمت جنگل نهه رفتیم.
هنوز چند صدمتری از جاده کنار جنگل نرفته بودیم که در گوشهای از جاده جنگلی، با این صحنه آزاردهنده روبرو شدیم.
خیلی ناراحت شدیم و به جای عکاسی از طبیعت ِ رو به نابودی نهه، دوربین موبایلم را سمت این صحنه گرفتم و عکس انداختم.
امروز این تصویر را در گروهها به اشتراک گذاشتم، باشد که مسئولین منطقه چشمهای بسته خود را باز کنند و چارهای برای حفظ محیط زیست رو به نابودی منطقه بیندیشند.
📷 و ✍ شهربانوخالقی
@TeqSang
#جنگل_نهه
#گلیا_بندپی_شرقی
#زباله
#محیط_زیست
#جنگل
#عکاسی_خالقی
#عکاسی_موبایل
136
🌺 ترانه مازندرانی (مازنی خونش)
🍁 خانِ وچه (بچهی خان)
🍁 گروه ماسو
🍀 ترانه: معین برزه
☘️ خواننده: عباس حسینی، یاسر گرجی
🌹 موسیقی: حامد حسینی
🌹 تنظیم: بهتاش زرین
🌹 گیتار: امید طلایی
🌹 لَله وا و دودوک: یاسر گرجی
فارسی دگاردنی
(برگردان فارسی)
اگر خوب نگاهم نمیکردی غصه میخوردم
زار زار نگاهت میکردم و گریه میکردم
مادرم میگفت نداری روسیاهیست
بچه بودم و متوجه حرفش نمیشدم
تو بچهی خان بودی و دنیا برای تو بود
ناز تو را عالم و آدم میخرید
تو هر عید دامن نو میپوشیدی اما
مادرم لباسهایم را بزرگتر میخرید
🆔 @Haavest:منبع
@TeqSang
